از بازار ارز تا یخچال خانه؛ دلار که بالا میرود، چه چیزی از سفره مردم حذف میشود؟
زیسان: صبح دوشنبه، عددی روی تابلوهای بازار ارز دیده شد که تا همین چندی پیش بیشتر شبیه یک سناریوی بدبینانه بود: دلار آزاد از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرد.
برای کسی که هر روز قیمت ارز را دنبال نمیکند، شاید این فقط یک عدد باشد؛ عددی که چند ساعت بعد ممکن است چند هزار تومان بالا یا پایین برود. اما در مغازهها و عمدهفروشیها، داستان معمولاً به همینجا ختم نمیشود.
فروشندهای که امروز هنوز جنس را با قیمت دیروز میفروشد، ممکن است فردا برای جایگزین کردن همان کالا مجبور باشد بیشتر پول بدهد. تولیدکنندهای که بخشی از مواد اولیه، قطعات، بستهبندی یا ماشینآلاتش به ارز وابسته است، هزینههای جدید را حساب میکند. واردکننده منتظر نرخ تازه میماند و خریدار، چند روز یا چند هفته بعد، با همان سؤال قدیمی روبهرو میشود:
«پس این هم چرا گران شد؟ مگر تولید داخل نیست؟»
دلار در بازار آزاد ایران امروز، دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵، به محدوده ۲۰۰ هزار تومان رسید و گزارشهای مختلف نرخهایی نزدیک به ۲۰۰ تا بیش از ۲۰۱ هزار تومان را ثبت کردهاند.
اما ماجرای اصلی فقط رکورد جدید دلار نیست. سؤال مهمتر این است که وقتی نرخ ارز بالا میرود، دقیقاً چه مسیری را طی میکند تا به سفره یک خانواده برسد؟
و شاید سؤال تلختر این باشد که در شرایطی که قیمت مواد غذایی پیش از این هم با سرعتی بیشتر از بسیاری از بخشهای دیگر اقتصاد بالا رفته، شوک تازه ارز چه چیز دیگری را از سبد خرید خانوارها کم خواهد کرد؟
داستان از صرافی شروع نمیشود؛ از «قیمت فردا» شروع میشود
افزایش نرخ دلار همیشه به این معنا نیست که همان روز قیمت همه کالاها تغییر کند.
بعضی کالاها ماهها قبل خریداری و وارد شدهاند. برخی فروشندگان موجودی انبار دارند و میتوانند مدتی با قیمت قبلی بفروشند. اما بازار یک ویژگی مهم دارد: فروشنده فقط به قیمتی که کالا را خریده نگاه نمیکند؛ به این هم فکر میکند که فردا با چه قیمتی میتواند همان کالا را دوباره جایگزین کند.
همین «هزینه جایگزینی» یکی از مسیرهایی است که نوسان ارز را به بازار روزمره وصل میکند.
برای همین ممکن است یک کالا کاملاً ایرانی باشد، اما از افزایش نرخ ارز در امان نماند.
یک کارخانه مواد غذایی ممکن است محصولش را در ایران تولید کند، اما برای بستهبندی به مواد اولیه وارداتی نیاز داشته باشد. کارخانه لبنیات با هزینه خوراک دام، تجهیزات، بستهبندی، حملونقل و مواد افزودنی روبهروست. تولیدکننده پوشاک شاید پارچه، رنگ یا قطعهای وارداتی مصرف کند. حتی کالایی که هیچ جزء وارداتی مستقیمی ندارد، ممکن است از افزایش هزینه حملونقل، ماشینآلات، تعمیرات یا مواد واسطهای اثر بگیرد.
بنابراین پاسخ کوتاه به این پرسش که «چرا جنس ایرانی با دلار گران میشود؟» این است: چون اقتصاد فقط از یک کارخانه و یک محصول تشکیل نشده؛ زنجیرهای از هزینهها پشت هر کالا قرار دارد.
سفره مردم پیش از دلار ۲۰۰ هزار تومانی هم ارزان نبود
شوک ارزی تازه در شرایطی اتفاق افتاده که تورم، بهویژه در بخش خوراکیها، پیش از این هم فشار سنگینی بر خانوارها وارد کرده بود.
