حمله عربستان به یمن و نبرد بر سر بابالمندب؛ چرا تحولات یمن برای ایران خطرناک است؟
زیسان: درگیریها در یمن پس از چند سال آرامش نسبی بار دیگر وارد مرحلهای خطرناک شده است؛ مرحلهای که دیگر فقط به جنگ داخلی این کشور محدود نمیشود و میتواند بر معادلات امنیتی ایران، عربستان سعودی، امارات و مسیرهای حیاتی انتقال انرژی در منطقه اثر بگذارد. در روزهای اخیر، همزمان با تشدید نبرد میان نیروهای دولت یمن و حوثیها در غرب و جنوب این کشور، حملات متقابل میان حوثیها و عربستان نیز شدت گرفته و بابالمندب بار دیگر به یکی از حساسترین نقاط بحران تبدیل شده است.
در یمن چه اتفاقی افتاده است؟
در روزهای نخست سپتامبر ۲۰۲۶، نیروهای دولت یمن که از سوی عربستان حمایت میشوند، عملیات نظامی گستردهتری را علیه نیروهای انصارالله آغاز کردهاند. این نیروها اعلام کردهاند هدف آنها بازپسگیری مناطق تحت کنترل حوثیها و در نهایت حرکت به سمت صنعا، پایتخت یمن، است.
درگیریها در استانهایی از جمله تعز، الحدیده، الجوف و البیضاء شدت گرفته و بخش مهمی از نبردها در مناطق نزدیک به ساحل غربی یمن و مسیر منتهی به بابالمندب جریان دارد. الجزیره گزارش داده است که نیروهای دولت یمن در روزهای اخیر حملات هوایی علیه مواضع حوثیها انجام دادهاند و مقامهای دولتی از آغاز ضدحمله برای بازپسگیری صنعا سخن گفتهاند.
گزارشهای منتشرشده در روزهای اخیر از کشتهشدن بیش از ۳۰۰ نفر در موج تازه درگیریها حکایت دارد؛ رقمی که نشان میدهد آتشبس شکنندهای که از سال ۲۰۲۲ بخش عمدهای از جنگ را آرام کرده بود، عملاً با یک بحران جدی مواجه شده است.
عربستان هم دوباره مستقیماً وارد معادله شده است
در تازهترین تحول، حوثیها عربستان را به انجام حملات هوایی در چند نقطه یمن متهم کردهاند. یکی از مهمترین این موارد، حملهای به یک زندان در استان الجوف بود که به گفته منابع حوثی، هفت نفر از جمله یک کودک در آن کشته شدند؛ عربستان تاکنون این مسئله را تأیید نکرده است.
اما همزمان، حوثیها نیز حملات خود را به خاک عربستان افزایش دادهاند.
مقامهای ائتلاف به رهبری عربستان روز سهشنبه ۸ سپتامبر اعلام کردند حملات اخیر حوثیها به چهار شهر جنوبی عربستان، یعنی ابها، خمیس مشیط، جیزان و نجران، دستکم ۷۳ زخمی برجای گذاشته است. به گفته مقامهای سعودی، برخی اهداف اقتصادی و زیرساختی نیز مورد حمله قرار گرفتهاند.
گزارشهای دیگر از هدف قرار گرفتن تأسیسات مرتبط با صنعت نفت عربستان در جیزان حکایت دارد؛ هرچند میزان دقیق خسارت به این تأسیسات هنوز بهطور مستقل مشخص نشده است.
به نظر میرسد چرخه تازهای از حمله، ضدحمله و تشدید درگیری میان حوثیها، نیروهای یمنی مورد حمایت عربستان و خود عربستان سعودی شکل گرفته است.
چرا بابالمندب اینقدر مهم است؟
اهمیت اصلی تحولات جدید در جغرافیای جنگ نهفته است.
تنگه بابالمندب یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان است و دریای سرخ را به خلیج عدن و سپس اقیانوس هند متصل میکند. کشتیهایی که از خلیج فارس به سمت دریای سرخ و کانال سوئز حرکت میکنند، برای عبور از این مسیر باید از بابالمندب عبور کنند.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ حدود ۴.۲ میلیون بشکه در روز نفت و فرآوردههای نفتی از بابالمندب عبور کرده است. این رقم البته پس از حملات حوثیها به کشتیهای تجاری و تغییر مسیر بسیاری از کشتیها، تقریباً نصف سطح سال ۲۰۲۳ بوده است.
به همین دلیل، کنترل یا حتی ایجاد ناامنی پایدار در اطراف این تنگه میتواند هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و زمان انتقال کالا و انرژی میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را افزایش دهد.
چرا این موضوع برای ایران اهمیت دارد؟
حوثیها مهمترین بازیگر مسلح نزدیک به ایران در جنوب شبهجزیره عربستان هستند و حضور آنها در سواحل دریای سرخ به تهران امکان میدهد در یکی از مهمترین مسیرهای دریایی جهان، اهرم فشار داشته باشد.
