۱۴/شهريور/۱۴۰۵ | ۱۱:۱۸
۰۹:۵۲
۱۴۰۵/۰۶/۱۴

یک جفت کفش که از ۱۴ میلیون شد ۱۹ میلیون و اشک دختر جوان تهرانی را درآورد

دختر تهرانی
ویدیوی این دختر جوان در این ساعات به نمادی از خستگی نسلی تبدیل شده که می‌بیند حتی کوچک‌ترین خواسته‌هایش هم از دسترس خارج شده‌اند.
کد خبر: ۶۰۳۲۷

برترین‌ها: در روز‌های اخیر ویدیویی از اشک‌های دختر جوان ایرانی در فضای مجازی فراگیر شده؛ دختری که پس از ماه‌ها پس‌انداز برای خرید یک جفت کفش، درست در لحظه‌ای که تصور می‌کرد به خواسته‌اش رسیده، با افزایش ناگهانی قیمت از ۱۴ به ۱۹ میلیون تومان مواجه شد و نتوانست جلوی فروپاشی احساسی خود را بگیرد. شاید در نگاه اول، ماجرا درباره یک کفش باشد؛ اما واکنش گسترده کاربران نشان داد مسئله فراتر از یک خرید ساده است. آنچه بسیاری را متاثر کرد فرو ریختن مفهوم «برنامه‌ریزی» و «امید به رسیدن» در زندگی روزمره است؛ جایی که حتی پس‌انداز برای یک خواسته کوچک هم دیگر تضمینی برای رسیدن به آن نیست.

کامنت‌های کاربران، تصویری تلخ از تجربه مشترک بخش بزرگی از جامعه ارائه می‌دهد؛ از جوانی که ماه‌ها برای یک وسیله شخصی پول کنار می‌گذارد، اما تورم فاصله او با هدفش را هر روز بیشتر می‌کند، تا خانواده‌ای که برای خرید لوازم ضروری زندگی یا تامین نیاز‌های ابتدایی خود با جهش‌های لحظه‌ای قیمت‌ها مواجه است. شاید به همین دلیل است که بسیاری تاکید کردند این داستان فقط درباره «کفش» نیست؛ می‌توان جای آن هر کالای دیگری گذاشت؛ از دارو و لپ‌تاپ گرفته تا مسکن و وسایل ضروری زندگی.

در میان واکنش‌ها، یک پرسش تکرار می‌شود: در اقتصادی که ارزش پس‌انداز افراد هر روز کمتر می‌شود، مردم تا چه زمانی باید از خواسته‌های معمولی زندگی خود صرف‌نظر کنند؟ مسئله فقط توان خرید یک کالا نیست؛ مسئله احساس از دست رفتن آینده و بی‌اثر شدن تلاش‌هایی است که زمانی قرار بود مسیر رسیدن به آرزو‌ها را هموار کند. ویدیوی این دختر جوان در این ساعات به نمادی از خستگی نسلی تبدیل شده که می‌بیند حتی کوچک‌ترین خواسته‌هایش هم از دسترس خارج شده‌اند.

در ادامه شاید مرور نظرات کاربران کمک قابل توجهی به درک ابعاد ماجرا کند:

دختر تهرانی

ضدی: دختر خانمی توییت زده که ۱۴ میلیون پول جمع کردم «کفش» بخرم، موقع خرید دیدم ۱۹ میلیون تومان شده و دچار فروپاشی روانی شدم! نکته‌ی مهم و غم‌انگیز ماجرا اینه که شما هر کلمه‌ای به جای «کفش» بذاری، حتی «آب معدنی» بازم مطلب درست در میاد! ما هر چه دویدیم نرسیدیم.

آریان نوشت: طرف داره می‌گه کفشی که ۱۵ میلیون بوده تو دو روز شده ۱۹ میلیون و نمی‌تونه بخره، از درد توی سینش و از نداری اشک می‌ریزه بعد بعضیا کامنت گذاشتن کفش ارزون‌تر بخر! این بچه واسه خریدن یه کفش هم نمی‌تونه برنامه بریزه تو اون مملکت! این چیه براش نوشتین؟ چقدر مغزتون کوچیکه!

