ضلع جنوبی تنگه هرمز چه خبر است؟ از مسندم، خصب، کمزار و شبهجزایر عمانی تنگه هرمز چه میدانیم؟
زیسان: اگر از سواحل جنوبی ایران به آن سوی تنگه هرمز نگاه کنیم، معمولاً آنچه میبینیم فقط یک خط مبهم از خشکی و کوه است. در روایتهای ایرانی، این سوی آب را خوب میشناسیم: بندرعباس، قشم، هرمز، لارک و هنگام. اما آن طرف چه خبر است؟ پشت این آبراه پررفتوآمد، نه دبی قرار دارد و نه برجهای شیشهای کشورهای حاشیه خلیج فارس؛ بلکه سرزمینی کوهستانی و بریدهبریده قرار گرفته که بخشی از عمان است، اما از خاک اصلی عمان جدا افتاده است.
نام این سرزمین مسندم است؛ شبهجزیرهای که درست در جنوبیترین سوی تنگه هرمز پیش آمده و از آنجا، کشتیهایی که یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان را طی میکنند، از مقابل کوهها و روستاهایش عبور میکنند. مسندم حدود ۱۸۰۰ کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن بر اساس آمار رسمی عمان ۵۵ هزار و ۶۵۶ نفر اعلام شده است؛ منطقهای کوچک که اهمیت جغرافیاییاش بسیار بزرگتر از اندازهاش است.
این گزارش، سفری است از ساحل ایران به آن سوی آب؛ به جایی که کوهها مستقیم به دریا میرسند، روستاها در میان خورها و صخرهها پنهان شدهاند و در دورترین نقطه آن، روستایی قرار دارد که راهنمای گردشگری رسمی مسندم از آن با تصویری شاعرانه یاد میکند: روستایی که گویی نگهبان وفادار تنگه هرمز است.

آن سوی تنگه هرمز دقیقاً کجاست؟
برای فهم جغرافیای آن سوی تنگه، باید ابتدا نقشه را کمی متفاوت نگاه کرد.
اگر از قشم یا بندرعباس به جنوب برویم، در آن سوی آب به بخش شمالی عمان میرسیم؛ اما اینجا یک نکته عجیب وجود دارد. سرزمینی که روبهروی تنگه هرمز قرار گرفته، به بدنه اصلی عمان متصل نیست.
مسندم یک برونبوم عمانی است.
بخشی از خاک امارات متحده عربی میان مسندم و بخش اصلی عمان قرار گرفته است. به همین دلیل، مسندم از نظر سیاسی عمانی است، اما از نظر جغرافیایی مانند تکهای جداافتاده از این کشور در شمال شبهجزیره عربستان دیده میشود.
مرکز این منطقه شهر خصب است و مسندم چهار ولایت اصلی دارد: خصب، بخا، دبا و مدحا. البته مدحا خودش داستان پیچیدهتری دارد و در جغرافیای عمان و امارات، ساختاری متفاوت از بدنه اصلی شبهجزیره مسندم دارد.
این ویژگی باعث شده مسندم هویتی متفاوت از تصویری داشته باشد که بسیاری از مردم از عمان میشناسند.
اینجا نه یک بیابان وسیع است و نه یک شهر بزرگ ساحلی.
اینجا سرزمین کوه و دریاست.

سرزمینی که کوههایش به دریا فرو میروند
اولین چیزی که در تصاویر مسندم جلب توجه میکند، شکل عجیب خط ساحلی آن است.
کوههای سنگی و خشک تا نزدیکی آب پایین میآیند و دریا در میان بریدگیها و درههای ساحلی پیش میرود. این خورهای عمیق که در منابع گردشگری عمان با نام khors شناخته میشوند، یکی از مهمترین ویژگیهای جغرافیایی مسندم هستند.
همین چشمانداز باعث شده این منطقه لقب معروفی پیدا کند: «نروژ عرب».
البته این لقب بیشتر یک توصیف گردشگری است تا یک مقایسه جغرافیایی دقیق؛ اما واقعیت این است که ترکیب کوهستانهای ناهموار، بریدگیهای ساحلی و روستاهای کوچک، چشماندازی ساخته که با تصور رایج از شبهجزیره عربستان تفاوت زیادی دارد. سازمان گردشگری عمان نیز مسندم را بهدلیل همین خورهای صخرهای، روستاهای کوچک و جادههایی که در امتداد کوهها حرکت میکنند، با این عنوان معرفی میکند.
برای مردمی که در سوی ایرانی تنگه هرمز زندگی میکنند، شاید عجیبترین نکته همین باشد: آن سوی آب، جغرافیایی وجود دارد که از بسیاری جهات به سواحل خشک و کوهستانی جنوب ایران نزدیکتر به نظر میرسد تا تصویر آشنای شهرهای مدرن خلیج فارس.