در مقابل، اگر نیروهای مورد حمایت عربستان بتوانند بخشهای بیشتری از غرب و جنوب یمن را پس بگیرند و فشار بر حوثیها افزایش پیدا کند، ریاض میتواند امنیت مرزهای جنوبی خود و مسیرهای دریایی منتهی به دریای سرخ را تا حدی تقویت کند.
از دست رفتن بخش مهمی از توان حوثیها میتواند یکی از اهرمهای فشار منطقهای ایران علیه عربستان را تضعیف کند. در مقابل، باقی ماندن توان نظامی حوثیها میتواند ریاض را وادار کند منابع بیشتری برای دفاع از مرز جنوبی، زیرساختهای نفتی و مسیرهای دریایی خود اختصاص دهد.

در همین باره علی قلهکی نوشته است: «از دست رفتنِ «جبهه یمن»، موضع ایران را در مقابل امارات و عربستان خصوصا در حوزه نظامی، تضعیف خواهد کرد. «انصارالله» تاکنون مانع ایفای نقشِ موثرترِ عربستان و امارات در قبالِ ایران شده است؛ نباید اشتباهِ «جبهه لبنان» _ درباره حزبالله_ را مجددا تکرار کرد!
«حوثی»ها اگر کنترل جنوب غربِ یمن را از دست بدهند، «تنگه استراتژیک باب المندب» برای صادراتِ حداکثری نفت عربستان مهیاتر میشود و اهمیت استراتژیکِ «تنگه هرمز»، کاهش مییابد.»
عربستان چه میخواهد؟
ریاض اکنون با یک معادله دشوار روبهروست.
از یک طرف نمیخواهد یمن دوباره به جنگی تمامعیار تبدیل شود؛ زیرا تجربه جنگ از سال ۲۰۱۵ نشان داده است که ورود مستقیم به باتلاق یمن هزینه سنگینی دارد.
از طرف دیگر، حملات موشکی و پهپادی حوثیها به خاک عربستان و تهدید زیرساختهای انرژی، برای ریاض قابل پذیرش نیست.
به همین دلیل، احتمالاً هدف عربستان تنها «شکست کامل حوثیها» نیست؛ بلکه تضعیف توان نظامی آنها، جلوگیری از پیشروی بیشترشان به سمت بابالمندب و ایجاد یک موقعیت امنیتی مطلوبتر در جنوب یمن اهمیت بیشتری دارد.
و حالا امارات کجای این معادله قرار میگیرد؟
امارات نیز در معادلات یمن بازیگر مهمی است، اما منافع آن الزاماً در همه موارد با عربستان یکسان نیست.
ابوظبی طی سالهای گذشته ارتباط نزدیکی با نیروهای جنوب یمن و گروههای محلی مختلف داشته است. از سوی دیگر، کنترل بنادر، سواحل جنوبی یمن و مسیرهای دریایی برای امارات که یک قدرت تجاری و دریایی منطقهای است، اهمیت ویژهای دارد.
بنابراین هر تغییری در موازنه قدرت در ساحل غربی یمن و اطراف بابالمندب، میتواند بر رقابتهای عربستان و امارات نیز اثر بگذارد.
در ماههای اخیر حملات حوثیها به کشتیها و زیرساختهای مرتبط با عربستان افزایش یافته است. در ژوئیه، این گروه حتی از ایجاد محاصره دریایی علیه کشتیهای سعودی خبر داد و حمله به نفتکشها و تأسیسات نفتی عربستان را نیز در دستور کار خود قرار داد.
در ماه اوت نیز یک حمله حوثیها به کشتی باری «Tihamah» در نزدیکی جزیره میون در بابالمندب به کشتهشدن چهار عضو خدمه و دو امدادگر منجر شد؛ رخدادی که نشان داد ناامنی در این مسیر فقط یک تهدید فرضی برای تجارت جهانی نیست.
حالا با آغاز عملیات زمینی گستردهتر در یمن و افزایش حملات متقابل، خطر سرایت بحران به مسیرهای کشتیرانی و بازار انرژی بیشتر شده است.
در حال حاضر به زبان ساده آنچه در آن منطقه میگذرد از این قرار است که: هرچه حوثیها در مناطق غربی و نزدیک بابالمندب قدرتمندتر باشند، عربستان با یک تهدید امنیتی دائمی در جنوب خود و در مسیرهای انرژی مواجه خواهد بود؛ و هرچه دولت یمن و نیروهای مورد حمایت ریاض بتوانند این مناطق را پس بگیرند، یکی از مهمترین اهرمهای فشار منطقهای تهران تضعیف خواهد شد.
و به همین دلیل است که نبردهای این روزهای یمن، برخلاف بسیاری از درگیریهای داخلی این کشور، میتواند مستقیماً بر محاسبات تهران، ریاض و ابوظبی اثر بگذارد.