کای گرین؛ متفاوتترین بدنساز جهان ملقب به شکارچی که سه بار قهرمان آرنولد کلاسیک شد و نایب قهرمان ابدی مسترالمپیا لقب گرفت
زیسان: در آستانهٔ شصت ثانیهٔ سکوت که هر قهرمان پیش از صحنه میگیرد، کای گرین با چشمانی آرام، اما مصمم به تماشاگر نگاه میکرد. او را نه فقط بهخاطر حجم و تفکیک عضلانی میشناختند، که بهخاطر پوزینگِ بُرنده و اجراهایی که بیشتر شبیه «تئاتر» بودند تا رقابتهای بدنسازی؛ اجراهایی که همیشه مخاطب را از جنس ورزشکار به تماشاگرِ یک روایت هنری میکشاند. نام کاملش Leslie Kai Greene و تاریخ تولدش ۱۲ ژوئیهٔ ۱۹۷۵ در بروکلینِ نیویورک است — زادهای که پسزمینهاش نشانهٔ یک صعود سخت را نشان میداد.

کودکیِ پرتنش و تلفیق درد با عزم
به گزارش زیسان؛ کای بزرگ شد در یک محیط کمبرخوردار؛ دوران کودکیاش با مشکلات و بهصورت قسمتی در سرپرستی دولت (foster care / ward of the state) گذشت. او خودش و مصاحبهها و مستندها بعدها مرتب به این گذشته بازمیگشتند؛ بهعنوان منبعی که هم «زخم» بود و هم سوختِ تحول. همان تجربههای نخستین، بعدها به زبان حرکات در صحنه و به فرمهایی از نمایش تبدیل شد که او را از دیگر بدنسازان متمایز میساخت

کای گرین؛ غولِ صحنه از بروکلین تا افسانهٔ بدنسازی
زندگی کای لزلی گرین چیزی شبیه یک روایت سینمایی است؛ داستان کودکی پرتنش در خیابانهای بروکلین که به هنرمندِ بزرگِ صحنههای بدنسازی جهان تبدیل شد. او بدنساز بود، اما نه از جنس معمول. برای او بدن فقط عضله نبود؛ یک بوم نقاشی و ابزار روایت بود، روایت انسانی که از دل تاریکی آمد و روی صحنه به نور تبدیل شد.

کودکی سخت و کشف ورزشی که جان بخشید
کای گرین در ۱۲ ژوئیه ۱۹۷۵ در نیویورک به دنیا آمد. سالهای ابتدایی زندگیاش با بیثباتی و سرپرستی دولت همراه بود؛ تجربهای که بعدها بارها دربارهاش صحبت کرد و گفت تمرین با وزنه تنها راهی بود که میتوانست از طریق آن کنترل زندگیاش را پس بگیرد. بدنسازی برای او فقط شکلدادن به عضله نبود، بلکه ابزاری بود برای ساختن اعتمادبهنفس و مبارزه با احساس ناامنی.

آغاز مسیر حرفهای؛ از باشگاههای محلی تا IFBB
گرین خیلی زود وارد مسابقات آماتوری شد و اولین موفقیتهای جدیاش را در دههٔ ۹۰ به دست آورد. او دو بار در رقابتهای معتبر Team Universe آمریکا قهرمان شد و همین مسیر را برای ورودش به فدراسیون حرفهای IFBB باز کرد. اولین حضور رسمیاش در سطح حرفهای در میانهٔ دههٔ ۲۰۰۰ رقم خورد و خیلی زود بهعنوان چهرهای متفاوت شناخته شد: بدنی با حجم بالا، عضلات تفکیکشده و پوزینگهایی که تماشاچیها را میخکوب میکرد.

صعود به اوج؛ سه قهرمانی در آرنولد کلاسیک
سال ۲۰۰۸ نقطهٔ آغاز فراز اصلی زندگی گرین بود؛ همان زمانی که قهرمان New York Pro شد و نگاهها را به خود جلب کرد. سال بعد در آرنولد کلاسیک، یکی از معتبرترین مسابقات بدنسازی جهان، قهرمان شد و این عنوان را در سال ۲۰۱۰ هم تکرار کرد. سومین قهرمانیاش در سال ۲۰۱۶ رخ داد؛ بازگشتی باشکوه که نشان داد هنوز هم میتواند بهترین باشد.
کای گرین در دورهای که رقابتها پر از نامهای بزرگ بود، مسیرش را با قاطعیت ادامه داد. او به چیزی فراتر از یک بدنساز حرفهای تبدیل شد: نمادی از استمرار و تکامل.

