08/بهمن/1404 | 10:29
۱۳:۱۰
۱۴۰۴/۰۹/۲۳

اسحاق قویدل؛ بدنساز بابلی مشهور به «کوه عضله» که در سنگین‌وزن بی‌رقیب بود و بعد از گرفتن مجوز مسترالمپیا به طرز دردناکی درگذشت

اسحاق قویدل؛ بدنساز بابلی مشهور به «کوه عضله» که در سنگین‌وزن بی‌رقیب بود و بعد از گرفتن مجوز مسترالمپیا به طرز دردناکی درگذشت
اسحاق در ۱۶ آذر ۱۳۶۶ در شهرستان بابل، استان مازندران چشم به جهان گشود، منطقه‌ای که به‌خاطر سنت دیرینه ورزش و جوانان پرتوانش شناخته می‌شود. او در کودکی به کشتی علاقه‌مند بود و مسیرش تا حدودی در این رشته جریان داشت، اما یک آسیب دیدگی مسیر حرفه‌ای‌اش را تغییر داد و او را در سال ۱۳۸۵ به دنیای بدنسازی کشاند.
کد خبر: ۵۳۲۹۱

زی‌سان: بدن‌سازی در ایران، برای سال‌ها با تصویر مردانی گره خورده بود که عضلاتشان نماد قدرت، انضباط و غلبه بر ضعف تلقی می‌شد. اسحاق قویدل یکی از برجسته‌ترین چهره‌های این تصویر بود؛ بدنسازی از شمال ایران که در کمتر از یک دهه، از سالن‌های محلی به سکو‌های قهرمانی ملی و سپس به صحنه‌های بین‌المللی رسید. اما زندگی او، برخلاف بدن عضلانی‌اش، روایت ساده‌ای از پیروزی نبود؛ داستانی بود چندلایه از جاه‌طلبی، فشار، انتخاب‌های پرخطر و در نهایت، مواجهه‌ای تلخ با مرگ.

از بابل تا باشگاه؛ آغاز یک مسیر سخت

به گزارش زی‌سان؛ اسحاق قویدل در ۱۶ آذر ۱۳۶۶ در بابل، شهری با سابقه پررنگ در ورزش‌های قدرتی، متولد شد. کودکی‌اش در خانواده‌ای معمولی گذشت؛ نه نشانی از زندگی لوکس و نه امکانات خاص. نخستین علاقه ورزشی‌اش کشتی بود؛ ورزشی ریشه‌دار در مازندران. اما آسیب‌دیدگی، خیلی زود او را از تشک کشتی دور کرد. همان شکست زودهنگام، مسیری تازه پیش پایش گذاشت: بدنسازی.

او در حدود سال ۱۳۸۵ وارد باشگاه‌های بدنسازی شد؛ در دورانی که این رشته در ایران هنوز ساختار حرفه‌ای امروز را نداشت. تمرین‌های طاقت‌فرسا، رژیم‌های سخت و ساعت‌های طولانی در باشگاه، به‌تدریج بدن او را از یک ورزشکار آماتور به پدیده‌ای متفاوت تبدیل کرد.

اسحاق قویدل؛ بدنساز بابلی مشهور به «کوه عضله» که در سنگین‌وزن بی‌رقیب بود و بعد از گرفتن مجوز مسترالمپیا به طرز دردناکی درگذشت

بدنِ بزرگ، رویا‌های بزرگ‌تر

قویدل با قد حدود ۱۷۵ سانتی‌متر و وزنی که در دوران مسابقات به بیش از ۱۱۰ کیلوگرم می‌رسید، خیلی زود در رقابت‌های استانی و کشوری جلب توجه کرد. او در دسته سنگین‌وزن، جایی که رقابت به‌شدت فیزیکی و نفس‌گیر است، توانست عنوان قهرمانی کشور را در سال‌های ۱۳۸۶، ۱۳۸۹، ۱۳۹۱ و ۱۳۹۳ به دست آورد.

در فضای بدنسازی ایران، نام او به‌تدریج با عباراتی مثل «کوه عضله» و «بدن‌ساز بی‌رقیب سنگین‌وزن» گره خورد. شبکه‌های اجتماعی، که تازه در حال فراگیر شدن بودند، به دیده‌شدن او شتاب بیشتری دادند. تصاویر بدن حجیم و تمرین‌های فوق‌سنگینش، الهام‌بخش هزاران جوانی شد که رویای بدن‌سازی حرفه‌ای در سر داشتند.