خصب؛ شهری که رو به تنگه هرمز نشسته است
در قلب این منطقه، شهر خصب قرار دارد؛ مرکز اداری مسندم و مهمترین شهر این شبهجزیره.
خصب برای گردشگران عمانی و خارجی، نقطه شروع سفر به خورها و روستاهای ساحلی است. از اینجا قایقهای سنتی و گردشگری راهی آب میشوند، گردشگران برای دیدن دلفینها و ساحلهای صخرهای سفر میکنند و برخی مسیرها به جزیرهها و خورهایی میرسند که از خشکی دسترسی سادهای به آنها وجود ندارد.
اما خصب فقط یک مقصد گردشگری نیست.
موقعیت این شهر باعث شده زندگی آن همواره با دریا تعریف شود. دریا برای مردم منطقه هم مسیر رفتوآمد بوده، هم منبع درآمد و هم پلی میان اجتماعاتی که در میان کوهها پراکنده شدهاند.
امروز گردشگری نیز سهم مهمی در اقتصاد منطقه پیدا کرده است. خبرگزاری رسمی عمان گزارش داده که فقط تا میانه دسامبر ۲۰۲۵، بیش از ۳۵ هزار گردشگر با ۲۷ کشتی کروز وارد بندر خصب شدند. در فصل زمستان پیش از آن نیز بیش از ۶۳ هزار گردشگر از طریق ۴۵ کشتی کروز به این بندر آمده بودند. در دبا نیز دهها هزار گردشگر از طریق سفرهای دریایی تفریحی، ماهیگیری و غواصی حضور داشتهاند.
این اعداد نشان میدهند که در کنار نقش استراتژیک تنگه هرمز، امروز یک اقتصاد گردشگری نیز در این منطقه شکل گرفته است.
با این حال، کافی است چند کیلومتر از شهر فاصله بگیری تا تصویر تغییر کند.

در مسندم، دریا همیشه یک منظره نبوده؛ گاهی تنها جاده بوده است
وقتی نقشه مسندم را نگاه میکنید، متوجه میشوید چرا بسیاری از روستاهای این منطقه برای مدتهای طولانی به دریا وابسته بودند.
کوهستانهای سخت و بریدگیهای عمیق ساحلی، ارتباط زمینی را دشوار میکردند. برای بعضی از اجتماعات ساحلی، قایق فقط وسیله ماهیگیری نبود؛ راه رسیدن به دنیای بیرون بود.
حتی امروز هم در معرفی رسمی منطقه، سفرهای دریایی بخش مهمی از تجربه مسندم محسوب میشود. قایقسواری، ماهیگیری، غواصی، کایاکسواری و سفر به روستاها و خورهای دورافتاده، بخشی از زندگی و گردشگری این شبهجزیره است.
در چنین جغرافیایی، دریا معنایی متفاوت پیدا میکند.
برای کسی که از دور به تنگه هرمز نگاه میکند، ممکن است این آبراه فقط مسیر عبور نفتکشها باشد. اما برای مردم مسندم، دریا پیش از هر چیز بخشی از زندگی روزمره است.
همان آبراهی که امروز در اخبار جهان با نفت، ناوهای جنگی و بحرانهای سیاسی شناخته میشود، برای ساکنان روستاهای ساحلی میتواند مسیر ماهیگیری، رفتوآمد و ارتباط با همسایهها باشد.
مسندم فقط نفتکشها نیست
اگر نام تنگه هرمز را در رسانههای جهان جستوجو کنید، تقریباً همیشه با چند تصویر مشابه روبهرو میشوید: نفتکشهای عظیم، نقشههای نظامی، فلشهایی که مسیر عبور انرژی را نشان میدهند و تحلیلهایی درباره احتمال بستهشدن آبراه.
اما وقتی به مسندم میرویم، تصویر دیگری ظاهر میشود.
قایقهای کوچک.
تورهای ماهیگیری.
روستاهای پراکنده.
خورهایی که در میان کوهها پنهان شدهاند.
و مردمی که اقتصاد منطقهشان تنها به موقعیت استراتژیک تنگه وابسته نیست.
دولت عمان نیز در برنامههای توسعه مسندم، از لجستیک، گردشگری و شیلات بهعنوان سه حوزه مهم اقتصادی منطقه نام برده است.
این شاید یکی از مهمترین تفاوتهای نگاه از دور و نگاه از نزدیک باشد.
از روی نقشه، مسندم یک نقطه استراتژیک است.
اما روی زمین، اینجا خانه دهها هزار نفر است.

