قاتل نیلوفر مجاور قبلا زنش را کشته بود و حکم اعدام داشت؛ ضربات جسمی و شکنجه شدید نیلوفر ۲۷ ساله پیرانشهری
طی ۲۴ ساعت گذشته، خبر مرگ تلخ نیلوفر مجاور، دختر ۲۸ ساله اهل اشنویه، به یکی از پروندههای خبرساز حوادث تبدیل شد؛ پروندهای که از یک آشنایی آغاز شد و در ادامه به ادعای خانواده با آزار و شکنجه، مرگ مغزی و یک فرار مرموز پایان یافت.
در همان ساعات نخست انتشار خبر، رکنا با پیگیریهای خود به اطلاعات دقیقتری از ابعاد این حادثه دست یافت. در گزارش اولیه اعلام شد که نیلوفر پس از آنکه بنا بر ادعای خانواده از سوی خواستگارش مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، با جراحات شدید به بیمارستان منتقل و دچار مرگ مغزی شده است؛ سرنوشتی تلخ که در نهایت خانواده او را با تصمیمی انساندوستانه روبهرو کرد.
خانواده نیلوفر در اوج تلخترین لحظات زندگی خود، با اعلام رضایت برای اهدای اعضای بدن این دختر جوان، تصمیم گرفتند از مرگ او، زندگی تازهای برای بیماران دیگر بسازند.
اما ماجرا به همینجا ختم نشد؛ متهم اصلی پرونده که پس از انتقال نیلوفر به نزدیکی مرکز اورژانس از محل گریخته بود، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و سرانجام شب گذشته در یکی از شهرهای مرزی کشور شناسایی و بازداشت شد.
صبح امروز نیز رکنا در گفتوگو با مظهر مجاور، برادر نیلوفر، خبر بازداشت متهم را تأیید کرد. او اعلام کرد جزئیات این حادثه را در گفتوگویی مفصل تشریح خواهد کرد؛ گفتوگویی که قرار است زوایای پنهان این پرونده را روشن کند.
در ادامه، روایت مظهر مجاور از ماجرای آشنایی خواهرش با متهم، نحوه ربوده شدن نیلوفر، ادعاهای مطرحشده درباره آزار و شکنجه او، انتقالش در وضعیت وخیم به نزدیکی اورژانس، مرگ مغزی و در نهایت فرار متهم را میخوانیم.
همچنین در این گفتوگو، درباره سوابق متهم و ادعای خانواده مبنی بر اینکه او پیشتر نیز سابقه قتل همسر اول خود را داشته، توضیحاتی ارائه خواهد شد؛ جزئیاتی که میتواند ابعاد تازهای از این پرونده تلخ را آشکار کند.
مظهر مجاوری در ابتدای گفتوگو با رکنا گفت:من برادر نیلوفر مجاوری هستم، مظهر مجاوری، ۲۲ ساله و از شهرستان پیرانشهر.
نیلوفر نه خیلی ارتباطی داشت، نه رفیق خاصی داشت. خیلی آدم آرام و ساکتی بود، خیلی سر به زیر بود.
آشنایی تنها ۲ هفتهای که به تهدید ختم شد
مظهر مجاوری درباره نحوه آشنایی خواهرش با متهم اظهار کرد که از چگونگی آشنایی آنها اطلاع دقیقی ندارد، اما گفت نیلوفر و این مرد حدود ۲ هفته با یکدیگر در ارتباط بودند.
به گفته برادر نیلوفر، ماجرا حدود ۱۲ روز قبل و حوالی ساعت ۱ تا ۱:۳۰ بامداد وارد مرحلهای دیگر شد.
مجاوری گفت: «این آقا، به نام (عزتالدین. ط)، خواهرم را تهدید میکند و میگوید اگر با من بیرون نیایی و فرار نکنی، هم تو را میکشم، هم میآیم خانهتان و مادرت را میکشم، پدرت را میکشم و برادرت را میکشم. نیلوفر خیلی ترسیده بود برای همین او را در رفتن همراهی کرد.
متهم به همراه برادر و دوستش نیلوفر را سوار کردند و رفتند
اولین تماس با خانواده توسط متهم بعد از ۸ ساعت بی خری: دختر شما دست من است!
برادر نیلوفر گفت خانواده صبح همان روز در جستوجوی این دختر بودند تا اینکه متهم خودش با مادر نیلوفر تماس گرفت. حدود ساعت ۸ صبح، خودش زنگ میزند (متهم) به مادر من و میگوید دختر شما دست من است.