اسحاق قویدل

تیم ملی و رؤیای جهانی

سال ۲۰۱۲ نقطه عطفی در کارنامه ورزشی اسحاق قویدل بود؛ زمانی که به عضویت تیم ملی بدنسازی ایران درآمد. حضور در مسابقات بین‌المللی، افق تازه‌ای پیش رویش گشود. مدال‌های رنگارنگ، سفر‌های خارجی و مواجهه با استاندارد‌های جهانی، عطش او را برای حرفه‌ای شدن بیشتر کرد.

در سال ۲۰۱۶، قویدل در رقابت‌های معتبر منطقه‌ای در کویت موفق شد کارت حرفه‌ای (Pro Card) را کسب کند؛ اتفاقی که او را رسماً وارد دنیای حرفه‌ای بدنسازی کرد و نامش را در میان معدود بدنسازان ایرانی دارای این جایگاه قرار داد.

اسحاق قویدل؛ بدنساز بابلی مشهور به «کوه عضله» که در سنگین‌وزن بی‌رقیب بود و بعد از گرفتن مجوز مسترالمپیا به طرز دردناکی درگذشت

مهاجرت؛ زندگی آن‌سوی سکو‌ها

پس از این موفقیت‌ها، اسحاق قویدل به کانادا مهاجرت کرد و در تورنتو ساکن شد. زندگی او در این دوره، ترکیبی بود از تمرین، مربی‌گری و تلاش برای تثبیت جایگاهش در فضای حرفه‌ای بدنسازی آمریکای شمالی. او شاگردان زیادی داشت و در شبکه‌های اجتماعی همچنان چهره‌ای پرطرفدار بود.

اما پشت این تصویر پرزرق‌وبرق، فشار‌های جسمی و روانی سنگینی وجود داشت؛ فشار حفظ فرم بدنی، رقابت مداوم و بدنی که سال‌ها تحت بار تمرین‌ها و مواد گوناگون قرار گرفته بود.

نشانه‌هایی که جدی گرفته نشدند

از حوالی سال ۱۳۹۷، درد‌هایی مبهم در بدن اسحاق آغاز شد؛ درد‌هایی که ابتدا عادی به نظر می‌رسیدند. در دنیای بدنسازی، درد بخشی از روزمرگی است. اما این‌بار، درد‌ها عمیق‌تر و ماندگارتر بودند. پس از آزمایش‌ها و تصویربرداری‌های پزشکی در کانادا، تشخیص قطعی اعلام شد: سرطان سارکوم، یکی از تهاجمی‌ترین انواع سرطان بافت نرم.

تشخیصی که برای مردی با بدنی چنین قدرتمند، بیش از هر چیز، شوک‌آور بود.

اسحاق قویدل؛ بدنساز بابلی مشهور به «کوه عضله» که در سنگین‌وزن بی‌رقیب بود و بعد از گرفتن مجوز مسترالمپیا به طرز دردناکی درگذشت

اعترافی که به هشدار تبدیل شد

قویدل در ماه‌های پس از تشخیص بیماری، سکوت نکرد. او در ویدیو‌ها و گفتگوهایش به‌صراحت درباره مصرف دارو‌ها و مکمل‌های غیرمجاز در دوران حرفه‌ای‌اش سخن گفت؛ موادی که به باور خودش، نقش مهمی در تخریب بدنش داشتند.

این اعتراف‌ها، او را از یک قهرمان ورزشی به یک «شاهد زنده» تبدیل کرد؛ کسی که بهای سنگین انتخاب‌های پرخطر را با جانش می‌پرداخت و تلاش می‌کرد دیگران را از تکرار همان مسیر بازدارد.

پایان یک نبرد نابرابر

اسحاق قویدل نزدیک به سه سال با بیماری جنگید. شیمی‌درمانی، جراحی‌ها و دوره‌های طولانی درمان، بدن عضلانی او را به‌تدریج فرسوده کرد. سرانجام در ۴ اسفند ۱۴۰۰، در سن ۳۴ سالگی، در تورنتو چشم از جهان فروبست.

