تاریخ احتمالی دور جدید تنش میان ایران و آمریکا
در شرایطی که تنشها میان ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد، از ۵ تا ۱۲ آبان بهعنوان بازهای مهم برای تعیین سرنوشت جنگ ایران و آمریکا یاد شده است؛ روزهایی که همزمان با دو انتخابات مهم در اسرائیل و آمریکا هستند.
یادداشت روزنامه خراسان با بررسی همزمان گزینههای نظامی و دیپلماتیک تهران و واشنگتن، به این پرسش پرداخته است که دو طرف برای پایان جنگ یا ورود به مرحلهای تازه از رویارویی چه انتخابهایی پیش رو دارند. در ادامه یادداشت خراسان را میخوانید:
گزینههای پیش روی ایران و آمریکا برای تعیین سرنوشت جنگ در هفتههای پیش رو چیست؟
وضعیت نظامی بهسرعت در حال تحول است. هرچه به پایان مهرماه و نیمه اول آبانماه – موعد انتخابات آمریکا – نزدیک میشویم، احتمال رویارویی ناگهانی نظامی بیشتر میشود. رئیسجمهور نیز در جلسه دیروز هیئت دولت، با بیان این که ما در یک جنگ تمامعیار در ابعاد کامل قرار داریم، اظهار کرد: البته در این شرایط، ضمن این که در حال گفتوگو و مذاکره هستیم، برای احقاق حق و حقوق ملت ایران از موضع عزت و اقتدار سخن میگوییم و در عین حال با قدرت برنامه مقاومت و تابآوری را دنبال میکنیم و قطعاً بدون شک مقاومت خواهیم کرد و دشمن را ناامید و مأیوس خواهیم ساخت. پیش از این رئیس مجلس و دبیر شعام نیز مواضع مشابهی را بیان کرده بودند؛ موضوعی که نشان میدهد مذاکره همچنان به عنوان یک ابزار در جهت استحصال منافع ملی از سوی نظام مورد استفاده قرار میگیرد. اما آیا این تنها راه حل ایران برای پایان جنگ است؟
هستهای؛ مسئله این است
دیروز، اما رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی مدعی شد که هیچ مذاکرهای میان ایران و آمریکا درباره برنامه هستهای تهران در جریان نیست و آمریکا ابتدا باید شروط تهران را بپذیرد تا موضوع هستهای قابل مذاکره باشد. به رسمیت شناختن حق غنیسازی ایران از سوی آمریکا خط قرمز تهران است. این خبر را میتوان در کنار تاکید مسئولان ایرانی درباره عدم انجام مذاکرات هستهای تحلیل کرد. ایران به هیچ وجه در این وهله مذاکره هستهای نمیکند، چون اولا دشمن دو مرتبه جنگ را در میانه مذاکرات هستهای به ایران تحمیل کرد و ثانیا، چون موضوع را موجودیتی میبیند و مسئله ابهام هستهای در کنار حفظ اورانیومهای غنی شده شاید برای او در مقابل آمریکا بازدارندگی ایجاد نکند، اما ریسک هرگونه عمل تهاجمی علیه ایران را برای آمریکا افزایش میدهد. از سوی دیگر آمریکا نیز نمیتواند بدون دستاورد هستهای از این جنگ خارج شود و ادعای پیروزی کند.
بنابراین، هر دوطرف میدانند که با توجه به موضع طرف مقابلشان بعیدترین اتفاق ممکن، رسیدن به یک تفاهم برای پایان جنگ است. پیش از این میشد ادعا کرد که ایران با هدف رسیدن به یک تفاهم کوتاه تا تعیین تکلیف انتخابات آمریکا به مذاکره ادامه میدهد تا یک تنفس اقتصادی حداقلی با هدف افزایش تاب آوری ایجاد کند؛ اما اکنون دیگر این پنجره بسیار کوتاه شده و عملا برخورداری از دستاوردهای چنین تفاهمی ارزش چندانی نخواهد داشت. اما چرا با این اوصاف ایران همچنان مذاکره را دنبال میکند؟ بدیهی است که در صورت عدم مذاکره برای پایان جنگ و برداشتن محاصره، دشمن با تداوم وضع موجود و فشار بر شریانهای اقتصادی کشور به سمت کاهش تاب آوری اجتماعی و پس از آن ایجاد آشوبهای گسترده داخلی با هدف زیرسازی مناسب برای انجام یک کمپین هوایی پرفشار دیگر استفاده خواهد کرد؛ لذا مهمترین هدف ایران در این مرحله تمرکز بر برداشتن محاصره دریایی است و راه حلهای نظامی و سیاسی به موازات هم در حال دنبال شدن هستند. موضوعی که رگههایی از آن را در تهدیدات فزاینده فرماندهان نظامی ایران به انجام حملات پیشدستانه میتوان دید.
