بازی سولزلایک چیست؟ چرا این سبک اینقدر محبوب شده است؟
زیسان: در سالهای اخیر اصطلاح «سولزلایک» (Soulslike) به یکی از پرکاربردترین واژهها در دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل شده است. این سبک که ریشهاش به مجموعهی Dark Souls و آثار استودیوی FromSoftware برمیگردد، به بازیهایی اشاره دارد که تجربهای سخت، تنشآلود و مبتنی بر یادگیری تدریجی ارائه میکنند.
به گزارش زیسان، سولزلایکها معمولاً بازیهایی نیستند که بازیکن را دستگیری کنند یا مسیر را با فلش و علامتهای واضح نشان دهند؛ بلکه شما را در دنیایی رها میکنند که باید آن را با آزمون و خطا، مشاهده، و گاهی شکستهای پیاپی کشف کنید.
با این حال، جذابیت اصلی این سبک دقیقاً همینجاست: سولزلایکها بازیکن را جدی میگیرند. در این بازیها پیشرفت نه از طریق «قدرت بیشتر»، بلکه از طریق «مهارت بیشتر» اتفاق میافتد. به همین دلیل بسیاری از گیمرها معتقدند این سبک یکی از خالصترین تجربههای گیمینگ در دوران مدرن است؛ تجربهای که همزمان میتواند بیرحمانه، هنری، و بهشدت اعتیادآور باشد.

ویژگیهای اصلی بازیهای سولزلایک
به گزارش زیسان، اگرچه بازیهای سولزلایک در ظاهر ممکن است شبیه اکشن نقشآفرینیها باشند، اما چند ویژگی کلیدی آنها را از دیگر سبکها جدا میکند. مهمترین ویژگی، سیستم مبارزه دقیق و تنبیهگر است. در سولزلایکها هر ضربه، جاخالی و دفاع اهمیت دارد. یک اشتباه کوچک میتواند باعث مرگ شود و مرگ در این بازیها معمولاً فقط «یک بار باختن» نیست؛ بلکه ممکن است منابع ارزشمند شما را هم به خطر بیندازد.
یکی دیگر از مشخصهها، چکپوینتهای محدود است که معمولاً در قالب Bonfire یا مکانهای استراحت طراحی میشوند. با استراحت کردن، دشمنان دوباره زنده میشوند، اما شما هم فرصت دارید جان و تجهیزات خود را بازیابی کنید. این مکانها مثل جزیرههای امن در دل یک جهان خطرناک عمل میکنند.
از طرف دیگر، سولزلایکها معمولاً دارای روایت غیرمستقیم هستند. داستان به شکل واضح و سینمایی ارائه نمیشود، بلکه در طراحی محیط، دیالوگهای کوتاه، توضیحات آیتمها و جزئیات جهان پنهان شده است. همین موضوع باعث میشود بازیکنان حس کنند واقعاً در حال کشف یک راز هستند، نه فقط دنبال کردن یک خط داستانی ساده.

فلسفهی شکست: چرا مردن در سولزلایکها بخشی از لذت است؟
به گزارش زیسان، در بسیاری از بازیها، شکست یک اتفاق منفی است که بازیکن را از تجربه دور میکند. اما در سولزلایکها، شکست یک «مکانیزم آموزشی» است. شما با مردن یاد میگیرید. هر بار که یک باس شما را نابود میکند، در واقع دارد به شما میگوید: «الگوی من را نفهمیدی.» و این دقیقاً همان چیزی است که سولزلایک را تبدیل به یک تجربه متفاوت میکند.
در این سبک، پیروزی معمولاً نتیجه چندین ساعت تلاش و اصلاح اشتباهات است. همین باعث میشود موفقیت طعم خاصی داشته باشد؛ طعمی که در بسیاری از بازیهای آسانتر وجود ندارد. لحظهای که یک باس سخت را بعد از ده بار شکست میزنید، حس میکنید واقعاً چیزی را فتح کردهاید، نه اینکه صرفاً یک مرحله را رد کرده باشید.
این رویکرد، سولزلایکها را به نوعی «تمرین ذهنی» هم تبدیل میکند: صبر، تمرکز، مدیریت خشم و کنترل اضطراب. شاید عجیب باشد، اما بسیاری از طرفداران این سبک معتقدند سولزلایکها به آنها یاد دادهاند چطور با شکست کنار بیایند و دوباره تلاش کنند.

طراحی جهان: وقتی محیط خودش یک دشمن است
یکی از نقاط قوت سولزلایکها، طراحی محیط است. این بازیها معمولاً جهانهایی تاریک، سنگین و مرموز دارند که حس خطر را در همهجا پخش میکنند. برخلاف بسیاری از بازیهای جهانباز که نقشههای وسیع، اما گاهی خالی ارائه میدهند، سولزلایکها روی جزئیات و معماری مسیرها تمرکز دارند.
مسیرها اغلب پیچیده، تو در تو و هوشمندانه طراحی میشوند. در بسیاری از موارد، بازیکن پس از یک ساعت مبارزه و ترس، ناگهان یک در مخفی باز میکند و متوجه میشود دوباره به همان نقطهی امن اول برگشته است. این نوع طراحی باعث میشود جهان بازی مثل یک موجود زنده احساس شود.
همچنین محیط در سولزلایکها فقط «پسزمینه» نیست؛ بلکه بخشی از گیمپلی است. تلهها، پرتگاهها، کمین دشمنان و حتی نورپردازی میتوانند شما را فریب دهند. در این سبک، گاهی خود مسیر از باسها خطرناکتر است.

آینده سولزلایک: از دارک سولز تا موج جدید بازیها
به گزارش زیسان، پس از موفقیت Dark Souls، سبک سولزلایک الهامبخش دهها بازی دیگر شد؛ از آثار مستقل گرفته تا پروژههای بزرگ. بازیهایی مثل Nioh، Lies of P، Hollow Knight، Blasphemous، The Surge و البته Elden Ring هر کدام به شکلی این فرمول را توسعه دادند و نشان دادند سولزلایک میتواند در قالبهای مختلف اجرا شود.
امروز دیگر سولزلایک فقط یک «کپی از دارک سولز» نیست؛ بلکه به یک زبان طراحی تبدیل شده است. زبانی که روی چالش واقعی، اتمسفر سنگین، مبارزه دقیق و روایت محیطی تکیه دارد. احتمالاً در آینده شاهد بازیهایی خواهیم بود که این سبک را با ژانرهای دیگر ترکیب میکنند؛ مثل سولزلایکهای علمیتخیلی، ترسناک، یا حتی رواییتر.
در نهایت، سولزلایکها به ما یادآوری میکنند که بازی ویدیویی هنوز میتواند سخت باشد، هنوز میتواند از بازیکن چیزی بخواهد، و هنوز میتواند حس واقعی «غلبه» را زنده کند.