ایلان ماسک دنیا را تکان داد؛ نیورالینک میخواهد به نابینایان بینایی بدهد و انسان را به ابرقهرمان تبدیل کند!
زیسان: ایلان ماسک وعده داده است که نیورالینک روزی بتواند حتی افرادی را که از بدو تولد نابینا بودهاند، قادر به دیدن کند؛ اما جاهطلبی او به بازگرداندن بینایی محدود نمیشود. او از آیندهای صحبت کرده که در آن انسانها شاید بتوانند فروسرخ و فرابنفش را ببینند. بااینحال، فاصله میان این چشمانداز خیرهکننده و آنچه علم تاکنون اثبات کرده، همچنان قابلتوجه است.
تصور کنید فردی که هرگز در طول زندگی خود نور، چهره انسانها یا رنگ آسمان را ندیده است، روزی بتواند با کمک یک تراشه مغزی، برای نخستین بار تصویری از جهان اطرافش دریافت کند. این همان آیندهای است که ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی و بنیانگذار شرکت نیورالینک، میخواهد با کمک فناوری رابط مغز و رایانه به واقعیت نزدیک کند.
ماسک در ژوئن ۲۰۲۵، هنگام گفتوگو در رویدادی با حضور شتابدهنده استارتاپی وای کامبینیتور، از برنامه نیورالینک برای توسعه ایمپلنت بینایی خبر داد. او گفت این شرکت امیدوار است طی ۶ تا ۱۲ ماه نخستین کاشتهای انسانی این فناوری را انجام دهد؛ فناوریای که قرار است اطلاعات بصری را مستقیماً به بخش پردازش بینایی مغز منتقل کند.
اما بخش جنجالیتر صحبتهای ماسک به آیندهای مربوط میشود که در آن، فناوری دیگر فقط برای جبران ناتوانیهای انسان به کار نمیرود، بلکه ممکن است تواناییهایی فراتر از حواس طبیعی به او بدهد.
نیورالینک چگونه میخواهد نابینایان را قادر به دیدن کند؟
پروژه موردنظر ماسک «بلایندسایت» (Blindsight) نام دارد. هدف این فناوری، بازگرداندن نوعی ادراک بینایی با تحریک مستقیم قشر بینایی مغز است؛ ناحیهای که نقش مهمی در پردازش اطلاعات دیداری دارد.
در حالت طبیعی، نور وارد چشم میشود، شبکیه آن را به پیامهای عصبی تبدیل میکند و این پیامها از طریق عصب بینایی به مغز میرسند. مغز در نهایت این اطلاعات را پردازش میکند تا آنچه میبینیم شکل بگیرد.
اما اگر چشم یا عصب بینایی آسیب جدی دیده باشد، این مسیر ممکن است مختل شود. ایده بلایندسایت آن است که با دور زدن بخشهای آسیبدیده این مسیر، اطلاعات حاصل از یک دوربین را به الگوهای تحریک الکتریکی تبدیل کند و از طریق الکترودهای کاشتهشده به قشر بینایی برساند.
به بیان ساده، این فناوری قرار نیست لزوماً چشم آسیبدیده را ترمیم کند؛ بلکه تلاش میکند راه دیگری برای رساندن اطلاعات دیداری به مغز بسازد.
البته یک شرط اساسی وجود دارد: قشر بینایی باید بهاندازه کافی سالم و قادر به پردازش تحریکهای دریافتی باشد. همچنین، دریافت سیگنال از طریق ایمپلنت لزوماً به معنای دیدن طبیعی نیست.

آیا فردی که از بدو تولد نابینا بوده، واقعاً میتواند ببیند؟
ماسک مدعی است که این فناوری میتواند در آینده به افرادی که از بدو تولد نابینا بودهاند نیز کمک کند. اگر چنین قابلیتی در آزمایشهای انسانی اثبات شود، میتواند نقطه عطفی در پژوهشهای مربوط به بازگرداندن بینایی باشد.
اما باید میان ادعای فنی و نتیجه پزشکی اثباتشده تفاوت گذاشت. در حال حاضر، شواهد عمومی منتشرشده برای تأیید اینکه بلایندسایت توانسته باشد بینایی کاربردی را در انسانها بازگرداند، در دسترس نیست.
حتی اگر تحریک قشر بینایی به ایجاد ادراک بصری منجر شود، تجربه حاصل ممکن است در ابتدا به تصویرهایی بسیار ساده، نقاط نورانی یا الگوهای محدود شباهت داشته باشد؛ نه تصویری واضح و کامل مانند آنچه افراد بینا تجربه میکنند.
از سوی دیگر، نابینایی مادرزادی همیشه یک وضعیت یکسان نیست. علت نابینایی، وضعیت مسیرهای عصبی و نحوه رشد سامانه بینایی میتوانند بر نتیجه درمان تأثیر بگذارند. بنابراین نمیتوان وعده ماسک را به این معنا دانست که همه افراد نابینا، بدون توجه به علت نابینایی، حتماً قادر به دیدن خواهند شد.
از بینایی مصنوعی تا دیدن فروسرخ و فرابنفش
بلندپروازانهترین بخش چشمانداز ماسک، به قابلیتهایی مربوط میشود که انسان در حالت طبیعی از آنها برخوردار نیست.