حتی نیلوفر هم با ما تماس گرفت و گفت: که حالش خوب است، اما ما متوجه شده بودیم که او تهت شکنجه و به زور لب این ادعا را مطرح م یکند
برادر نیلوفر در ادامه گفت این تماسها چند روز ادامه تا اینکه با ما تماس گرفتند و گفتند نلیوفر را بیمارستان آوردهاند
ادعای شکنجه نیلوفر در یکی از روستاهای پیرانشهر
مظهر مجاوری میی گوید نیلوفر در یکی از روستاهای اطراف پیرانشهر نگهداری میشده و در این مدت مورد آزار شدید قرار گرفته است.
او گفت: «خواهرم را آنقدر زده بود؛ دست و پایش را بسته بود و شکنجهاش کرده بود. با شلاق، با مشت و هر چیزی که تصور کنید. از سر تا پای نیلوفر را زده و سوزانده و شکسته بود و آسیب بسیار شدیدی دیده بود.
ادعای ۴ روز بدون آب
برادر نیلوفر در ادامه گفت: پزشکی قانونی گفته در ۴ روز گذشته حتی آب هم به نیلوفر نداده بودند
چرا به کلانتری نرفتیم؟ چون تهدیدمان کرده بود
یکی از موضوعاتی که به گفته برادر نیلوفر برای مردم محل سؤال دیگران بود، این است که چرا آنها پس از دریافت تهدیدها بلافاصله به کلانتری مراجعه نکردند.
مظهر مجاوری در پاسخ به این موضوع گفت: این آدم ما را تهدید به مرگ کرده بود. اسلحه داشت. میگفت اگر بروید کلانتری و چیزی بگویید، شما را میکشم.
او ادامه داد: «به مردم میخواهم بگویم چرا نرفتیم؛ چون این فرد ما را تهدید کرده بود و ما از بابت اسلحهای که داشت، واقعاً میترسیدیم.»
تماس متهم با مادر نیلوفر؛ تنها به بیمارستان بیا!
میدانید تلخترین بخش ماجرا چه بود؟ خود متهم با مادرم تماس گرفت و گفت: من و نیلوفر تصادف کردهایم؛ خودت را به بیمارستان برسان، اما تنها بیا، وگرنه تو و دخترت را میکشم.
نیلوفر چگونه به بیمارستان رسید؟
برادر نیلوفر درباره چگونگی انتقال خواهرش به بیمارستان توضیح داد: به ما اعلام کردند که نیلوفر در یکی از روستاهای پیرانشهر پیدا شده است.
به گفته او، متهم و همدستانش ابتدا نیلوفر را به یک مرکز اورژانس در همان روستا منتقل کردند. سپس او را با آمبولانس به سمت ورودی شهر انتقال دادند، اما متهم در میانه مسیر، درِ آمبولانس را باز کرد و از محل گریخت.
در نهایت، آمبولانس نیلوفر را به بیمارستان پیرانشهر رساند تا تحت اقدامات درمانی قرار گیرد.
ضربات سنگین به سر و مرگ مغزی
مظهر مجاوری درباره وضعیت پزشکی خواهرش و علت مرگ مغزی او گفت: پزشکان گفتند آنقدر به سرش زده بودند، با مشت و چوب و چیزهای دیگر، که ضربه مغزی شده و مرگ مغزی اتفاق افتاده است.
با وخیم شدن وضعیت نیلوفر، خانواده با یکی از سختترین تصمیمهای زندگی خود مواجه شدند.
اهدای اعضای نیلوفر؛ تصمیمی برای نجات چند زندگی
مظهر مجاوری گفت خانواده پس از روبهرو شدن با مرگ مغزی نیلوفر تصمیم گرفتند اعضای بدن او را اهدا کنند.
ما نشستیم و گفتیم با این همه شکنجه و آزاری که دیده، نمیتوانیم همینطوری خاکش کنیم. بگذاریم قلبش و کلیههایش در بدن آدم دیگری باشد.
میخواستیم قلب نیلوفر هنوز بتپد و حس کنیم نیلوفر هنوز هست. خواستیم با اهدای اعضای بدنش، جان آدمهای دیگری را نجات بدهیم.
او گفت این تصمیم در نهایت باعث شد اعضای بدن نیلوفر برای پیوند در اختیار بیماران نیازمند قرار گیرد.
