کلید کعبه در دست چه کسیست و چرا این مسئولیت هرگز از این خاندان گرفته نشد؟
زیسان: درِ کعبه هر روز گشوده نمیشود. این درِ سیاهپوشِ آشنا که میلیونها نفر در برابرش نماز میخوانند، تنها چند بار در سال باز میشود؛ آن هم با کلیدی که داستانش به پیش از اسلام میرسد. کلیدی کوچک، اما با وزنی تاریخی؛ کلیدی که قرنهاست از دستی به دست دیگر نرفته و در خاندان مشخصی باقی مانده است.
کلید خانه خدا در دست چه کسی است؟ روایت هزارساله یک امانت
به گزارش زیسان، اگر امروز از زائران مسجدالحرام بپرسید کلید کعبه دست چه کسی است، بسیاری خواهند گفت «در اختیار دولت عربستان». اما پاسخ دقیقتر، نام یک خاندان است؛ خاندانی که خود را وارث امانتی میدانند که به گفته منابع اسلامی، با جملهای صریح به آنان سپرده شد: «این را بگیرید، جاودانه و موروثی تا روز قیامت.»
امروز این مسئولیت در دست خاندان بنی شیبه است؛ طایفهای از قبیله قریش که نسبشان به مردی میرسد که در روز فتح مکه، کلید را در دست داشت: عثمان بن طلحة.

اما این داستان از کجا آغاز شد؟
کلیدی که پیش از اسلام هم صاحب داشت
کعبه پیش از اسلام نیز کانون آیینی و اقتصادی مکه بود. قبایل عرب هر یک به شکلی در اداره آن سهم داشتند: برخی سقایت (آبرسانی به زائران) را بر عهده داشتند، برخی پردهداری و برخی کلیدداری را. در آن زمان، منصب «سدانة» یا کلیدداری کعبه، نشانه منزلت اجتماعی بود.
در دورهای، این مسئولیت در اختیار شاخهای از قریش قرار گرفت که بعدها به بنیعبدالدار شناخته شد و کلیدداری در نسل آنان باقی ماند. بنیشیبه شاخهای از همین تبارند. به این ترتیب، حتی پیش از ظهور اسلام، خانوادهای مشخص مسئول باز و بسته کردن درِ کعبه بود.

لحظهای در سال ۶۳۰ میلادی؛ وقتی سرنوشت کلید تعیین شد
سال هشتم هجری قمری، برابر با ۶۳۰ میلادی، مکه بدون درگیری گسترده فتح شد. حضرت محمد پیامبر اسلام وارد شهر شد و به سوی کعبه رفت؛ جایی که هنوز بتها در آن قرار داشتند. طبق روایتهای تاریخی اسلامی، کلید در اختیار عثمان بن طلحه بود.
پیامبر کلید را گرفت، وارد کعبه شد، بتها را برداشتند و فضای درون آن را از نشانههای شرک پاک کردند. بسیاری انتظار داشتند که پس از تثبیت قدرت سیاسی و دینی، کلید در اختیار نزدیکان پیامبر یا خاندان او قرار گیرد. اما روایت مشهور میگوید پس از خروج از کعبه، پیامبر کلید را به همان صاحبش بازگرداند و گفت این امانت در نسل او باقی خواهد ماند و جز ستمگر کسی آن را از آنان نخواهد گرفت.
در تاریخ اسلام، این لحظه بهعنوان یکی از نمادهای «ادای امانت» یاد میشود؛ اقدامی که نهفقط تصمیمی سیاسی، بلکه بیانیهای اخلاقی تلقی شد.