او گفته است که نسخههای پیشرفتهتر این فناوری ممکن است روزی امکان دیدن در طول موجهای مختلف طیف الکترومغناطیسی، از جمله فروسرخ و فرابنفش، را فراهم کنند. ماسک حتی از رادار نیز نام برده و این تواناییها را به قدرتهای ابرقهرمانان در فیلمهای علمیتخیلی تشبیه کرده است.
در اینجا باید یک تفاوت علمی مهم را در نظر گرفت: انسانها بهطور طبیعی تنها بخش محدودی از طیف الکترومغناطیسی را به شکل نور مرئی میبینند. فروسرخ و فرابنفش خارج از این محدوده قرار دارند و رادار نیز اساساً از امواج رادیویی برای تشخیص و تعیین موقعیت اجسام استفاده میکند.
برای تبدیل این اطلاعات به تجربهای قابلدرک برای مغز، صرفاً کاشت یک تراشه کافی نیست. سامانهای باید دادههای حسگرها را دریافت کند، آنها را پردازش کند و به الگوهای تحریک عصبی تبدیل کند که مغز بتواند از آنها اطلاعات معناداری استخراج کند.
از نظر نظری، فناوریهای آینده میتوانند اطلاعاتی خارج از محدوده دید طبیعی انسان را به شکلی تازه در اختیار او قرار دهند. اما این موضوع با اثبات توانایی دیدن مستقیم فروسرخ، فرابنفش یا رادار به کمک بلایندسایت تفاوت دارد. این قابلیتها در حال حاضر در حد چشمانداز و ادعای آیندهنگرانه هستند، نه دستاوردی که عملکرد آن در انسان ثابت شده باشد.
تأییدیه مهمی که به معنای تأیید درمان نیست
نیورالینک در سپتامبر ۲۰۲۴ اعلام کرد که پروژه بلایندسایت از سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) عنوان «دستگاه با قابلیت پیشرفت درمانی» را دریافت کرده است.
این عنوان میتواند به تسریع تعاملات نظارتی و روند توسعه فناوریهای امیدوارکننده برای بیماریها و شرایط جدی کمک کند؛ اما به معنای تأیید نهایی ایمنی و اثربخشی دستگاه یا مجوز عرضه عمومی آن نیست.
برای اثبات اینکه یک ایمپلنت مغزی واقعاً میتواند بینایی را بازگرداند، باید مراحل آزمایشهای پیشبالینی و انسانی، ارزیابی ایمنی، بررسی عوارض احتمالی و سنجش میزان فایده آن طی شود. تحریک مستقیم مغز نیز موضوعی پیچیده است که به بررسی دقیق محل الکترودها، شدت تحریک و پاسخ عصبی افراد نیاز دارد.
در نتیجه، دریافت این عنوان نظارتی را باید نشانهای از پیشرفت در مسیر توسعه فناوری دانست، نه گواهی بر تحقق وعدههای ماسک.
آیا آیندهای که ماسک وعده میدهد، نزدیک است؟
نیورالینک پیشتر روی فناوری رابط مغز و رایانه برای کمک به افراد دچار فلج کار کرده است. محصول موسوم به «تلهپاتی» (Telepathy) با هدف تفسیر سیگنالهای عصبی و تبدیل آنها به فرمانهای دیجیتال توسعه یافته تا کاربران بتوانند با استفاده از فعالیت مغزی، رایانه یا تلفن را کنترل کنند.
این مسیر نشان میدهد که رابطهای مغز و رایانه از مرحله ایده صرف فراتر رفتهاند و در حال آزمایش کاربردهای واقعی هستند. بااینحال، خواندن سیگنالهای مغزی برای کنترل نشانگر رایانه با ارسال اطلاعات پیچیده به مغز برای ایجاد ادراک بینایی، دو مسئله فنی متفاوتاند.
در فناوریهای فعلی، پژوهشگران هنوز با پرسشهای مهمی روبهرو هستند: چگونه میتوان تعداد بیشتری از نورونها را بهطور دقیق تحریک کرد؟ چگونه میتوان الگوهای الکتریکی را به تجربهای بصری و قابلاستفاده تبدیل کرد؟ و چگونه میتوان ایمنی و عملکرد دستگاه را در بلندمدت تضمین کرد؟
به همین دلیل، وعده ماسک درباره بازگرداندن بینایی باید جدی گرفته شود، اما نه بهعنوان نتیجهای قطعی. اگر بلایندسایت بتواند حتی بخشی از این هدف را در آزمایشهای انسانی محقق کند، دستاوردی مهم برای علم پزشکی خواهد بود. اما تبدیل آن به فناوریای که دید طبیعی را بازگرداند یا به انسان تواناییهای حسی ابرقهرمانانه بدهد، به شواهد و پیشرفتهای بیشتری نیاز دارد.
آنچه امروز واقعاً در برابر ما قرار دارد، نه پایان نابینایی و نه تولد انسانهای ابرقهرمان، بلکه تلاشی علمی برای برقراری ارتباط مستقیمتر میان مغز و ماشین است؛ تلاشی که نتیجه نهایی آن هنوز مشخص نیست.