خلیل عقاب؛ پدر سیرک ایران که با دندانش یک فیل را بلند کرد و زمانی که مسترالمپیا و بدنسازی نبود قویترین مرد ایران بود
زیسان: خلیل عقاب با نام اصلی خلیل طریقتپیما، از پهلوانان و هنرمندان ماندگار ایران، در اول فروردین سال ۱۳۰۳ در شهر شیراز به دنیا آمد. او با ترکیب قدرت بدنی، پشتکار مثالزدنی و خلاقیت، توانست مرز بین ورزش زورخانهای و هنر نمایش را درنوردد و به عنوان پدر سیرک ایران در تاریخ معاصر کشور ماندگار شود.
لحظه بلند کردن فیل ۲ تنی توسط پهلوان عقاب

دوران کودکی و خانواده خلیل عقاب
به گزارش زیسان؛ پدر خلیل عقاب، اهل فسا در استان فارس و شغلش کشاورزی بود. مادرش نیز خانهدار بود و خانوادهای ساده و اصیل ایرانی داشتند. خلیل فرزند سوم خانواده بود و یک خواهر بزرگتر داشت که هنوز در قید حیات است. یکی از برادرانش در کودکی بر اثر خفگی در حوض خانه جان باخت و برادر دیگرش تحصیلات دانشگاهی داشت و موفق به اخذ لیسانس زبان انگلیسی شد.
از همان سالهای کودکی، روحیهای پرانرژی و ماجراجو داشت. او خود بعدها گفته بود که در هیچ کاری به اندازه ورزش و قدرتنمایی احساس رضایت و انگیزه نمیکرد.

تحصیلات و آغاز مسیر پهلوانی خلیل عقاب
خلیل عقاب تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد. با وجود موفقیت در درسها، هیچ علاقهای به ادامه تحصیل نداشت و ترجیح داد مسیر ورزش را دنبال کند. در ۱۴ سالگی (سال ۱۳۱۷) وارد زورخانه شد و زیر نظر پهلوانان نامدار شیراز تمرینات خود را آغاز کرد. او با میل گرفتن، سنگ گرفتن و بلند کردن وزنههای سنگین به مرور تجربه و قدرتش را افزایش داد.

ثبت رکورد در گینس و آغاز شهرت جهانی
در ۳۰ سالگی (سال ۱۳۳۳) خلیل عقاب با انجام یک نمایش خارقالعاده، وزنهای ۴۵۰ کیلوگرمی را با دندان بلند کرد؛ رکوردی که باعث شد نامش در کتاب گینس ثبت شود و در میان مردم ایران به عنوان «مردی با دندانهای فولادین» شهرت پیدا کند.
او سپس با اجرای نمایشهایی مانند خوابیدن زیر کامیون و اتوبوس، خم کردن تیرآهن با بازو، و کشیدن خودرو با طناب متصل به بدن، موجی از شگفتی و تحسین به راه انداخت. تا دهه ۱۳۵۰، نمایشهای او در سراسر ایران برگزار میشد و هر بار هزاران نفر برای دیدن قدرت و جسارتش جمع میشدند.

مهاجرت خلیل عقاب و همکاری با سیرکهای بینالمللی
در ۴۷ سالگی، پس از انتشار تصاویرش در یکی از مجلات سوئدی، از سوی سیرک فاست در ایرلند دعوت شد. او ابتدا به ایرلند و سپس به سیرک جری کاتل در انگلستان پیوست و حدود ۲۰ سال در آنجا به اجرای نمایش پرداخت.
در ادامه، به ایتالیا رفت و با سیرک تون همکاری کرد. در همین دوران با انجام نمایشهایی مانند بلند کردن فیل ۱۴۰۸ کیلوگرمی، شهرتی جهانی یافت. نام خلیل عقاب در اروپا مترادف با قدرت، تمرکز و شجاعت شد.

بازگشت به ایران و تأسیس نخستین سیرک ایرانی
پس از سالها فعالیت در اروپا، خلیل عقاب با ۶۰ هنرمند خارجی از ایتالیا، رومانی و پرتغال به ایران بازگشت. او با همراهی همسرش شهلا اشکبوس، اولین سیرک ایرانی را تأسیس کرد که بعدها با نام سیرک بینالمللی خلیل عقاب شناخته شد.
این سیرک برای نخستینبار شیر، ببر و خرسهای تربیتشده را از هندوستان به ایران آورد و اجرای زنده حیوانات را به سبک مدرن در کشور پایهگذاری کرد. به همین دلیل، خلیل عقاب لقب «پدر سیرک ایران» و همسرش شهلا اشکبوس لقب «بانوی سیرک ایران» را دریافت کردند.

زندگی شخصی و ازدواج خلیل عقاب
در سال ۱۳۴۸، در جریان یکی از اجراهایش، با شهلا اشکبوس، دختر ۱۶ ساله و فرزند یکی از شهرداران تهران آشنا شد.
با وجود مخالفت خانواده دختر، عشق میان آن دو شکل گرفت و در نهایت ازدواج کردند. حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای شهرزاد و ابراهیم بود که بعدها در کنار پدر و مادرشان در سیرک فعالیت کردند.
متأسفانه شهلا اشکبوس در سال ۱۳۸۷ در یک سانحه رانندگی در اصفهان درگذشت، حادثهای که تأثیر عمیقی بر روحیه پهلوان گذاشت.

