خورخه مسی؛ داستان پدری که سرنوشت فوتبال را عوض کرد
مرگ خورخه مسی، پدر و سالها مدیر برنامه و نزدیکترین مشاور لیونل مسی، در ۶۸سالگی، فقط خبر درگذشت پدر یکی از مشهورترین فوتبالیستهای جهان نیست؛ پایان زندگی مردی است که بخش بزرگی از مسیر شگفتانگیز لیونل مسی، از کوچههای روساریو تا قهرمانی جهان، با تصمیمها، سماجت و همراهی او گره خورده بود.
به گزارش راستان؛ خورخه جمعهشب ۷ اوت ۲۰۲۶ در یک مرکز درمانی در روساریو درگذشت. مرکز درمانی محل بستری او مرگش را تأیید کرد، اما درباره جزئیات پزشکی توضیحی نداد. او در ماههای پایانی زندگی با یک بیماری طولانیمدت دستوپنجه نرم میکرد و خانواده مسی نیز پیشتر از رسانهها خواسته بود درباره وضعیت سلامتی او گمانهزنی نکنند.
اما اگر بخواهیم بفهمیم خورخه مسی چه کسی بود، باید خیلی عقبتر برویم؛ به روساریو، به سالهایی که لیونل هنوز «مسی» نبود و فقط پسربچهای کوچک با پاهایی جادویی بود که آیندهاش به یک مشکل پزشکی و توان مالی خانواده وابسته شده بود.

پدر مسی که کارگر کارخانه فولاد بود
خورخه هوراسیو مسی در خانوادهای آرژانتینی در روساریو زندگی میکرد و سالها در کارخانه فولاد آچیندار، در منطقه ویلا کنستیتوسیون، کار میکرد. او سرپرست بخش بود و زندگی خانواده چهارفرزندی مسی، دستکم در آغاز، هیچ شباهتی به زندگی خانوادههای فوقثروتمند ستارههای فوتبال نداشت.
لیونل، سومین فرزند خورخه و سلیا کوچیتینی، در ۲۴ ژوئن ۱۹۸۷ در روساریو به دنیا آمد؛ شهری که فوتبال برایش بخشی از زندگی روزمره بود.
خورخه فقط پدر بچهای نبود که فوتبال دوست داشت. خودش خیلی زود متوجه شد که این کودک با دیگران فرق دارد.
لیونل از همان سالهای نخست مدام با توپ بود. در چهار سالگی به تیم محلی گراندولی رفت؛ جایی که یکی از مربیانش پدر خودش بود. چند سال بعد به نیوولز اولد بویز پیوست و در تیم معروف نسل ۱۹۸۷ این باشگاه آنقدر گل زد که استعدادش دیگر قابل پنهان کردن نبود.
اما درست در زمانی که آینده فوتبالی این کودک داشت روشنتر میشد، یک مشکل پزشکی همهچیز را تهدید کرد.
وقتی آینده مسی به آمپولهای هورمون رشد وابسته شد
در کودکی مشخص شد لیونل با کمبود هورمون رشد مواجه است؛ مشکلی که رشد طبیعی او را مختل میکرد.
درمان وجود داشت، اما ارزان نبود.
خانواده باید بهطور منظم هزینه قابل توجهی برای هورمون رشد پرداخت میکردند؛ رقمی که در منابع مختلف حدود ۹۰۰ تا هزار دلار در ماه ذکر شده است. بیمه و کمک محل کار خورخه بخشی از هزینهها را پوشش میداد، اما بحران اقتصادی آرژانتین و افزایش فشار مالی، ادامه این مسیر را دشوار کرد.
اینجا بود که نقش خورخه از یک پدر فوتبالدوست به چیزی بسیار بزرگتر تبدیل شد.
او باید برای پسرش باشگاهی پیدا میکرد که فقط استعدادش را ببیند و حاضر باشد هزینه درمان او را نیز بپردازد.

عکس خانه دوران کودکی مسی در روزی که پدرش فوت کرد گرفته شده است. عکس: کلارین
نیوولز اولد بویز نمیتوانست این بار مالی را به دوش بکشد. ریورپلاته نیز به استعداد پسر علاقهمند بود، اما مسئله هزینه درمان مانع بزرگی بود. در واقع، یکی از عجیبترین طنزهای تاریخ فوتبال این است که چند باشگاه بزرگ آرژانتین در برابر هزینه درمان کودکی که بعدها به یکی از گرانبهاترین بازیکنان تاریخ تبدیل شد، مردد ماندند.