بر اساس آخرین گزارش منتشرشده مرکز آمار که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرده، تورم سالانه خانوارهای کشور در تیر ۱۴۰۵ به ۶۶ درصد رسید. تورم نقطهبهنقطه نیز ۸۷.۹ درصد و تورم ماهانه ۳.۱ درصد اعلام شد. در همان ماه، تورم ماهانه گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» ۲.۵ درصد بود.
اما اگر کمی عقبتر برویم، تصویر فشار بر مواد غذایی روشنتر میشود. ایسنا در گزارشی بر پایه آمار مرکز آمار نوشته بود که در خرداد ۱۴۰۵، تورم سالانه کل کشور ۶۲ درصد بوده، اما تورم سالانه گروه خوراکیها و آشامیدنیها به ۹۰.۷ درصد رسیده است. تورم نقطهبهنقطه خوراکیها نیز در آن گزارش ۱۳۴.۶ درصد ثبت شده بود.
یعنی مسئله فقط این نیست که «همه چیز گران شده». آنچه یک خانواده هر روز یا هر هفته مجبور است بخرد، در مقاطعی با سرعتی بهمراتب بیشتر از شاخص عمومی قیمتها گران شده است.
در چنین شرایطی، عبور دلار از یک مرز تازه فقط یک خبر اقتصادی نیست؛ میتواند به معنای فشار بیشتر بر بازاری باشد که پیش از این هم در وضعیت آرامی قرار نداشت.
یک نگاه به بازار؛ امروز چه چیزهایی روی تابلو هستند؟
برای اینکه داستان از آمارهای کلی خارج شود، کافی است به قیمتهای همین روزهای بازار نگاه کنیم.
رصد بازار کالاهای اساسی در هفته منتهی به ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد قیمت برخی اقلام پروتئینی و غذایی در سطح بالایی قرار دارد. بر اساس قیمتهای منتشرشده، حدود ۳۱۰ هزار تومان و هر شانه ۳۰ عددی تخممرغ بین ۶۰۰ تا ۶۴۰ هزار تومان عرضه شده است. قیمت راسته گوساله بستهبندی نیز در بازه حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان و راسته گوسفندی حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار تا یک میلیون و ۸۶۸ هزار تومان گزارش شده است.
این قیمتها البته در همه فروشگاهها یکسان نیستند و نوع بستهبندی، برند و محل عرضه میتواند اختلاف قابل توجهی ایجاد کند. اما همین دادهها تصویری از نقطهای میدهند که خانوار ایرانی پیش از رسیدن آثار احتمالی شوک جدید ارز در آن ایستاده است.
مسئله این نیست که از فردا همه این قیمتها به یک اندازه بالا میروند. چنین رابطه مستقیمی وجود ندارد. اما تجربه بازار نشان میدهد وقتی نرخ ارز بهطور ناگهانی تغییر میکند، اولین واکنش معمولاً در کالاهای وارداتی و وابسته به واردات دیده میشود و بعد موج آن، با سرعتهای متفاوت، به بخشهای دیگر اقتصاد میرسد.
از دلار تا مرغ؛ مسیر گرانی همیشه مستقیم نیست
ممکن است کسی بپرسد: مرغ که در ایران تولید میشود، چرا باید به دلار ربط داشته باشد؟
پاسخ در زنجیره تولید است.
پرورش مرغ به خوراک دام، دارو، واکسن، تجهیزات، انرژی، حملونقل و دهها هزینه دیگر وابسته است. بخشی از این زنجیره ممکن است مستقیماً یا غیرمستقیم تحت تأثیر نرخ ارز قرار بگیرد.
همین الگو درباره بسیاری از کالاهای دیگر هم وجود دارد.
برای مثال:
دلار گران میشود → هزینه تأمین بعضی نهادهها یا مواد اولیه بالا میرود → هزینه تولید افزایش پیدا میکند → عمدهفروش قیمت جدید میدهد → خردهفروش با قیمت جدید جایگزین میکند.
البته این زنجیره همیشه به همین سادگی و با همین سرعت عمل نمیکند. نرخهای رسمی، یارانهها، ذخایر کالا، سیاستهای تنظیم بازار و میزان عرضه و تقاضا نیز در قیمت نهایی نقش دارند.
اما چیزی که نمیتوان نادیده گرفت، همان چیزی است که فروشندگان و خریداران هر روز با آن مواجهاند: نااطمینانی درباره قیمت فردا.
و گاهی همین نااطمینانی، پیش از آنکه افزایش واقعی هزینه اتفاق بیفتد، بازار را محتاطتر و قیمتگذاری را دشوارتر میکند.
