قوانین اساسی حماقت و افراد احمق
سیپولا اغلب به دلیل برداشت طنزآمیز و در عین حال روشنگرانه اش در مورد رفتار انسانی مورد قدردانی بسیار قرار گرفته است. نظریه او اهمیت توجه به رفتارهای افراد در هر محیط و شرایطی را به ما خاطر نشان کرده و یادآوری میکند که هیچگاه نباید از آسیبی که متخصصین و سیاستمداران و یا افراد مسئول میتوانند به جامعه بزنند غافل شد.
عسگر محمودی: کارلو سیپولا، مورخ و اقتصاددان حوزه توسعه ایتالیایی، در مقالهای طنزآمیز، اما تفکر برانگیز اصول، یا بقول خودش قوانین، جالبی را در رابطه با حماقت انسانها بیان میکند. عنوان مقاله سیپولا "قوانین اساسی حماقت انسان" است. در اینجا نکات کلیدی نظریه او آمده است:
قانون اساسی اول: انسانها همواره تعداد افراد احمقی که در جامعه در گردش هستند را دست کم میگیرند. سیپولا معتقد است حتی در اتاقی که پر از افراد متخصص و تحصیلکرده است ممکن است چند نفری پیدا شوند که در باره مسئلهای که مورد نظر است دیدگاههای کاملا غیر منطقی و احمقانهای داشته باشند.
قانون اساسی دوم: احتمال احمق بودن هر شخص مستقل از سایر خصوصیات او است. مثلا، یک آدم تحصیلکرده، دارای موقعیت اجتماعی بالا، شغل خوب و حتی یک دانشمند ممکن است معتقد به تئوریهای توطئه و یا بعضی خرافات دیگر باشد.
قانون اساسی سوم: بر اساس این قانون، که سیپولا آن را قانون طلایی حماقت مینامد، احمق کسی است که به شخصی دیگر یا گروهی از افراد ضرر وارد میکند در حالی که هیچ سودی به دست نمیآورد و حتی ممکن است خودش نیز متحمل ضرر شود. مثلا، در دانشگاهی یکی از معاونان از روی کینه توزی آنقدر در کار همکارانش سنگاندازی میکند که استادان خوب انگیزه همکاری خود را از دست داده و دیگر با آن دانشگاه همکاری نمیکنند و بدین ترتیب علاوه بر اینکه دانشگاه ضرر میکند، خود فرد هم کارش را از دست میدهد.
قانون اساسی چهارم: افراد غیر احمق همیشه قدرت تخریب افراد احمق را دست کم میگیرند. افراد غیر احمق اغلب فراموش میکنند که در هر زمان و مکان و تحت هر شرایطی، معامله و یا معاشرت با افراد احمق بسیار پرهزینه است. برای این مورد مدیری را در نظر بگیرید که مشکل آفرینیهای یکی از کارمندانش را سرسری یا نادیده میگیرد. اما این بی تفاوتی رئیس و اختلالی که آن کارمند ایجاد میکند روحیه کل تیم را خراب کرده و تولید کارخانه یا سود شرکت را به شدت پائین میآورد.
قانون اساسی پنجم: آدم احمق خطرناکترین نوع انسان است. این نوع آدم، اگر مسئول باشد، میتواند در شرایط بحرانی با تصمیمهای غیر عقلانی سبب ایجاد پانیک یا هراس شود و هزینه گزافی را روی دست همه بگذارد. خطر این آدم از آدمی که تخصص ندارد ولی عاقل است بسیار بیشتر است. چون آدم فاقد تخصص ولی عاقل مداخلهای در امور نمیکند. برای این مورد سیاستمداری را در نظر بگیرید که بر مسندی مهم تکیه زده و با تصمیمهای حساب نشده جامعه را از بحرانی به بحرانی دیگر فرو میبرد.
سیپولا اغلب به دلیل برداشت طنزآمیز و در عین حال روشنگرانه اش در مورد رفتار انسانی مورد قدردانی بسیار قرار گرفته است. نظریه او اهمیت توجه به رفتارهای افراد در هر محیط و شرایطی را به ما خاطر نشان کرده و یادآوری میکند که هیچگاه نباید از آسیبی که متخصصین و سیاستمداران و یا افراد مسئول میتوانند به جامعه بزنند غافل شد.
قانون اساسی اول: انسانها همواره تعداد افراد احمقی که در جامعه در گردش هستند را دست کم میگیرند. سیپولا معتقد است حتی در اتاقی که پر از افراد متخصص و تحصیلکرده است ممکن است چند نفری پیدا شوند که در باره مسئلهای که مورد نظر است دیدگاههای کاملا غیر منطقی و احمقانهای داشته باشند.
قانون اساسی دوم: احتمال احمق بودن هر شخص مستقل از سایر خصوصیات او است. مثلا، یک آدم تحصیلکرده، دارای موقعیت اجتماعی بالا، شغل خوب و حتی یک دانشمند ممکن است معتقد به تئوریهای توطئه و یا بعضی خرافات دیگر باشد.
قانون اساسی سوم: بر اساس این قانون، که سیپولا آن را قانون طلایی حماقت مینامد، احمق کسی است که به شخصی دیگر یا گروهی از افراد ضرر وارد میکند در حالی که هیچ سودی به دست نمیآورد و حتی ممکن است خودش نیز متحمل ضرر شود. مثلا، در دانشگاهی یکی از معاونان از روی کینه توزی آنقدر در کار همکارانش سنگاندازی میکند که استادان خوب انگیزه همکاری خود را از دست داده و دیگر با آن دانشگاه همکاری نمیکنند و بدین ترتیب علاوه بر اینکه دانشگاه ضرر میکند، خود فرد هم کارش را از دست میدهد.
قانون اساسی چهارم: افراد غیر احمق همیشه قدرت تخریب افراد احمق را دست کم میگیرند. افراد غیر احمق اغلب فراموش میکنند که در هر زمان و مکان و تحت هر شرایطی، معامله و یا معاشرت با افراد احمق بسیار پرهزینه است. برای این مورد مدیری را در نظر بگیرید که مشکل آفرینیهای یکی از کارمندانش را سرسری یا نادیده میگیرد. اما این بی تفاوتی رئیس و اختلالی که آن کارمند ایجاد میکند روحیه کل تیم را خراب کرده و تولید کارخانه یا سود شرکت را به شدت پائین میآورد.
قانون اساسی پنجم: آدم احمق خطرناکترین نوع انسان است. این نوع آدم، اگر مسئول باشد، میتواند در شرایط بحرانی با تصمیمهای غیر عقلانی سبب ایجاد پانیک یا هراس شود و هزینه گزافی را روی دست همه بگذارد. خطر این آدم از آدمی که تخصص ندارد ولی عاقل است بسیار بیشتر است. چون آدم فاقد تخصص ولی عاقل مداخلهای در امور نمیکند. برای این مورد سیاستمداری را در نظر بگیرید که بر مسندی مهم تکیه زده و با تصمیمهای حساب نشده جامعه را از بحرانی به بحرانی دیگر فرو میبرد.
سیپولا اغلب به دلیل برداشت طنزآمیز و در عین حال روشنگرانه اش در مورد رفتار انسانی مورد قدردانی بسیار قرار گرفته است. نظریه او اهمیت توجه به رفتارهای افراد در هر محیط و شرایطی را به ما خاطر نشان کرده و یادآوری میکند که هیچگاه نباید از آسیبی که متخصصین و سیاستمداران و یا افراد مسئول میتوانند به جامعه بزنند غافل شد.
خواندنی ها