خورخه اما دستبردار نبود.
سفر به آن سوی اقیانوس؛ پدر و پسر در جستوجوی یک شانس
سال ۲۰۰۰، لیونل ۱۳ ساله بود.
قدش کوتاه بود، بدنش نحیف بود و هنوز حتی معلوم نبود بتواند روزی به فوتبال حرفهای برسد. اما چیزی در بازی او وجود داشت که نمیشد نادیده گرفت.
ارتباطهایی در کاتالونیا باعث شد امکان آزمایش لیونل در بارسلونا فراهم شود. در سپتامبر ۲۰۰۰، خورخه همراه پسرش راهی اسپانیا شد.
آن سفر فقط یک سفر فوتبالی نبود.
برای خورخه، این شاید آخرین شانس بود.
اگر بارسلونا لیونل را نمیخواست، خانواده باید تصمیم دشوارتری میگرفت: بازگشت به آرژانتین، پیدا کردن باشگاهی دیگر یا ادامه جستوجو برای تیمی که بتواند هزینه درمان را بپردازد.
لیونل در تمرینهای بارسلونا آنقدر درخشید که کارلس رکساچ، مدیر فنی باشگاه، خیلی زود متقاعد شد با یک استعداد غیرعادی روبهرو است.
اما مشکل هنوز تمام نشده بود.
بارسلونا در جذب یک نوجوان خارجی ۱۳ساله تردید داشت. در باشگاه درباره جثه کوچک او و آیندهاش اختلاف نظر وجود داشت. حتی کسانی بودند که معتقد بودند اندام نحیف لیونل برای فوتبال حرفهای مناسب نیست.
و در همین نقطه، یکی از مشهورترین صحنههای تاریخ فوتبال رقم خورد.

وقتی پدر مسی گفت: دیگر نمیمانیم
هفتهها گذشت و خانواده مسی هنوز جواب روشنی نداشتند.
خورخه نگران بود.
نه فقط به خاطر آینده فوتبالی پسرش؛ بلکه به خاطر اینکه خانوادهای از آن سوی اقیانوس آمده بودند و حالا در اسپانیا در بلاتکلیفی مانده بودند.
رکساچ بعداً روایت کرد که خورخه عصبانی شده بود و گفته بود اگر باشگاه تصمیمش را نگیرد، لیونل میرود.
این تهدید، یک بلوف ساده نبود.
باشگاههای دیگری هم میتوانستند به سراغ چنین استعدادی بروند. در آن روزها حتی نام رئال مادرید نیز در حاشیه داستان مطرح شد؛ هرچند خورخه سالها بعد صراحتاً گفت که خانوادهاش هیچگاه قصد نداشتند لیونل را به رئال پیشنهاد کنند و انتخاب اصلیشان بارسلونا بود.
رکساچ در نهایت تصمیم گرفت منتظر کاغذبازیهای باشگاه نماند.
در ۱۴ دسامبر ۲۰۰۰، پس از یک دیدار با نمایندگان مسی، روی یک دستمال کاغذی تعهد خود را برای امضای قرارداد نوشت.
جملهای که روی آن دستمال ثبت شد، بعدها به یکی از مشهورترین اسناد تاریخ فوتبال تبدیل شد: رکساچ، با وجود مخالفتهایی در داخل باشگاه، تعهد میکرد لیونل مسی را با شرایط توافقشده جذب کند.
به همین سادگی.
یک پسر ۱۳ساله.
یک پدر نگران.
یک باشگاه مردد.
و یک دستمال کاغذی.
هیچکس آن روز نمیدانست همین تکه کاغذ قرار است سرنوشت یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال جهان را تغییر دهد.

دستمالی که میلیونها دلار ارزش پیدا کرد
رکساچ بعدها گفت این دستمال یکی از مهمترین چیزهایی است که در زندگی حرفهایاش انجام داده است.
و حق داشت.
لیونل مسی در بارسلونا رشد کرد، از ردههای پایه بالا آمد و در نهایت به ستاره اصلی تیم تبدیل شد. بعدها صدها گل برای باشگاه زد، جامهای متعدد برد و تبدیل به بازیکنی شد که نامش با عصر طلایی بارسلونا گره خورد.
اما آن دستمال فقط یک یادگاری نبود.
روایتی نمادین از لحظهای بود که خورخه مسی حاضر نشد بلاتکلیفی را بپذیرد.