سالهای بزرگ در مستر المپیا؛ نایبقهرمانیهای ابدی و دعوا و قهر از مسترالمپیا
کای هرگز قهرمان مستر المپیا نشد، اما سه سال پیاپی به مقام دوم رسید؛ ۲۰۱۲، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴. این رکورد او را به ردیف کسانی وارد کرد که هرگز روی سکوی نخست نایستادند، اما میراثشان از بسیاری قهرمانان پررنگتر بود. رقابت نزدیک او با فیلیپ هیث به یکی از جذابترین دوئلهای تاریخ بدنسازی تبدیل شد؛ نبردی که سالها تیتر رسانهها و موضوع بحث هواداران بود.
اما این داستان یک پشتپرده هم دارد. او سالهای زیادی به داوری مسترالمپیا اعتراض داشت تا اینکه درنهایت یک سال تصمیم گرفت قهر خود را کامل کند و دیگر در مسترالمپیا شرکت نکرد.
به گزارش زیسان؛ در سال ۲۰۱۵، کای گرین به دلیل اختلافات با برگزارکنندگان IFBB و احساس وجود «دستهای پشت پرده» که به گفته خودش مانع قهرمانیاش میشدند، از شرکت در Mr. Olympia خودداری کرد و عملاً قهر کرد. او در مصاحبهها ادعا کرد که مسائل سیاسی و تصمیمات غیرمنصفانه داوران، شانس او را برای پیروزی کاهش دادهاند. این تصمیم بحثبرانگیز بود و هواداران را شوکه کرد، زیرا کای در اوج آمادگی بود، اما او ترجیح داد از صحنه رقابتهای المپیا فاصله بگیرد و روی پروژههای دیگر مانند فیلمسازی و هنر تمرکز کند.

در سال ۲۰۱۶، کای گرین در Arnold Classic اوهایو و بریل و استرالیا شرکت کرد و با بدنی که ترکیبی از حجم عظیم، کات عمیق و پوزینگ هنری بود، قهرمان شد و جایزه ۱۳۰,۰۰۰ دلاری اوهایو را به دست آورد. این پیروزی نشان داد که او هنوز در اوج است. برگزارکنندگان Mr. Olympia در سال ۲۰۱۷ به او پیشنهاد دادند بدون مقدماتی در این رقابت شرکت کند، اما کای این دعوت را رد کرد، زیرا همچنان از سیاستهای IFBB دلخور بود و نمیخواست تحت شرایطی که به نظرش غیرمنصفانه بود، بازگردد.
کای گرین به طور رسمی در سال ۲۰۱۷ از بدنسازی حرفهای خداحافظی کرد، هرچند اعلام رسمی بازنشستگیاش مبهم بود و او به جای رقابت، روی فعالیتهای دیگر مانند مربیگری، تولید محتوا (مستندهایی مثل “Generation Iron”) و نقاشی تمرکز کرد. او در سن ۴۲ سالگی تصمیم گرفت از صحنه رقابت دور بماند و به جای آن، به عنوان یک هنرمند و سخنران انگیزشی فعالیت کند، و هنوز هم با فیزیک خیرهکننده و داستان زندگیاش الهامبخش میلیونها نفر است.

هنر و نمایش؛ پوزینگ بهعنوان تئاتر
آنچه گرین را خاص میکرد نه فقط حجم، بلکه بیان بود. پوزینگهای او ترکیبی از تئاتر، رقص و مجسمهسازی زنده بود. هر حرکتش حسابشده، داستاندار و با ریتم طراحی شده بود. او بارها گفته است که پوزینگ بخش اصلی بدنسازی است؛ جایی که بدن بعد از ماهها تلاش، روی صحنه حرف میزند.
کای گرین نقاشی میکشد، طراحی میکند و سالها آثار هنریاش را نمایش داده است. او باور دارد بدن مانند یک مجسمه است و بدنسازی در اصل یک هنر کاربردی جسمانی است.

بازیگری و حضور در رسانه
در طول سالها، کای تلاش کرد خودش را محدود به ورزش نکند. وارد سینما شد، در چند فیلم و سریال بازی کرد و حتی وارد فضای تولید محتوا و برنامهسازی شد. این مسیر برای او ادامهٔ همان فلسفه بود؛ ساختن روایتهایی که از بدن شروع میشوند، اما به ذهن و تخیل ختم میشوند.
لقبها، ذهنیت و میراث
لقب او The Predator (شکارچی) است؛ لقبی که به خاطر ظاهر خشن، استایل جنگجویانه و ذهنیت رقابتیاش در مسابقات به او داده شد و بسیاری نیز «بهترین بدنسازی که هرگز المپیا را نبرد» خطاب کردهاند. اما خود گرین معتقد است بزرگترین پیروزی هر انسان، «تسلط بر خود» است. فلسفهٔ اصلیاش بر اساس ارتباط ذهن و عضله بنا شده است؛ تمرینی که از بدن شروع میشود، اما به روح میرسد.
امروز بسیاری از بدنسازان جوان در سراسر جهان او را الگو قرار میدهند؛ نه فقط بهخاطر فیزیک، بلکه بهخاطر شیوهٔ اندیشیدن به ورزش. او به نسل جدید آموخت بدنسازی فقط تقویت عضله نیست، بلکه هنری است برای ساختن شخصیت، نظم ذهنی و هویت.