سازمان ملل نقشه جهان را تغییر داد؛ آفریقا بزرگتر شد و اروپا و آمریکا کوچکتر
زیسان: اگر به نقشهای که سالها روی دیوار کلاسهای درس، کتابهای جغرافیا و صفحه نمایش رایانهها دیدهایم نگاه کنید، ممکن است تصور کنید گرینلند تقریباً هماندازه آفریقاست. اما این تصویر با واقعیت فاصله زیادی دارد؛ آفریقا حدود ۱۴ برابر گرینلند وسعت دارد.
حالا سازمان ملل متحد قدمی برای اصلاح این تصویر برداشته است. مجمع عمومی سازمان ملل روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، قطعنامهای را تصویب کرد که کشورها و نهادهای مختلف را به استفاده بیشتر از نقشههایی با مساحتهای واقعیتر، از جمله تصویرسازی «زمین هماندازه» یا Equal Earth، تشویق میکند.
این قطعنامه به معنای ممنوع شدن نقشه معروف مرکاتور نیست، اما یک پیام روشن دارد: نقشهای که قرنها برای نمایش جهان استفاده شده، لزوماً جهان را آنطور که از نظر مساحت واقعاً هست نشان نمیدهد.
چرا آفریقا در نقشههای قدیمی کوچکتر دیده میشود؟
مشکل از یکی از مشهورترین تصویرسازیهای جغرافیایی جهان آغاز میشود؛ تصویرسازی مرکاتور که در سال ۱۵۶۹ توسط جِراردوس مرکاتور طراحی شد.
مرکاتور در اصل برای یک کار بسیار مشخص ساخته شده بود: مسیریابی دریایی.
این نقشه در نمایش جهتها و زاویهها عملکرد بسیار خوبی داشت و به همین دلیل برای دریانوردان ارزشمند بود. اما یک مشکل اساسی داشت: هرچه از خط استوا به سمت قطبها حرکت کنیم، سرزمینها روی نقشه بزرگتر دیده میشوند.
نتیجه این است که کشورهای شمال اروپا، روسیه، کانادا و گرینلند بسیار بزرگتر از اندازه واقعی خود به نظر میرسند، در حالی که مناطق نزدیک استوا، بهویژه بخشهایی از آفریقا و آمریکای جنوبی، کوچکتر دیده میشوند.
برای مثال، در بسیاری از نسخههای نقشه مرکاتور، گرینلند چنان بزرگ نمایش داده میشود که ممکن است بیننده آن را با آفریقا مقایسه کند؛ در حالی که مساحت واقعی آفریقا چندین برابر آن است.
نقشهای که میخواهد اندازه واقعی قارهها را نشان دهد
تصویرسازی Equal Earth با هدف متفاوتی طراحی شده است.
در این روش، برخلاف مرکاتور، تلاش میشود نسبت مساحت قارهها و سرزمینها حفظ شود. به همین دلیل وقتی نقشه جهان را با Equal Earth میبینیم، آفریقا بسیار بزرگتر از چیزی به نظر میرسد که در نقشههای مرکاتور به آن عادت کردهایم.
اروپا نیز کوچکتر دیده میشود و آمریکای شمالی دیگر آن ابعاد اغراقشده نقشههای قطبی را ندارد.
البته Equal Earth هم یک نقشه «کاملاً بدون خطا» نیست. هیچ روش دوبعدی برای تبدیل سطح کروی زمین به یک صفحه تخت وجود ندارد که همه ویژگیهای جغرافیایی را بدون هیچ اعوجاجی حفظ کند. مسئله این است که کدام ویژگی را دقیقتر نگه داریم.
مرکاتور برای جهت و زاویه بسیار مناسب بود؛ Equal Earth اولویت را به مساحت میدهد.
چرا توگو پای این نقشه ایستاد؟
ماجرا فقط یک بحث فنی میان جغرافیدانها نیست.
توگو ابتکار موسوم به Correct The Map را به راه انداخته و استدلال میکند که نحوه نمایش جهان میتواند بر برداشت انسانها از اندازه، اهمیت و جایگاه مناطق مختلف اثر بگذارد.
وزارت خارجه توگو میگوید کوچکتر دیده شدن آفریقا در نقشههای رایج، تصویری نادرست از وزن جغرافیایی این قاره ایجاد کرده و میتواند بازتابی از میراث نگاههای استعماری به جهان باشد.
از نگاه این کشور، مسئله این نیست که آفریقا باید در نقشه «بزرگتر از واقعیت» نمایش داده شود؛ برعکس، خواسته اصلی این است که آفریقا همان اندازهای دیده شود که در دنیای واقعی دارد.
این ابتکار حتی پیش از رسیدن به سازمان ملل، در سطح قاره آفریقا نیز پیگیری شده بود. دولت توگو اعلام کرده است که اتحادیه آفریقا در فوریه ۲۰۲۶ از این ابتکار حمایت کرده است.
آیا سازمان ملل واقعاً نقشه مرکاتور را حذف کرد؟
نه.
این شاید مهمترین نکته ماجرا باشد.
قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل به معنای کنار گذاشتن اجباری نقشه مرکاتور یا تعیین یک نقشه واحد برای تمام جهان نیست. سازمان ملل از کشورهای عضو، نهادهای آموزشی، رسانهها و سایر سازمانها میخواهد استفاده از تصویرسازیهایی را که مساحت قارهها را عادلانهتر نمایش میدهند، بیشتر مورد توجه قرار دهند.
بنابراین اگر فردا نقشه مرکاتور را در یک کتاب، وبسایت یا حتی یک نرمافزار ببینید، به این معنا نیست که آن نقشه «غیرقانونی» یا ممنوع شده است.
مسئله اصلی، تغییر نگاه به این پرسش است که وقتی جهان را روی یک صفحه تخت میکشیم، چه چیزی را قربانی میکنیم؟
زمین واقعاً چه شکلی است؟
دلیل اصلی این اختلاف، خود کره زمین است.
زمین یک سطح تقریباً کروی دارد، اما نقشهای که روی کاغذ یا صفحه نمایش میبینیم، تخت است. بنابراین هر نقشه دوبعدی ناچار است بخشی از ویژگیهای واقعی زمین را دچار تغییر کند؛ ممکن است شکل، فاصله، جهت یا مساحت دچار اعوجاج شود.
به همین دلیل، انتخاب یک تصویرسازی در واقع انتخاب این است که کدام ویژگی جغرافیایی برای ما مهمتر باشد.
مرکاتور برای دریانوردی یک ابزار فوقالعاده بود؛ اما اگر هدفمان این باشد که بفهمیم آفریقا، آسیا، اروپا یا آمریکای شمالی واقعاً چه نسبتی از سطح زمین را اشغال کردهاند، نقشههای دارای مساحت برابر تصویر متفاوتی به ما میدهند.
و شاید جذابترین بخش داستان همین باشد: بسیاری از ما جهان را همانطور که نقشه به ما آموخته دیدهایم، نه لزوماً همانطور که روی سطح واقعی زمین وجود دارد.