دستمالی که رکساچ روی آن تعهد خود را نوشت، سالها بعد به یک قطعه تاریخی تبدیل شد و حتی بحث انتقال آن به موزه بارسلونا و ارزشگذاری هنگفت آن مطرح شد.
اگر آن روز خورخه زودتر تسلیم میشد، شاید تاریخ فوتبال امروز داستان دیگری داشت.
پدر، محافظ و مدیر برنامه
نقش خورخه با امضای قرارداد بارسلونا تمام نشد؛ تازه شروع شد.
او سالها در کنار لیونل باقی ماند و به تدریج تبدیل به مدیر برنامه و نماینده تجاری پسرش شد.
این نقش البته همیشه ساده نبود.
هر بار که قرارداد جدیدی مطرح میشد، خورخه در مرکز مذاکرات قرار داشت. قراردادهای مالی، انتقالها، حقوق تجاری و تصمیمهای مربوط به آینده حرفهای لیونل، بخشی از مسئولیتهایی بود که او برعهده گرفت.
رابطه آنها فقط رابطه مدیر برنامه و بازیکن نبود.
خورخه همان مردی بود که سالها پیش، در روساریو، نگران هزینه آمپولهای پسرش بود؛ همان کسی که با او به اسپانیا رفت؛ در ماههای نخست مهاجرت در کنار او ماند و زمانی که خانواده به دلیل شرایط دشوار نتوانستند همگی در اسپانیا بمانند، بخش مهمی از بار این تغییر بزرگ را تحمل کرد.
لیونل هم بارها از تأثیر پدرش بر زندگی و فوتبالش گفته بود و خورخه را یکی از مهمترین افراد زندگی حرفهای خود میدانست.
سالهایی که مسی دیگر فقط یک پسر فوتبالیست نبود
سالها گذشت و همان کودک کوچک تبدیل شد به لیونل مسی.
برنده توپ طلا.
قهرمان اسپانیا.
قهرمان اروپا.
ستاره بارسلونا.
قهرمان کوپا آمریکا.
و سرانجام قهرمان جهان.
خورخه در بسیاری از بزرگترین لحظات زندگی فوتبالی پسرش حضور داشت.
در جام جهانی ۲۰۲۲، زمانی که آرژانتین پس از یک فینال تاریخی مقابل فرانسه قهرمان جهان شد، تصویری از خورخه در کنار جام جهانی و جایزه بهترین بازیکن تورنمنت لیونل منتشر شد؛ تصویری که شاید بیش از هر جملهای رابطه میان این دو را توضیح میداد.
مردی که روزگاری نگران بود پسرش حتی به قد طبیعی نرسد، حالا جامی را در دست داشت که آرزوی میلیونها فوتبالیست در سراسر جهان است.
بیماری خورخه و اشکهای مسی در جام جهانی ۲۰۲۶
آخرین فصل زندگی خورخه، برخلاف سالهای پرزرقوبرق فوتبال لیونل، با سکوت و نگرانی گذشت.
در ژوئن ۲۰۲۶، خانواده مسی اعلام کردند خورخه با یک وضعیت پزشکی مواجه است و تحت مراقبت قرار دارد. خانواده از رسانهها خواستند درباره بیماری او شایعهسازی نکنند و تأکید کردند اطلاعات دقیق فقط در اختیار نزدیکان خانواده است.
چند روز بعد، لیونل در جام جهانی ۲۰۲۶ مقابل الجزایر سه گل زد.
اما چیزی که بیشتر از هتتریک او دیده شد، اشکهای مسی بود.
او پس از بازی گفت روزهای دشواری را پشت سر گذاشته و این مسئله ارتباطی با فوتبال نداشته است.
بعدتر مشخص شد بیماری پدرش یکی از مهمترین مسائل شخصی بود که ذهن او را در جریان مسابقات درگیر کرده بود.
تلخی ماجرا این بود که تنها چند هفته پیش از مرگ خورخه، یک گزارش جعلی درباره درگذشت او در جریان جام جهانی منتشر شده بود. خانواده مجبور شدند رسماً خبر را تکذیب کنند و از رسانهها خواستند با حریم خصوصی آنها با مسئولیت بیشتری برخورد کنند.
این بار اما خبر واقعی بود.

خورخه مسی چگونه درگذشت؟
خورخه مسی در ۶۸سالگی در روساریو درگذشت.