بنیشیبه؛ خاندان امانتدار
از آن زمان تاکنون، کلیدداری کعبه در نسل عثمان بن طلحه باقی مانده است. خاندان بنیشیبه خود را امین این میراث میدانند؛ نه مالک آن. در ساختار سنتی این خانواده، کلید معمولاً به مسنترین و مورد احترامترین مرد خاندان سپرده میشود، نه لزوماً از پدر به پسر. معیار سن، تجربه و جایگاه درونخاندانی اهمیت دارد.
با گذر قرنها، حکومتها تغییر کردند: خلافت اموی، عباسی، ممالیک، عثمانی و در نهایت دولت سعودی. اما منصب کلیدداری از این خاندان گرفته نشد. حتی در دورههایی که اقتدار سیاسی به شدت متمرکز بود، این سنت حفظ شد؛ گویی نوعی خط قرمز تاریخی پیرامون آن وجود داشته است.
چرا هیچ حکومت اسلامی این کلید را تصاحب نکرد؟
در تاریخ اسلام، مناصب مرتبط با کعبه – مانند پردهداری، نظافت و مدیریت مراسم – گاه میان قدرتهای سیاسی جابهجا شدهاند یا زیر نظر حکومتها قرار گرفتهاند. اما کلیدداری، بهدلیل پیوند مستقیمش با روایت بازگرداندن کلید در فتح مکه، حساسیتی ویژه داشته است.
برای خلفا و سلاطین، دست بردن در این سنت میتوانست به معنای نادیده گرفتن یک روایت بنیادین دینی باشد. از همین رو، آنان ترجیح دادند مشروعیت خود را با احترام به این میراث نشان دهند. در دوره عثمانی حتی کلیدهای جدیدی ساخته شد، اما همچنان در اختیار بنیشیبه باقی ماند.

کلید امروز؛ سنتی که همچنان زنده است
کلیدی که امروز استفاده میشود، از نظر شکل و جنس با کلیدهای قرون اولیه متفاوت است. درِ کعبه نیز در طول تاریخ چند بار تعویض شده است. با این حال، آیین گشودن در همچنان با حضور نماینده خاندان بنیشیبه انجام میشود.
در سالهای اخیر، پس از درگذشت شیخ صالح بن زینالعابدین آلشیبی، مسئولیت به بزرگتر بعدی خاندان رسید؛ انتقالی که بار دیگر نشان داد این سنت نه نمادینِ صرف، بلکه زنده و جاری است.
در مراسم شستوشوی سالانه کعبه – آیینی که معمولاً با حضور مقامهای ارشد برگزار میشود – کلید در دست نماینده این خاندان است. لحظهای کوتاه، اما برای بسیاری یادآور زنجیرهای ۱۴ قرنی از تداوم.
کلید کعبه؛ شیئی کوچک با بار نمادین بزرگ
در نگاه اول، کلید کعبه تنها وسیلهای فلزی است برای گشودن دری بزرگ. اما در حافظه جمعی مسلمانان، این کلید نماد «امانت» است؛ مفهومی که در قرآن و سنت جایگاهی محوری دارد.
باقی ماندن این مسئولیت در یک خاندان، در جهانی که قدرتها پیدرپی تغییر کردهاند، برای برخی نشانه ثبات سنت و برای برخی نمونهای از احترام به عهد تاریخی است. همین تداوم است که به کلید، فراتر از کارکرد فیزیکیاش، معنایی نمادین بخشیده است.
آیا ممکن است این سنت تغییر کند؟
از نظر عملی، اداره مسجدالحرام و امور حج زیر نظر حکومت عربستان سعودی است. اما کلیدداری همچنان بهعنوان منصبی سنتی و موروثی در اختیار بنیشیبه باقی مانده است. تغییر آن، نهتنها تصمیمی اداری، بلکه اقدامی با پیامدهای نمادین گسترده خواهد بود.
تا امروز، هیچ نشانهای از تمایل رسمی برای تغییر این سنت دیده نشده است. شاید به این دلیل که کلید کعبه، بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، یادآور روایتی است که در آن، پیروزی با بازگرداندن امانت معنا پیدا کرد.
در شهری که هر سال میلیونها نفر از سراسر جهان به آن میآیند، در میان انبوه سازههای مدرن و پروژههای توسعه، این کلید همچنان در دستان همان خاندان باقی مانده است؛ گویی تاریخ، در دل پرشتابترین تحولات، تصمیم گرفته در این یک مورد، مکث کند.