گوشت و مرغ؛ وقتی حتی مسئولان هم از کاهش قیمت حرف نمیزنند
چند هفته پیش، وزیر جهاد کشاورزی در اظهارنظری گفته بود که پایینتر آمدن قیمت گوشت و مرغ میتواند به زیان تولیدکنندگان منجر شود. این موضع نشان میدهد مسئله قیمت مواد پروتئینی فقط از زاویه توان خرید مصرفکننده قابل بررسی نیست و تولیدکننده نیز با ساختار هزینههای خود روبهروست.
در واقع، بازار مواد غذایی میان دو فشار قرار گرفته است:
از یک طرف، تولیدکنندهای که میگوید هزینه تولید بالا رفته است؛
و از طرف دیگر، مصرفکنندهای که هر ماه قدرت خرید کمتری دارد.
در این میان، بالا رفتن نرخ ارز میتواند این تعادل شکننده را سختتر کند؛ بهویژه اگر افزایش نرخ ارز پایدار بماند و به هزینههای واردات و تولید منتقل شود.
آنچه مردم حذف میکنند، همیشه گوشت نیست
وقتی از کاهش قدرت خرید حرف میزنیم، اولین تصویر معمولاً حذف گوشت قرمز از سفره است.
اما کاهش قدرت خرید همیشه به این شکل دیده نمیشود.
گاهی خانواده همان مقدار گوشت را میخرد، اما از نوع ارزانتر.
گاهی مرغ جای گوشت را میگیرد.
بعد مرغ هم گران میشود و تخممرغ بیشتر وارد برنامه غذایی میشود.
گاهی خرید برنج ایرانی کمتر و سهم برنج ارزانتر بیشتر میشود.
گاهی برند عوض میشود.
گاهی مقدار بسته کوچکتر میشود.
و گاهی حذفها آنقدر تدریجیاند که در آمارهای روزمره دیده نمیشوند: یک بار کمتر خریدن میوه، حذف یک محصول لبنی، کمتر بیرون غذا خوردن یا عقب انداختن خرید لباس و لوازم خانه.
اقتصاد در زندگی واقعی مردم همیشه با نمودار دیده نمیشود؛ گاهی خودش را در کوچکتر شدن کیسه خرید نشان میدهد.
چرا افزایش دلار حتی روی کالاهایی که وارداتی نیستند اثر میگذارد؟
این شاید یکی از پرتکرارترین پرسشهای بازار باشد.
فرض کنید یک تولیدکننده تمام محصولش را در ایران تولید میکند. آیا او از دلار بینیاز است؟
لزومی ندارد.
ممکن است:
-
ماشینآلات کارخانه وارداتی باشد.
-
قطعات یدکی از خارج تأمین شود.
-
مواد اولیه بستهبندی با نرخ ارز تغییر کند.
-
مواد افزودنی یا تجهیزات وارداتی باشند.
-
هزینه حملونقل افزایش پیدا کند.
-
تولیدکنندگان مواد اولیه داخلی نیز قیمت خود را با هزینه جایگزینی تنظیم کنند.
به همین دلیل، نرخ ارز در اقتصاد ایران فقط قیمت کالای خارجی را تعیین نمیکند؛ به نوعی دماسنج انتظارات اقتصادی هم تبدیل شده است.
وقتی این دماسنج ناگهان بالا میرود، بسیاری از فعالان بازار پیش از آنکه تمام اثر واقعی افزایش ارز را در هزینههایشان ببینند، شروع به محاسبه آینده میکنند.
همینجاست که فاصله میان «قیمت امروز» و «قیمت فردا» شکل میگیرد.
از ۱۹۱ هزار تا ۲۰۰ هزار تومان در چند روز
بر اساس گزارشهای منتشرشده از بازار ارز، دلار در معاملات ابتدای شهریور با نوسان و رشد قابل توجهی همراه بوده است. تجارتنیوز گزارش داده بود که دلار پس از بسته شدن در محدوده ۱۹۱ هزار تومان در روز شنبه، در معاملات روز یکشنبه تا حوالی ۱۹۹ هزار تومان پیش رفت. امروز نیز منابع مختلف از عبور نرخ دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان خبر دادهاند.