بیتا: بله دوستان گریه کردن داره. یکسال کار کنی پول جمع کنی تهش قیمت لپ‌تاپی که میخواستی دو برابر شده باشه گریه داره. اینکه به خاطر خرید کفش ساده باید برنامه ریزی کنی تهش نتونی گریه داره. اینکه حتی پریود شدنت در ماه کلی هزینه سنگین برات میزاره با این قیمتا گریه داره. ایرانی بودن گریه داره.

دهر: واقعا فکر کردم چه اتفاقی افتاده براش! رفتم می‌بینم نوشته کفشی که میخواستم بخرم ۱۴ میلیون شده ۱۹ میلیون! تا کی باید از همه چی بزنم برای زنده موندن! برای زنده موندن؟ فشار اقتصادیه، جنگه، تحریمه، عدم مدیریته، بله، میفهمم ولی زنده موندن و کفش ۱۴ میلیونی خیلی گروتسکه!

کامنت معنادار ساعتچی: ساعت کارتیه نخرید ارزش خرید نداره. پیتزا ناپولیتن نخورید گرونه، برین پیتزا مخلوط عمله خفه کن بخورین. ماشین رنگی نخرید افت قیمتش بیشتره. کیف و کفش اورجینال نخرین فیکشم همون کارو میکنه و هزاران پیشنهاد این مدلی دیگه... رُفقا پس کی میخواین زندگی کنید؟ پس کی میخواین خودتون باشین؟

اوستا: حالا این آدم میخواست کفش بخره. شما فکر کن دارو فکر کن ویلچر فکر کن یک لپتاپ برای بچه‌ای که کل تابستون رو رفته برنامه نویسی یاد گرفته. چیزی هست که با برنامه ریزی و پس انداز به دست بیاد؟ همه در سطح خودشون دارن روزمره رو میگذرونن. ارزو‌های همه بر باد رفته. فرقی نداره در چه سطحی باشی.

شیدا: بچه‌ای که توی این سن کار می‌کنه باید بتونه برای خرید خونه و ماشین برنامه‌ریزی کنه؛ برای سفر‌های خارجی، همه اینارو که محال کردین. دلخوشی آدم‌ها شده چیزایی مثل کافه و کفش و خنزل پنزل. اون کفش هم قیمتش در واقع ۸۵ دلاره نه ۱۹ میلیون. فقر تحمیلی رو بزک نکنید، فقر و قناعت وقتی قشنگه که انسان آزادانه انتخابش کنه. همه قرار نیست درویش زوری باشن.

پنگوئن: بله که واجبه کفش ۱۴ میلیونی بخره. آدم اصن نباید دغدغه همچین چیزایی رو داشته باشه! و یه عده بهش هیت دادن که چقدر پولداری. اینا پولداری نیست واقعا یه زندگی معمولیه. کار میکنی جوونی زحمت میکشی لیاقتشو داری برای یه چیزی سیو میکنی بتونی بخریش نه اینکه اینطوری بشه.

نفس: من یه هواپز هفته پیش برای جهیزیه‌ام قیمت کردم گفت ۳۸ تومن و فکر کردم طلامو بفروشم بخرمش. بعد امروز قیمت کردم گفت ۵۵ تومن و من نمیتونم دیگه بخرمش حتی اگر طلا بفروشم. این گریه داره این نکبت و بدبختیه ماست ولی باز یه عده پیدا میشن میگن. برو هیزم بخر با اون غذا بپز!

و بهنام: این استیصالو من ۸ سال پیش تجربه کردم، نه واسه کفش، واسه ۵۰ متر آپارتمان، که ۲۰۰ میلیون بود و من روزی ۱۳، ۱۴ ساعت کار میکردم تا بخرمش و یهو شد ۴۰۰ میلیون. اون روزایی که پر کشید و رفتو هیچ وقت فراموش نمی‌کنم؛ و قلبم می‌شکنه وقتی می‌بینم واسه نسل بعد من از آپارتمان شده کفش...

منبع: برترین‌ها

برچسب ها:
تازه ها
نیازمندیها
جدیدترین خبرها و تصاویر از بازیگران سینمای ایران و جهان
جدیدترین خبرها و تصاویر از حیات‌وحش ایران و جهان