سرزمینی که از کشور خودش جدا افتاده است
جغرافیای مسندم فقط بهدلیل کوهها و دریا عجیب نیست.
این منطقه از بخش اصلی عمان جداست و همین مسئله بر زندگی روزمره و هویت آن نیز تأثیر گذاشته است.
اگر کسی در مسقط زندگی کند و بخواهد بهصورت زمینی به خصب برود، مسیرش از خاک امارات میگذرد.
این یعنی مردم مسندم، با وجود تعلق سیاسی به عمان، در جغرافیایی زندگی میکنند که همواره تحت تأثیر همسایگان نزدیکترشان نیز بوده است.
شاید همین موقعیت خاص یکی از دلایل تنوع فرهنگی منطقه باشد.
مسندم در طول تاریخ محل برخورد و تماس گروههای مختلف بوده؛ مردمی که از راه دریا میان سواحل ایران، عمان، امارات، هند و شرق آفریقا رفتوآمد داشتهاند.
این رفتوآمدها فقط کالا جابهجا نمیکردند.
کلمات، زبانها، آداب و روابط خانوادگی هم از روی آب عبور میکردند.
یکی از بهترین نمونههای این داستان، روستایی است که در شمال مسندم قرار دارد.
نامش کمزار است.

کمزار؛ روستایی که گویی نگهبان تنگه هرمز است
در میان کوههای ناهموار شمال مسندم، روستایی قرار گرفته که نامش در راهنمای رسمی گردشگری منطقه با یک توصیف جالب آمده است:
کمزار، روستایی است که گویی خود را به نگهبان وفادار تنگه هرمز تبدیل کرده است.
این توصیف بیدلیل نیست.
کمزار در یکی از حساسترین نقاط جغرافیایی منطقه قرار دارد؛ جایی که کوه و دریا به هم میرسند و تنگه هرمز در برابر چشم مردم روستا امتداد پیدا میکند.
برای رسیدن به این منطقه، دریا همچنان نقش مهمی دارد. راهنمای گردشگری مسندم از کوچههای قدیمی، چاه تاریخی روستا و چشمانداز آن به آبراهی سخن میگوید که قرنها مسافران و دریانوردان از آن عبور کردهاند.
اما کمزار فقط بهخاطر موقعیت جغرافیاییاش عجیب نیست.
مردم اینجا به زبانی صحبت میکنند که داستانش از خود روستا هم دورتر میرود؛ زبانی که رد خویشاوندانش را میتوان در آن سوی تنگه، در جزیره لارک ایران، دنبال کرد.
این همان داستانی است که در گزارش جداگانه میتوان مفصلتر به آن پرداخت: کمزاری، زبانی از خانواده زبانهای ایرانی که هنوز در این سوی و آن سوی تنگه هرمز رد آن باقی مانده است.
اما حتی بدون ورود به ماجرای زبان، خود کمزار تصویری متفاوت از زندگی در کنار یکی از مشهورترین آبراههای جهان ارائه میدهد.
برای جهان، اینجا نقطهای است روی نقشه ژئوپلیتیک.
برای مردم روستا، اینجا خانه است.

از بالای کوه، دو جهان به هم میرسند
در مسندم نقطهای وجود دارد که گردشگران برای دیدن چشمانداز اطراف از پلههای کوه بالا میروند. راهنمای رسمی منطقه از چشماندازی یاد میکند که از یک سمت به دریای عمان و از سوی دیگر به آبهای خلیج فارس نگاه دارد.
در اینجا جغرافیا تقریباً با چشم قابل درک میشود.
دو پهنه آبی.
کوهستانی که میان آنها پیش آمده است.
و باریکهای از آب که در نقشههای جهان به نام تنگه هرمز شناخته میشود.
از چنین نقطهای شاید بهتر بتوان فهمید چرا مسندم تا این اندازه اهمیت دارد.
اما برای مردم منطقه، اهمیت این جغرافیا فقط سیاسی نیست.
کوهها، دریا، ماهی، قایق و روستاها بخشی از زندگی واقعیاند؛ زندگیای که قرنها پیش از ظهور نفتکشهای مدرن در این منطقه جریان داشته است.

زندگی در سایه یکی از مهمترین آبراههای جهان
مسندم در یکی از پرخبرترین نقاط جهان قرار گرفته است، اما خود زندگی مردم این منطقه معمولاً کمتر به تیتر رسانهها راه پیدا میکند.
وقتی تنش بالا میگیرد، همه نگاهها به تنگه هرمز میرود.
کشتیها رصد میشوند.
نقشهها منتشر میشوند.
قیمت انرژی بالا و پایین میرود.
اما در همان زمان، در امتداد ساحل جنوبی این تنگه، زندگی ادامه دارد.
کسی برای ماهیگیری به دریا میرود.
قایقی میان خورها حرکت میکند.
گردشگری از خصب راهی دریا میشود.
و در روستاهای کوچک، مردمی زندگی میکنند که برای آنها این آبراه فقط یک «گلوگاه استراتژیک» نیست.
این شاید مهمترین چیزی باشد که وقتی از ایران به آن سوی تنگه نگاه میکنیم، کمتر میبینیم.
ما معمولاً درباره تنگه هرمز حرف میزنیم، اما کمتر درباره مردمی که کنار آن زندگی میکنند.

