معمای مینهای هرمز؛ آمریکا نمیتواند مینها را خنثی کند
مؤسسه رند در گزارشی درباره توان آمریکا برای پاکسازی مینها در تنگه هرمز نوشت: صدها حمله هوایی آمریکا در ماههای اخیر، یکی از نقاط قوت کلیدی ایران را هدف قرار داده است: مینهای دریایی. مقامهای آمریکایی معتقدند این حملات ۹۰ درصد از ذخایر عظیم مینهای دریایی ایران را از بین برده است. اما این تنها آماری نیست که اکنون اهمیت دارد.
به گزارش روزنامه سازندگی، خطر اینکه حتی تعداد اندکی از مینهای ایرانی در تنگه هرمز کار گذاشته شده باشند به توقف و فلج شدن رفتوآمد کشتیها در یکی از مهمترین آبراههای جهان کمک کرده است.
اسکات ساویتز، مهندس ارشد مؤسسه پژوهشی میگوید پاکسازی تنگه هرمز میتواند سریع و نسبتاً ساده باشد؛ البته به شرطی که ایران به سوی شناورهای مینروب شلیک نکند. اما اگر چنین نباشد این عملیات ممکن است ماهها طول بکشد. او میافزاید: «بهخاطر داشته باشید، تعداد مینهایی که برای ایجاد یک میدان مین مؤثر نیاز دارید، صفر است. کافی است مردم تصور کنند که تهدیدی در آنجا وجود دارد».
ایران از دهه ۱۹۸۰ روی مینهای دریایی بهعنوان ابزاری مؤثر برای مختل کردن تردد کشتیهای تجاری و نظامی تمرکز کرده است. این کشور ذخایر گستردهای از مینها داشت؛ برآوردها از هزاران مین حکایت میکرد. اما در سطح عمومی مشخص نیست که چه تعداد از این مینها و از چه نوعی توانستهاند، وارد تنگه شوند.
آمریکا شناورهای مینگذار را هدف قرار داده و تلاش کرده از ورود مینها به آب جلوگیری کند. با این حال بهنظر میرسد، ایران توانسته است یک تهدید مینگذاری قابل توجه ایجاد کند. ایران در زرادخانه خود مینهای مهار شده (Moored Mines) دارد؛ همان گویهای خارداری که اغلب مردم هنگام تصور مین دریایی به ذهن میآورند. این مینها با کابل به یک لنگر متصل میشوند و هنگامی که کشتی با آنها برخورد کند، منفجر میشوند.
اما ایران همچنین تعدادی مین تأثیرپذیر (Influence Mines) در اختیار دارد. این مینها در کف دریا قرار میگیرند و شناسایی آنها دشوارتر است. آنها زمانی منفجر میشوند که حضور یک کشتی را در بالای سر خود تشخیص دهند.
سامانههای مقابله با مینها بهآرامی حرکت میکنند، الگوهای حرکتی قابل پیشبینی دارند و عمدتاً فاقد توانایی دفاع از خود هستند. همه این عوامل آنها را به اهدافی ایدهآل تبدیل میکند؛ بنابراین اگر ایران همچنان موشک یا پرتابه شلیک کند یا قایقهای تهاجمی کوچک را به منطقه بفرستد این روند ممکن است ماهها طول بکشد.
اما اگر منطقه آرام باشد، ممکن است ظرف چند روز به نتیجه برسد. ما معتقدیم ایران تعداد نسبتاً کمی مین کار گذاشته است، اما پاکسازی مینها در شرایطی که نیروها زیر آتش قرار دارند فرآیندی بسیار دشوار و کند خواهد بود. این رویداد بار دیگر نشان میدهد که مینها تا چه اندازه میتوانند، تأثیرگذار باشند.
اگر چین روزی یک تهاجم آبی-خاکی را آغاز کند باید در مدت کوتاهی، حجم عظیمی از نیروها و تجهیزات را جابهجا کند. مینها میتوانند این روند را مختل، آن را به تأخیر بیندازند و تلفات ایجاد کنند.
آنها همچنین میتوانند، کشتیها را مجبور کنند تنها از مسیرهای پاکسازی شده مشخصی عبور کنند و در نتیجه آنها را به اهدافی آسانتر تبدیل نمایند. همه این عوامل کار چین را برای استقرار یک نیروی رزمی مؤثر در ساحل دشوار خواهد کرد. در جریان جنگ کره، ایالات متحده در حال آمادهسازی یک عملیات آبی- خاکی علیه بندر وونسان بود، اما استفاده کرهشمالی از مینهای دریایی این عملیات را متوقف کرد.
یکی از دریاداران آمریکایی آن زمان گفته بود: «ما کنترل دریاها را به کشوری واگذار کردهایم که اصلاً نیروی دریایی ندارد». جنگ مین شاید هیجانانگیزترین بخش نیروی دریایی نباشد و پیشرفتهترین فناوریها را نیز در برنگیرد، اما این سلاحها میتوانند بهشدت اخلالگر و تأثیرگذار باشند.