۰۲/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۱۹:۴۱
۱۶:۴۱
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

چند سناریو برای روزهای آینده؛ جنگ پایان یافت؟!

مذاکرات ایران و آمریکا
در مجموع می‌توان گفت که ازسرگیری جنگ با حملات طولانی، گسترده، فشرده و روزانه مثل قبل چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ اما انجام عملیات‌های محدود و متمرکز عمدتاً با هدف ترور همچنان محتمل است. البته باز تاکید می‌شود که این مساله به معنای منتفی شدن کامل جنگ نیست؛ چرا که اگر هم ترامپ تصمیم به پایان جنگ گرفته باشد، بعید نیست تحولی میدانی در آب‌های منطقه ازسرگیری درگیری‌ها را تحمیل کند.
کد خبر: ۵۷۲۲۸

صابر گل عنبری کارشناس روابط بین‌الملل نوشت: آمریکا آتش‌بس را یکجانبه تمدید کرد. ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی خود علت تمدید آتش بس را درخواست ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و نخست وزیر آن شهباز شریف معرفی کرد؛ اما واقعیت این است که ترامپ کسی نیست که چندان به توصیه دیگران به ویژه کشور‌های منطقه عمل کند؛ اگر چنین بود که اساسا این جنگ را به راه نمی‌انداخت. 

درباره انگیزه‌های خاص آمریکا و ترامپ از این کار چند عامل را می‌توان محتمل دانست؛ در وهله اول عدم بازگشت به جنگ پس از پایان آتش‌بس که ترامپ می‌توانست نرفتن ایران به مذاکرات اسلام آباد را بهانه شروع مجدد آن قرار دهد و همچنین تمدید آتش‌بس، آن هم بدون تعیین بازه زمانی خاصی را می‌توان به عنوان خروج اعلام نشده از جنگی پرهزینه برشمرد که امر خروج از آن به یک بن بست و معضل برای رئیس جمهور آمریکا تبدیل شده بود. به همین دلیل احتمالا نخواسته است که این فرصت را از دست دهد و با بازگشت دوباره به جنگ مجددا با معضل چگونگی خروج از آن مواجه شود. 

به فرض صحت این گمانه، اما فعلا زود است که این تصمیم ترامپ را در سایه تحولات میدانی مستمر در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران به معنای پایان کامل و دائمی جنگ تصور کرد. با وجود ناکامی جنگ در تحقق اهداف تعریف شده آن، اما آمریکا این بار هم دوباره همان رفتار و معادله جنگ ۱۲ روزه را در شروع و پایان جنگ تکرار کرد. 

با این حال، سناریوی دومی نیز قابل تصور است؛ اینکه رفتار ترامپ چیزی جز یک تاکتیک فریبکارانه نباشد. به این معنا که با پایان آتش‌بس، انتظار ازسرگیری حملات وجود داشت و ایران نیز در آماده‌باش کامل امنیتی و نظامی قرار داشت، بنابراین عنصر غافلگیری عملاً از میان رفته بود. در چنین شرایطی، ممکن است هدف، عادی‌سازی فضا برای فراهم شدن فرصت مناسب‌تر باشد تا در زمان مقتضی و با بهره‌گیری از اصل غافلگیری، حملاتی هدفمند انجام شود.

البته در اینجا بیشتر منظور اهداف امنیتی و عملیات‌های ترور در سطح کلان است؛ چراکه اگر صرفاً بحث حمله به زیرساخت‌ها مطرح باشد، چنین اقداماتی لزوماً به عنصر غافلگیری نیاز ندارد. 

در این فرضیه عامل دیگر می‌تواند این باشد که آمریکا برای تدارک عملیات‌های آبی زمینی ویژه به زمان بیشتری نیاز دارد، البته این سناریو زیاد محتمل نیست ولی منتفی هم نیست.
 
با این حال، صرف‌نظر از درستی یا نادرستی هر یک از دو فرضیه بالا، در مجموع می‌توان گفت که ازسرگیری جنگ با حملات طولانی، گسترده، فشرده و روزانه مثل قبل چندان محتمل به نظر نمی‌رسد؛ اما انجام عملیات‌های محدود و متمرکز عمدتاً با هدف ترور همچنان محتمل است. 

البته باز تاکید می‌شود که این مساله به معنای منتفی شدن کامل جنگ نیست؛ چرا که اگر هم ترامپ تصمیم به پایان جنگ گرفته باشد، بعید نیست تحولی میدانی در آب‌های منطقه ازسرگیری درگیری‌ها را تحمیل کند.

فعلاً هرچند ترامپ چنین القا می‌کند که دکمه شروع و پایان جنگ در دست اوست، اما اگر تمدید آتش‌بس به معنای پایان این جنگ باشد، تفاوت اصلی آن با پایان جنگ خرداد گذشته این است که این بار جنگ در شرایطی خاتمه می‌یابد که هنوز تحولات میدانی نظامی ژئوپلیتیک مرتبط با آن در تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران ادامه دارد. 

همین وضعیت از یک سو می‌تواند فی نفسه در نقطه مشخصی زمینه ازسرگیری درگیری نظامی را فراهم کند و از سوی دیگر می‌تواند بستری اجباری برای رسیدن به توافقی میان طرفین را مهیا سازد که سرنوشت این دو جنگ را از هم متمایز کند. 

در حال حاضر دستیابی به چنین توافقی دشوار و پیچیده به نظر می‌رسد، اما ناممکن نیست. این که ترامپ تمدید آتش‌بس را به تعیین یک ضرب‌الاجل گره نزده است، اگر هم به معنای نامحدود کردن آتش‌بس برای پایان دادن به جنگ نباشد، احتمالاً ناشی از توصیه پاکستان و برخی مشاوران اوست که معتقدند تعیین یک اولتیماتوم صریح می‌تواند بازگشت تهران به میز مذاکرات و دستیابی به توافق را دشوارتر کند.

از آنجا که بسته ماندن تنگه هرمز و تداوم این محاصره دریایی به زیان همه طرف‌هاست، منطقا نباید این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. با این حال، نباید این احتمال را نادیده گرفت که ترامپ با پایان دادن به درگیری مستقیم در پی آن باشد که بن‌بست خروج از جنگ را با محاصره دریایی به بن‌بستی برای ایران تبدیل کند؛ به این معنا که از یک سو با کنترل تبعات بسته ماندن تنگه هرمز، از این وضعیت برای تحریک کشور‌های جهان از جمله چین علیه ایران استفاده کند و از دیگر سو، با تداوم محاصره دریایی بر پاشنه آشیل ایران یعنی اقتصاد تمرکز کند؛ به این امید که پیامد‌های جنگ ۴۰ روزه در کنار ادامه این محاصره، بحران‌های اقتصادی را وارد مرحله‌ای پرخطر کند تا آنچه در میدان جنگ محقق نشد، از طریق تشدید بی‌سابقه این بحران‌ها به دست آید.

تازه ها
نیازمندیها
جدیدترین خبرها و تصاویر از بازیگران سینمای ایران و جهان
جدیدترین خبرها و تصاویر از حیات‌وحش ایران و جهان