پنجره طلایی میان انتخاباتی و یک نکته
از سوی دیگر فهم این نکته ضروری است که کنار گذاشتن فرایند تبادل پیام و ورود به فاز جدیدی از تشدید تنشها تا ۱۹ روز آینده عملا یک پاس گل به نتانیاهو و حزبش در جریان انتخابات کنست در تاریخ ۲۷ اکتبر خواهد بود. در شرایطی که نتانیاهو و دولتش از ترس از دست دادن جایگاه سیاسی خود به دنبال هر دستاویزی برای ایجاد درگیری جدید هستند و یک روز از نقش ایران در عملیات پرچم دروغین پرواز فلای دبی میگویند و روز دیگر از آمادگی حماس برای انجام یک حمله غافلگیرانه به اشغالگران خبر میدهند، عاقلانهترین کار برای ایران پرهیز از تشدید تنشها در این بازه است. با این اوصاف برخی معتقدند که حدفاصل ۲۷ اکتبر تا ۳ نوامبر (زمان انتخابات میان دورهای آمریکا) بهترین زمان برای هرگونه تشدید تنش با هدف افزایش فشارها بر ترامپ و جمهوری خواهان در انتخابات میاندورهای کنگره خواهد بود. موضوعی که اخیرا مورد اشاره امیت سیگال، خبرنگار کانال ۱۲ اسرائیل، هم قرار گرفته بود. او ادعا کرد فاصله میان ۲۷ اکتبر، زمان انتخابات اسرائیل، تا ۳ نوامبر، زمان انتخابات میاندورهای آمریکا، تنها یک هفته است و از نگاه او، این بازه زمانی میتواند برای آغاز جنگ مورد توجه تهران باشد. البته این تشدید تنش یا آن طور که دیروز امیر اکرمی نیا سخنگوی ارتش هم از آن به عنوان حمله پیشدستانه یاد کرد هم باید همراه با درنظر گرفتن این موضوع دنبال شود که حتی اگر هدف ایران به شکست کشاندن ترامپ در انتخابات میان دورهای است، این موضوع چقدر میتواند در ایجاد محدودیت برای ترامپ در تداوم جنگ با ایران موثر باشد. حداقل تا الان به جز یک شکست سیاسی و یک طرح استیضاح که آن هم چیزی به جز یک شکست سیاسی نخواهد بود، نمیتوان دستاورد بیشتری متصور شد.
عامل ریسک در منطق هزینه فایده آمریکا
اما مهمترین نکتهای که میتواند دست طرف ایرانی را با هدف بهره بردن از پنجره میان دو انتخابات برای تشدید تنشها یا انجام حمله پیشدستانه با دو هدف اثرگذاری بر انتخابات آمریکا و تلاش برای شکستن محاصره در یک بازه زمانی محدود، باز بگذارد بی میلی طرف آمریکایی به بازگشت به فاز نظامی و همچنین ریسک تشدید تنش است. در واقع طرف آمریکایی میداند که بازگشت مجدد به یک کمپین هوایی، آن هم در شرایطی که شوک انرژی در آستانه زمستان وارد فاز تعمیق اثرگذاری شده و محدودیتهای عملیاتی به علت آسیب واردشده به پایگاههای آمریکایی در منطقه و محدودیتهای تسلیحاتی وجود دارد، نمیتواند آورده بیشتری از عملیات خشم حماسی داشته باشد. با این اوصاف راهبرد جدید نظامی آمریکا در قبال ایران یا باید از طریق حمله زمینی یا حملات هستهای به ایران انجام شود. حمله زمینی به شدت پرهزینه و مشکل خواهد بود. در بعد حمله هستهای هم مشخص نبودن سرنوشت اورانیومهای غنی شده ایران، ریسک استفاده از این گزینه را به شدت برای آمریکاییها بالا برده است. اما هرچه ضعفهای نیروی نظامی آمریکا بیشتر آشکار میشود، استراتژی ایران هماهنگ است: حفظ و تثبیت برتریهایی که پس از جنگ ۴۰ روزه به دست آوردیم؛ هم روی زمین، هم در دیپلماسی و مذاکرات.
منبع: روزنامه خراسان