طبیعی است که نرخ بازار آزاد در طول روز تغییر کند و ارقام اعلامشده میان منابع مختلف اندکی تفاوت داشته باشند. اما نکته مهم در این گزارش، رقم دقیق یک لحظه نیست؛ سرعت تغییرات و ورود دلار به کانال جدید است.
برای بازاری که ماهها با تورم بالا دستوپنجه نرم کرده، همین سرعت تغییر میتواند مهمتر از خود عدد باشد.
آیا هر بار که دلار بالا میرود، همه چیز فوراً گران میشود؟
نه.
این یکی از اشتباههای رایج در تحلیل بازار است.
تأثیر افزایش نرخ ارز بر کالاها به عوامل مختلفی بستگی دارد:
-
میزان وابستگی کالا به واردات
-
موجودی انبار
-
نرخ ارزی که واردکننده با آن خرید کرده
-
سیاستهای ارزی دولت
-
میزان رقابت در بازار
-
قدرت خرید مردم
-
امکان افزایش قیمت برای تولیدکننده
گاهی یک شرکت نمیتواند تمام افزایش هزینههایش را فوراً به مشتری منتقل کند، چون تقاضا کاهش پیدا میکند.
به همین دلیل ممکن است بخشی از افزایش هزینه ابتدا در سود تولیدکننده جذب شود، بخشی به قیمت منتقل شود و بخشی نیز با کوچک شدن بستهبندی یا تغییر کیفیت جبران شود.
این همان چیزی است که مصرفکننده شاید روی برچسب قیمت نبیند، اما در نهایت در تجربه خریدش حس میکند.
خطر اصلی فقط گرانی نیست؛ «انتظار گرانی» هم هست
در اقتصاد، گاهی مردم پیش از وقوع گرانی خرید میکنند، چون فکر میکنند فردا گرانتر خواهد شد.
فروشنده هم ممکن است فروش را محدود کند، چون نمیداند فردا با چه قیمتی میتواند کالا را جایگزین کند.
تولیدکننده خرید مواد اولیه را جلو میاندازد.
واردکننده منتظر میماند.
این رفتارها میتواند بازار را وارد وضعیتی کند که اقتصاددانان از آن با عنوان افزایش انتظارات تورمی یاد میکنند.
به زبان سادهتر:
گاهی قیمتها فقط به این دلیل بالا نمیروند که هزینهها همین امروز افزایش یافته؛ بلکه بازار انتظار دارد هزینهها فردا بیشتر شوند.
همین موضوع باعث میشود عبور دلار از یک مرز روانی جدید، اثری بیشتر از یک تغییر عددی داشته باشد.
این بار چه چیزی از سفره مردم حذف میشود؟
شاید هنوز برای پاسخ قطعی زود باشد.
نمیتوان از امروز پیشبینی کرد که افزایش نرخ ارز دقیقاً چه میزان به قیمت مرغ، گوشت، برنج یا لبنیات اضافه خواهد کرد. انتقال اثر نرخ ارز به قیمت مصرفکننده زمانبر و وابسته به دهها عامل است.
اما یک واقعیت روشن است: خانوار ایرانی وارد این شوک از نقطهای نشده که سفرهاش در وضعیت عادی باشد.
آخرین آمارهای تورمی نشان میدهد قیمتها پیش از این نیز با سرعت بالایی رشد کردهاند و خوراکیها در ماههای گذشته فشار بیشتری نسبت به میانگین تورم عمومی تحمل کردهاند.
به همین دلیل، سؤال اصلی شاید این نباشد که «آیا دلار گرانتر میشود یا نه؟»
سؤال مهمتر این است:
خانوادهای که پیش از این هم برای خرید گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات و برنج مجبور به انتخاب میان برندها و مقدار خرید بوده، در مرحله بعد چه چیزی را انتخاب نمیکند؟
ممکن است پاسخ در آمار رسمی چند ماه بعد دیده شود.
اما نشانههایش معمولاً زودتر در بازار ظاهر میشود؛ در مشتریای که میپرسد «کوچکترش را ندارید؟»، در فروشندهای که میگوید «قیمت فردا معلوم نیست» و در کیسه خریدی که هر بار کمی سبکتر از قبل از فروشگاه بیرون میآید.
دلار روی تابلو بالا میرود، اما پایان داستان معمولاً روی همان تابلو نیست؛ جایی در فاصله میان عمدهفروشی، کارخانه، مغازه و یخچال خانه ادامه پیدا میکند.