اشکهای تلخ و بیپایان کریستیانو رونالدو بعد از حذف مقابل اسپانیا
بعضی شکستها خیلی دردناکند، گاهی بازنده احساس میکند کل دنیا روی سرش خراب شده است. بعضی سوتهای پایان، انتهای یک مسابقه نیستند؛ پایان یک رؤیا هستند. امشب برای یک ابرستاره دنیا به پایان رسید و کل دنیا روی سر او خراب شد. حتما میدانید از کدام ابرستاره حرف میزنیم: کریستیانو رونالدو.
وقتی آنتونی تیلور در دالاس سوت پایان دیدار پرتغال و اسپانیا را به صدا درآورد رویای بزرگ کریستیانو رونالدو همانجا، روی چمن ورزشگاه، فرو ریخت.
او سرش را پایین انداخت، چند قدم آرام برداشت و دیگر نتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد.

برای میلیونها نفر، این تصویر، یکی از تلخترین قابهای جام جهانی ۲۰۲۶ بود. حتی مسیدوستها هم دلشان لرزید. در هم شکستن یک اسطوره بزرگ فوتبال کم چیزی نیست. به خصوص با توجه به اینکه او دیگر شانسی ندارد. کریستیانوی ۴۱ ساله قاعدتا چهار سال دیگر در ۴۵ سالگی در جام جهانی حضور نخواهد داشت و چه حیف!
پرتغال در مسابقهای بسیار نزدیک و تاکتیکی تا دقیقه ۹۰ مقابل اسپانیا مقاومت کرده بود. تیم روبرتو مارتینز بارها حملات لاروخا را دفع کرد، دیوگو کاستا چند واکنش نجاتبخش داشت و واقعا اگر بخواهیم صادق باشیم رونالدو هر بار که صاحب توپ شد، تلاش خودش را کرد که کار را برای پرتغال در بیاورد. تقریبا همه به این نتیجه رسیده بودیم که بازی به ۱۲۰ دقیقه میرود. اما ناگهان اتفاقی افتاد که دنیا را دور سر پرتغالیها و کریستیانو تیره و تار کرد. اسپانیا با یک حرکت سریع، در دقیقه ۱+۹۰ توسط میکل مرینو به گل رسید. عجب گل خاصی زد مرینو؛ اسم او تا آخر تاریخ به عنوان کسی در حافظه فوتبال ثبت میشود که نگذاشت دوران فوتبال درخشان کریستیانو با بالای سر بردن جام به پایان برسد. مرینو، کریستیانو را از جام بیرون انداخت.

رونالدو با یک رسالت، رسالتی که بر دوش خود احساس میکرد به آمریکا آمده بود تا آخرین مأموریت دوران فوتبالش را انجام دهد. همانطور که نیمار گفته بود تنها رسالت فوتبالی خودش را قهرمانی در این جام جهانی میبیند ولی در این مرحله حذف شد رونالدو هم سرنوشت مشابهی تجربه کرد.
چهار سال قبل، لیونل مسی جامی را بالای سر برد که سالها برایش دستنیافتنی بود. خیلیها آن قهرمانی را آخرین قطعه پازل بزرگترین رقابت تاریخ فوتبال میدانستند و میگفتند دیگر سوال مسی یا رونالدو را نپرسید. پاسخ این سوال با قهرمانی مسی در جام جهانی داده شده است.
ما سالها است که کریستیانو را میشناسیم. وقتی او را به خصوص با آوردن اسم رقیب یک دههایش گوشه رینگ میبرید او تمام توانش را جمع میکند تا پاسخ بدهد. رونالدو میخواست پاسخ خودش را در زمین بدهد؛ میخواست در ۴۱ سالگی نشان دهد هنوز میتواند بزرگترین جام فوتبال دنیا را لمس کند و داستان رقابت ابدی با مسی را یک بار دیگر زنده نگه دارد.
اما سرنوشت، پایان دیگری برایش نوشته بود.