روزهای پایانی عمر او با درد شدیدی همراه بود. قویدل بعد از مسابقات جهانی تورنتو در بازگشت به ایران متوجه سردرد و سرگیجه عجیبی شد. با وجود آزمایش‎‌های مکرر اما پزشکان نتوانستند بیماری او را تشخیص دهند. سفر به کانادا و بستری شدن در بیمارستانی مجهز، اوضاع او را شفاف‌تر کرد. پزشکان توده‌ای سرطانی را از سر او خارج کردند ولی در عین حال متوجه شدند او به سرطانی پیشرفته مبتلاست و به نوعی کار از کار گذشته است.  

اسحاق قویدل

او در ۴ سال گذشته با تمام وجود با بیماری سرطان جنگید. درد کشید اما از مبارزه دست نکشید. قویدل در مصاحبه‌ای گفته بود: «پزشکان همه با ناامیدی گفتند که بیشتر از چندماه زنده نمی‌مانم و باید شیمی‌درمانی را شروع کنم تا درد کمتری را تحمل شوم. من با توکل به خدای بزرگ و با ایمان و باور به معجزه، مسیر دیگری را انتخاب کردم، مسیری که از دیدگاه مادی خلاف جهت آب و غیرممکن بود. تصمیم گرفتم شیمی درمانی نکنم، با تمرکز روی تغذیه‌ام به بیماری فکر نکنم، بلکه به خوب شدن فکر کنم و بسیاری چیزهای دیگر. من این مسیر را آغاز کردم، ورزش می‌کنم و اعتقاد دارم مرگ و زندگی دست خداست و تا خداوند نخواهد هیچ برگی از درخت نمی‌افتد.»

او در گفت‌وگوی دیگری، حرف‌های دلی‌اش  را به زبان آورد: « اعتقاد دارم به هر چیز که باور داشته باشی اتفاق می‌افتد. اگر باور داشته باشی که می‌میری حتما می‌میری و اگر باور داشته باشی مرگ و زندگی دست خداست و از ته قلبت بخواهی خداوند فرصت دوباره‌ای به تو بدهد، این اتفاق می‌افتد.»

قویدل و نامش، بعد از درگذشت او از این جهت که تا لحظه آخر از افشاگری درباره داروهای هورمونی پرورش اندام دست نکشید و تلاش کرد تا مانع استفاده این داروها توسط جوانان شود، برای همیشه در تاریخ این رشته ماندگار خواهد بود.

اسحاق قویدل

مرور می‌کنیم بخشی از نوشته‌های او را در روزهای پایانی عمرش

سلامتی خود را با مصرف نکردن داروهای هورمونی بدنسازی نجات دهید و چون من قربانی این زندگی نشوید. مصرف مداوم استروئیدهای آنابولیک می‌تواند منجر به تغییرات جسمی، روانی و همین‌طور سرطان‌های زیادی در زنان و مردان شود. دکتر سال ۲۰۱۸ به من گفت ۶ ماه بیشتر نمی‌توانی زنده باشی. گریه کردم. دخترم را می‌دیدم. رنج می‌کشیدیم. چندماه در غربت من و همسرم و دخترم غم دیدیم. پدرم در این ۶ ماه سه بار سکته مغزی کرد و از دنیا رفت. با معجزه خداوند عمرم طولانی شد و در این سال‌ها هزاران هموطنم را از عوارض داروهای بدنسازی آگاه کردم.

سکوت و خیانت در بدنسازی برایم امکانپذیر نیست. برایتان از عوارض پپتایدهایی که معروف‌ترین قهرمانان وطنم  -که اسم‌شان را نمی‌آورم- تجویز و جوانان را قربانی می‌کنند، می‌نویسم.

میراثی فراتر از مدال

اسحاق قویدل امروز، بیش از آنکه با عناوین قهرمانی‌اش به یاد آورده شود، با داستان زندگی‌اش در حافظه جمعی ورزش ایران مانده است؛ داستانی که پرسش‌های جدی درباره مرز میان قهرمانی، سلامت و مسئولیت اخلاقی مطرح می‌کند.

او رفت، اما روایتش هنوز زنده است؛ روایتی که شاید جان‌های دیگری را نجات دهد.

نیازمندیها
جدیدترین خبرها و تصاویر از بازیگران سینمای ایران و جهان
جدیدترین خبرها و تصاویر از حیات‌وحش ایران و جهان