مرگ او در یک مرکز درمانی در این شهر تأیید شد و گزارشهای معتبر از یک بیماری طولانیمدت خبر دادهاند. با این حال، خانواده و مرکز درمانی جزئیات بیماری و علت پزشکی دقیق مرگ را منتشر نکردهاند و باید به همین حریم خصوصی احترام گذاشت.
گزارشها میگویند خورخه در روزهای پایانی میان خانه و مرکز درمانی در رفتوآمد بود و همسرش سلیا و فرزندانش رودریگو، ماتیاس و ماریا سول در کنار او بودند. لیونل نیز پس از پایان حضور آرژانتین در جام جهانی و در ماههای بیماری پدرش، برای دیدار با او به روساریو رفت.
لیونل اکنون به روساریو بازگشته تا در کنار خانواده باشد.
قرار است پیکر خورخه در گورستان خصوصی ال پرادو در نزدیکی پرز، در حوالی روساریو، به خاک سپرده شود.
واکنش بارسلونا و رئال مادرید به مرگ پدر مسی
خبر مرگ خورخه خیلی زود فوتبال جهان را تحت تأثیر قرار داد.
بارسلونا، باشگاهی که زندگی لیونل مسی را برای همیشه تغییر داد، در پیام تسلیت خود از نقش خورخه در سپردن آینده پسرش به باشگاه و همراهی او در آغاز مسیر تاریخی لیونل یاد کرد.
رئال مادرید نیز به خانواده مسی تسلیت گفت؛ صحنهای معنادار در فوتبالی که سالها رقابت بارسلونا و رئال مادرید، و رقابت مسی و ستارههای مادرید، یکی از بزرگترین دوگانههای تاریخ ورزش را ساخته بود.
از نیوولز اولد بویز، باشگاهی که لیونل در آن بزرگ شد، تا فدراسیون فوتبال آرژانتین و کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی، پیامهای تسلیت منتشر شد.
فدراسیون فوتبال آرژانتین نیز اعلام کرد در مسابقات فوتبال این کشور یک دقیقه سکوت و استفاده از بازوبند مشکی برای ادای احترام به خورخه در نظر گرفته خواهد شد.

اگر خورخه مسی نبود، آیا «لیونل مسی» هم وجود داشت؟
هیچکس نمیتواند تاریخ جایگزین را ثابت کند.
شاید لیونل حتی بدون خورخه هم فوتبالیست بزرگی میشد. استعداد او آنقدر خارقالعاده بود که احتمالاً فوتبال راهش را پیدا میکرد.
اما یک چیز را میتوان با اطمینان بیشتری گفت:
آن استعداد بدون کسی که برایش بجنگد، ممکن بود هرگز به جهان معرفی نشود.
پسرکی که به دلیل کمبود هورمون رشد، از همسنوسالهایش کوچکتر بود؛ خانوادهای که توان پرداخت دائمی هزینه درمان را نداشت؛ باشگاههایی که در پرداخت هزینهها تردید داشتند؛ مهاجرت یک خانواده از آرژانتین به اسپانیا؛ ماهها انتظار برای تصمیم بارسلونا؛ و سرانجام آن دستمال کاغذی.
در تمام این نقاط، یک نفر حضور داشت:
خورخه مسی.
او گل نزد.
توپ طلا نبرد.
جام جهانی را بالا نبرد.
روی نیمکت بارسلونا ننشست.
اما وقتی پسرش هنوز آنقدر کوچک بود که بسیاری نمیتوانستند آیندهای برایش تصور کنند، او آینده را تصور کرد.
و شاید میراث واقعی خورخه مسی همین باشد.
در تاریخ فوتبال، نام لیونل مسی با گلها، دریبلها، جامها و رکوردها ثبت شده است؛ اما پشت آن همه شکوه، داستان مردی قرار دارد که روزی از کارخانه فولاد به خانه برمیگشت و باید تصمیم میگرفت آیا میتواند آینده پسر کوچک و نحیفش را نجات دهد یا نه.
او تصمیم گرفت بجنگد.
و فوتبال جهان، سالها بعد، پاسخ آن تصمیم را دید.
یک پای چپ جادویی.
هزاران گل و پاس.
دهها جام.
قهرمانی جهان.
و نامی که احتمالاً تا دههها از فوتبال پاک نخواهد شد:
لیونل مسی.
اما از این پس، هر بار داستان آغاز افسانه مسی روایت شود، نام مرد دیگری هم باید کنار آن بیاید:
خورخه مسی؛ پدری که پیش از آنکه جهان استعداد پسرش را باور کند، خودش باورش کرده بود.