سالهای پایانی عمر و درگذشت
خلیل عقاب در تیرماه سال ۱۳۹۸ بهدنبال زمینخوردگی دچار عفونت شدید در ناحیه کتف شد و مدتی در بیمارستان بستری بود. در نهایت، این پهلوان بزرگ در پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۲ و در سن ۹۸ سالگی در شیراز دار فانی را وداع گفت.
به گزارش زیسان پیکر او در زادگاهش به خاک سپرده شد و جامعه ورزشی و فرهنگی ایران از او به عنوان یکی از آخرین پهلوانان واقعی و نماد غیرت ایرانی یاد کردند.
در اواخر عمر و پس از تعطیل کردن سیرک او در تهران او چند سال را در یک کانکس در بوستان ولایت تهران زندگی کرد.کانکسی کوچک که آن را هم از او گرفتند و او ناچار شد به روستای انجیره در شیراز برگردد. بیماری و بیپولی امان پلوان را بریده بود.

روزهای تلخ خلیل عقاب ایران و در اواخر عمر؛ کاش جای دیگری جز ایران به دنیا میآمدم!
خودش در سال ۹۸ در گفتوگو با یک رسانه گفت: «از تهران نرفتم، بیرونم کردند. باهزار خفت بیرونم کردند. بعد از تعطیلی سیرک راشن در بوستان ولایت، سالها در کانکسهای این بوستان زندگی میکردم، تا اینکه ١٠ روز قبل از طرف شهرداری آمدند و برای تخلیه کانکس مهلت چند ساعته دادند. با من مثل دستفروشها و دوره گردها رفتار کردند. آمدند و گفتند باید اجاره بدهی، اما در امرار معاشم ماندهام چه برسد به پرداخت اجاره. دست آخر مجبور شدم بقایای سیرک را با تریلی به شیراز بیاورم.»
پهلوان خلیل عقاب و خرد کردن سنگ بر روی سینه

او در ادامه با دلخوری و ناراحتی گفت: «خیلی از اسباب و اثاثیهام بین راه از بین رفت و کلی هم پول برای کرایه بار دادم. تا وقتی در بوستان ولایت بودم منتظر مسئولی یا مدیری بودم تا بیاید و به دادم برسد، اما نگاهم به در خشک شد. چند روز قبل یک نفر از شیراز تماس گرفت و گفت: میتوانی وسایلت را در پارکینگ خانه من بگذاری. من هم آدرس گرفتم و به روستای انجیره در چند کیلومتری شیراز آمدم. الان هم در پارکینگ یک خانه قدیمی زندگی میکنم و از همه جا رانده شدهام.»

او اواخر عمر با بیماری دست و پنجه نرم میکرد و از زمانه گلایه داشت: «مگر من برای این مملکت کم افتخار کسب کردهام. چرا کسی نمیپرسد کجاست آن خلیل عقابی که فیل دو تنی را با دندانهایش بلند میکرد و بهعنوان یک ایرانی اسمش در کتاب گینس است. رکورد من تا ابد پابرجاست و تا دنیا دنیاست کسی نمیتواند فیل دو تنی را با دندان از روی زمین بلند کند، اما در کشور خودم چنین گمنام ماندهام. هیچ مسئولی نمیداند که حالا جایی برای خوابیدن ندارم و در روستای انجیره هم داخل کانکس زندگی میکنم. پسرم در انگلیس زندگی میکند. گاهی اوقات برایم پول میفرستد، اما هزینه دوا و درمانم هم نمیشود. دخترم هم در آلمان زندگی میکند و به من دسترسی ندارد. من نمیتوانم به آنها بگویم خرجم را بدهید. وقتی در تنگنا باشی تهران و انجیره برایت فرقی نمیکند.
هزینه دوا و درمان بالاست و هیچ اندوختهای ندارم. یک پایم در بیمارستان است یک پایم اینجاست. اگر در خارج از ایران زندگی میکردم، مجسمهام را میساختند. همه دنیا مرا میشناسند، اما اینجا در کشور خودم غریبهام. ای کاش در کشور دیگری به دنیا میآمدم.»

میراث و جایگاه خلیل عقاب در فرهنگ ایران
به گزارش زی سان خلیل عقاب فقط یک ورزشکار یا نمایشگر قدرت نبود؛ او پلی میان سنت پهلوانی ایرانی و هنر مدرن سیرک ساخت. او نشان داد که پهلوانی فقط در زور بازو نیست، بلکه در منش، اخلاق و عشق به مردم معنا پیدا میکند.
سیرک خلیل عقاب هنوز هم بهعنوان نماد خلاقیت، جسارت و افتخار ایرانی شناخته میشود. او نسلی از هنرمندان و ورزشکاران را پرورش داد که مسیر او را ادامه دادند و نام ایران را در عرصه جهانی زنده نگه داشتند.