۲۹/بهمن/۱۴۰۴ | ۰۱:۵۰
۱۱:۳۷
۱۴۰۴/۱۱/۲۸

مرگ تکان‌دهنده دختری ۲۳ ساله که به خاطر فقر سه بار تخمک اهدا کرد

قرار بود با پس‌انداز کوچک و دریافتی جدیدش مهاجرت کند. قرار بود همه چیز تمام شود و اتفاقا تمام هم شد، اما نه در لباس درام که در کفن تراژدی؛ او جانش را از دست داد، آن هم برای ۳۰ میلیون تومان پول ناقابل در قبال جانش.
کد خبر: ۵۵۳۵۷

نیما نوربخش در برترین‌ها نوشت: فرشته فقط ۲۳ سال داشت؛ دختری با رویا‌های بزرگ و جیب‌های خالی. چهارمین باری بود که برای اهدای تخمک به مرکز ناباروری می‌رفت. قرار بود با پس‌انداز کوچک و دریافتی جدیدش مهاجرت کند. قرار بود همه چیز تمام شود و اتفاقا تمام هم شد، اما نه در لباس درام که در کفن تراژدی؛ او جانش را از دست داد، آن هم برای ۳۰ میلیون تومان پول ناقابل در قبال جانش. این روایت فرشته است و روایت صد‌ها زن دیگر که بدن‌شان را آخرین سرمایه زندگی‌شان کرده‌اند.

رویا‌هایی که به اتاق عمل ختم می‌شوند

فرشته می‌خواست مدل بشود. از کودکی جلوی آینه ژست می‌گرفت و عکس می‌انداخت و رویای رفتن به کشوری دیگر را در سر داشت. می‌گفت اگر بتواند پول ویزا و بلیت را جور کند، از اینجا می‌رود و زندگی جدیدی می‌سازد. اما واقعیت زندگی در خانه‌ای اجاره‌ای در جنوب تهران، چیز دیگری بود: پدری بیکار، مادری بیمار و رویایی که هر روز رنگ می‌باخت. یکی از دوستانش شماره دلالی را داد که دنبال دختران سالم برای اهدای تخمک می‌گشت. فرشته گفت: «اگه با یه عمل بتونم زندگی‌مون رو عوض کنم، چرا که نه؟» سه بار این کار را انجام داد، اما بار چهارم بدنش تاب نیاورد و تمام. حالا بدنش زیر تلی از خاک دفن شده و تصمیمش، آینه عبرت دیگران شده!

در گوشه و کنار اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، بازار خرید و فروش تخمک و اجاره رحم داغ است. حتی در اعلامیه‌هایی که روی در و دیوار خیابان‌ها خودنمایی می‌کنند؛ آن هم با این مضمون: «خانم جوان، گروه خونی O مثبت، اهدا با مبلغ مناسب»، «با اهدای تخمک در هر ماه درآمد میلیونی کسب کنید»، «مادر جایگزین سالم، تضمینی تا زایمان». جملاتی که با زبانی سرد و سیاه نوشته می‌شوند، اما پشت هر کلمه‌شان یک زندگی نهفته است. در ایران، قانون، اصل این کار را مجاز دانسته، اما جزئیاتش را نه سامان داده و نه نظارت کرده است. همین خلأ قانونی باعث شده تا پای دلالان به میدان باز شود. در برخی موارد، پول وعده داده‌شده هرگز پرداخت نمی‌شود و در برخی موارد، تنها بخشی از آن نصیب زنان می‌شود.

پناهی برای دیگری، بی‌پناه برای خود

زهرا ۲۸ ساله است. بعد از طلاق، با دو بچه کوچک و کلی اجاره‌خانه عقب‌افتاده، دنبال کاری می‌گشت. یکی از آشنا‌ها گفت: «یه خانواده دنبال مادر جایگزینن، ۲۰۰ میلیون هم میدن.» زهرا می‌گوید: «فکر کردم ۹ ماه بارداریه دیگه، بچه خودشون میشه، منم زندگیمو میسازم. ولی از ماه چهارم دیگه نمی‌تونستم بخوابم. استرس، تهوع، فشار، ترس. وقتی هم که بچه به دنیا اومد، فقط یه پاکت پول دادن و گفتن برو.» نه قراردادی در کار بود و نه بیمه‌ای. فقط بدنی بود که کارش را کرده بود و کنار گذاشته شده بود.

مرگ تکان‌دهنده دختری ۲۳ ساله که به خاطر فقر سه بار تخمک اهدا کرد

بدن فقیر در خدمت رفاه ثروتمند 

پزشکان می‌گویند تحریک تخمدان برای برداشت تخمک یا بارداری جایگزین، فشار سنگینی بر بدن وارد می‌کند. تزریق‌های مکرر هورمونی، احتمال لخته شدن خون، مشکلات تخمدانی، تغییرات شدید جسمی و روانی، احتمال ناباروری دائم و حتی مرگ از عوارض شناخته‌شده آن هستند. اما بسیاری از زنان هیچ اطلاعی از این خطرات ندارند. فریبا خورشیدی، جامعه‌شناس در این‌باره به رسانه‌ای گفته بود: «در شرایطی که دولت‌ها باید خدمات حمایتی ارائه دهند، مردم خودشان برای بقا به بازار می‌آیند؛ اما بازاری که مشتری آن نه دولت بلکه طبقات مرفه‌اند. در واقع، بدن فقیر برای رفاه ثروتمند معامله می‌شود.»

رویای مادر شدن، کابوس زنده‌ماندن

این سکه اقبال دو رو دارد؛ در یک سوی ماجرا، خانواده‌هایی هستند که سال‌ها در حسرت فرزند مانده‌اند. مادرانی که بارداری برایشان ممکن نیست و از سر ناچاری به رحم جایگزین یا تخمک اهدایی رو می‌آورند. اما در سوی دیگر، زنانی هستند که بارداری برایشان شغل شده است آن هم نه از سر انتخاب بلکه از سر ناچاری. این تقاطع آرزو و اجبار، میان عشق و فقر، تصویری است پیچیده از جامعه‌ای که ر آن بدن زن، قربانی مصائب اقتصادی می‌شود.

مرگ فرشته، نماد هزاران زن زنده

مرگ فرشته شاید فقط یک خط خبر بود، اما در دل آن هزاران زن دیگر پنهان‌اند. تلنگری بود برای جامعه‌ای که برخی زنانش، بدن‌شان را در ازای چند میلیون تومان، در اتاق‌های سرد بیمارستان می‌گذارند تا شاید تنور زندگی‌شان گرم شود. فرشته آرزو داشت مدل بشود و در عکس‌ها بدرخشد، اما حالا نامش در تیتر‌های خاک‌خورده خبر‌ها جا مانده است. شاید اگر نظارتی قانونی وجود داشت، شاید اگر فقر، انتخاب‌هایش را ندزدیده بود، او هنوز زنده بود. فرشته دیگر نیست، اما صدای او صدای زنانی است که بدن‌شان را می‌فروشند تا زنده بمانند.

تازه ها
نیازمندیها
جدیدترین خبرها و تصاویر از بازیگران سینمای ایران و جهان
جدیدترین خبرها و تصاویر از حیات‌وحش ایران و جهان