آن سوی آب، یک جهان کوچک پنهان شده است
مسندم را نمیتوان فقط با یک جمله توضیح داد.
این منطقه هم بخشی از عمان است و هم از خاک اصلی عمان جدا افتاده.
هم در کنار یکی از مهمترین مسیرهای کشتیرانی جهان قرار دارد و هم روستاهایی دارد که زندگیشان قرنها با کوه و دریا تعریف شده است.
هم گردشگران برای دیدن خورهای صخرهای و دلفینها به آنجا میروند و هم اقتصاد رسمی منطقه هنوز بر بخشهایی مانند شیلات و فعالیتهای دریایی تکیه دارد.
و در دورترین بخشهایش، روستاهایی وجود دارند که هنوز داستانهایی را در دل خود نگه داشتهاند که از بسیاری از خبرهای روز تنگه هرمز قدیمیترند.
از جمله کمزار؛ روستایی که درست در لبه این جهان کوهستانی قرار گرفته و از کنار آن، کشتیهای عظیم از یکی از مهمترین آبراههای جهان عبور میکنند.
شاید اگر یک روز در ساحل قشم یا هرمز بایستیم و به جنوب نگاه کنیم، آن سوی آب دیگر فقط «عمان» نباشد.
پشت آن خط کوهستانی، جهانی کوچک قرار دارد:
خصب، روستاهای ساحلی، ماهیگیران، خورهای عمیق، کوههایی که به دریا میرسند و مردمی که زندگیشان قرنها پیش از آنکه تنگه هرمز به یک واژه سیاسی تبدیل شود، با همین آب گره خورده بود.
و شاید این بهترین راه برای دیدن آن سوی تنگه باشد:
نه از روی نقشههای نظامی.
نه از پشت آمار عبور نفتکشها.
بلکه از کنار ساحل؛ جایی که برای مردم مسندم، این آبراه مشهور جهان، پیش از هر چیز بخشی از زندگی روزانه است.

پرسشهای متداول درباره سمت عمانی تنگه هرمز
آن سوی تنگه هرمز چه منطقهای قرار دارد؟
بخش مهمی از ساحل جنوبی تنگه هرمز در قلمرو عمان قرار دارد. مهمترین منطقه عمانی مشرف به این آبراه، شبهجزیره و استان مسندم است که در شمال عمان و روبهروی بخشهایی از سواحل و جزایر جنوبی ایران قرار گرفته است.
مسندم کجاست؟
مسندم در شمالیترین بخش عمان قرار دارد و از خاک اصلی عمان با بخشی از خاک امارات متحده عربی جدا شده است. مرکز این منطقه شهر خصب است.
چرا مسندم را «نروژ عربستان» مینامند؟
این لقب بهدلیل خورهای صخرهای، کوهستانهای ناهموار و بریدگیهای عمیق ساحلی مسندم به کار میرود. این عنوان بیشتر یک توصیف گردشگری از چشمانداز منطقه است.
شهر اصلی مسندم چیست؟
خصب مهمترین شهر و مرکز استان مسندم عمان است و یکی از نقاط اصلی گردشگری و فعالیتهای دریایی این منطقه محسوب میشود.
مردم مسندم چگونه زندگی میکنند؟
اقتصاد منطقه بر مجموعهای از فعالیتها از جمله شیلات، گردشگری، لجستیک، تجارت و فعالیتهای دریایی استوار است. در برخی از مناطق و روستاهای ساحلی نیز دریا و ماهیگیری همچنان نقش مهمی در زندگی مردم دارند.
روستای کمزار کجاست؟
کمزار روستایی در منطقه مسندم عمان و در نزدیکی تنگه هرمز است. این روستا به دلیل موقعیت کوهستانی و ساحلی و همچنین زبان کمزاری مردم آن شناخته میشود. راهنمای گردشگری رسمی مسندم از کمزار بهعنوان روستایی مشرف به تنگه هرمز یاد میکند.
آیا میتوان از مسندم به خاک اصلی عمان مستقیماً سفر کرد؟
مسندم از بدنه اصلی عمان جداست و مسیر زمینی میان این منطقه و بخش اصلی عمان از خاک امارات متحده عربی عبور میکند.