قلب نیلوفر هنوز میتپد
برادر نیلوفر درباره احساسش نسبت به اهدای اعضای بدن خواهرش گفت: خیلی ناراحتم که این اتفاق برای نیلوفر افتاد، اما خیلی خوشحالم که توانستیم قلب و کلیههایش را اهدا کنیم.
او افزود: خوشحالم که توانستیم جان ۳ نفر دیگر را نجات بدهیم.
دستگیری متهم پس از چند روز تعقیب و کمین
مظهر مجاوری درباره نحوه دستگیری متهم نیز گفت: آگاهی و کلانتری پیرانشهر با اشنویه همکاری کردند تا این فرد را پیدا کنند.
به گفته او، متهم در یکی از روستاهای بانه مخفی شده بود.
چند روز، نزدیک ۳ روز، اطراف یک روستا کمین کرده بودند تا بتوانند او را بگیرند.
او با قدردانی ویژه از نیروهای امنیتی و انتظامی گفت: واقعاً از تمام نیروهای امنیتی و دولتی و انتظامی تشکر میکنم. چند روز منطقه را گرفته بودند و تلاش کردند تا این آدم را دستگیر کنند و سرانجام دم صبح او را گرفتند.
۱۲ روز از آغاز ماجرا تا بازداشت متهم
به گفته برادر نیلوفر، از زمانی که خواهرش از خانه خارج شد تا زمانی که متهم بازداشت شد، حدود ۱۲ روز طول کشید.
مظهر مجاوری درباره اینکه متهم ۴۱ ساله چگونه با نیلوفر آشنا شده بود، گفت از نحوه دقیق آشنایی آنها اطلاعی ندارد و خودش نیز این فرد را پیش از این ندیده بود.
او گفت: من اصلاً این آدم را در عمرم ندیده بودم.
سابقه قتل همسر سابق و آزادی بعد از زندان بعد از گرفتن رضایت
برادر نیلوفر در ادامه با اشاره به سابقه متهم مدعی شد او پیش از این نیز همسر سابق خود را به قتل رسانده و پس از مدتی زندان، با رضایت یا پرداخت دیه آزاد شده است.
او گفت: «قتل زن قبلیاش را داشته و چند سالی زندان بوده، بعد رضایت گرفته و آزاد شده است.»
درخواست خانواده نیلوفر از دستگاه قضایی
مجاوری تأکید کرد خانواده نیلوفر قصد ندارند در پرونده حاضر رضایت بدهند یا دیه دریافت کنند.
او گفت: ما نه رضایت میدهیم و نه دیه میخواهیم. فقط میخواهیم به سزای عملش برسد.
برادر نیلوفر درباره خواسته خانواده از دستگاه قضایی گفت که خانواده خواستار برخورد حداکثری قانونی با متهم هستند.
مجاوری در واکنش به جنایت ادعایی گفت: میخواهیم با او به اشد مجازات برخورد شود.
او در ادامه حتی مجازات سنگینتری را مطرح کرد، اما تأکید اصلی او بر این بود که خانواده نیلوفر خواهان شدیدترین برخورد قانونی با متهم هستند.
مادر نیلوفر توان گفتوگو ندارد
مظهر مجاوری در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مادرش گفت: مادرم واقعاً حالش بد است و اصلاً توانایی حرف زدن ندارد.
او درباره اینکه چرا مادر نیلوفر برای گفتوگو در دسترس نیست، توضیح داد که خانواده درگیر سوگ سنگین ناشی از این حادثه هستند.
اکنون پیکر نیلوفر پس از طی مراحل مربوط به اهدای اعضا در حال انتقال از ارومیه به پیرانشهر است تا مراسم تشییع و خاکسپاری او برگزار شود.
پرونده این دختر ۲۸ ساله پس از دستگیری متهم وارد مرحله تازهای شده است و بررسی ادعاهای خانواده درباره نحوه آشنایی، تهدید، نگهداری اجباری، آزار و جراحات وارده و همچنین سوابق احتمالی متهم، در دستور کار پلیس و دستگاه قضایی قرار دارد.
رکنا با توجه به حساسیت این پرونده، پیگیری جزئیات آن را ادامه خواهد داد و اطلاعات رسمی و قابل استناد درباره روند قضایی پرونده را منتشر خواهد کرد.
منبع: رکنا