رونالدو در این جام لحظات درخشانی هم داشت، اما مقابل اسپانیا دیگر معجزهای رخ نداد. او چند بار دروازه اونای سیمون را تهدید کرد، روی ارسالها حاضر بود، در نیمه دوم حتی با عبور از چند مدافع، خاطره سالهای طلایی را زنده کرد، اما در نهایت نتوانست راهی برای باز کردن قفل دفاع منظم اسپانیا پیدا کند.
با اینکه در اولین بازی جام جهانی اتفاقات بدی برای پرتغال افتاد و به نظر میرسید در درون رختکن یک گروه با رونالدو چپ افتاده، اما در ادامه همه چیز درست شده بود. این فقط یک ادعا نیست و نگاهی به عملکرد و آمار پرتغالیها نشان میدهد آنها حتی شاید بیش از اندازه تلاش میکنند بهترین موقعیتها را برای شماره ۷ خود بسازند؛ حتی برخی تحلیلگران این را یکی از دلایل از بین رفتن ریتم هجومی این تیم میدانستند.
ولی زندگی بیرحم است و فوتبال، به عنوان جلوهای از زندگی، بیرحمانه منتظر کسی نمیماند.
در حالی که کریستیانو با چشمانی اشکبار زمین را ترک میکرد، رقابت برای فتح جام همچنان ادامه دارد. لیونل مسی، کیلیان امباپه و ارلینگ هالند، هر سه با هفت گل در صدر جدول گلزنان قرار دارند و تیمهایشان همچنان از مدعیان اصلی قهرمانی هستند. آنها هنوز فرصت دارند تاریخ را بازنویسی کنند، اما برای رونالدو، دفتر جام جهانی تقریباً بسته شده است.

چهار سال دیگر، جام جهانی ۲۰۳۰ برگزار خواهد شد؛ زمانی که رونالدو ۴۵ ساله خواهد بود. فوتبال بارها ثابت کرده که هیچ چیز غیرممکن نیست، اما واقعیت این است که حضور دوباره او در بزرگترین تورنمنت جهان، دور از دسترس به نظر میرسد. به همین دلیل، اشکهای او در دالاس بیشتر از آنکه برای یک شکست باشد، به خاطر یک وداع بود. وداع کریستیانو با بزرگترین رویایی که هرگز محقق نشد. رویای بالای سر بردن آن جام قشنگ با پیراهن کشورش پرتغال.

رونالدو در طول بیش از دو دهه، تقریباً همه افتخارات ممکن را به دست آورد. پنج توپ طلا، قهرمانی اروپا، لیگ ملتهای اروپا، لیگ قهرمانان، رکوردهای بیشمار گلزنی و تبدیل شدن به یکی از تأثیرگذارترین بازیکنان تاریخ فوتبال. اما جام جهانی، جامی بود که همیشه از دستانش گریخت و لیز خورد.
رونالدو میگرید و میداند دستش به این جام نخواهد رسید ولی هیچکس نمیتواند تلاش او را انکار کند. ستارهای که از نوجوانی تا ۴۱ سالگی، در هر روز از زندگیاش در بالاترین سطح جنگید، حتی همین امروز هنوز برای پیراهن کشورش میدوید، هنوز برای هر توپ میجنگید و هنوز باور داشت که رو یاها تاریخ انقضا ندارند. اما فوتبال، گاهی بیرحمتر از آن است که به همه افسانهها پایان خوش هدیه بدهد. زندگی گاهی و اغلب همینقدر بیرحم است.

شاید نه، قطعا وقتی تاریخ جامهای جهانی مرور شود، از رونالدو به عنوان یکی از بزرگترین بازیکنانی یاد میکنند که هرگز جام را بالای سر نبرد. همانطور که نسلهای قبل، یوهان کرویف، فرانس پوشکاش و پائولو مالدینی را با همین حسرت به یاد میآورند.
کریستیانو رونالدو، با چشمانی خیس، زمین را ترک کرد و میلیونها نفر در سراسر جهان، تصویری را دیدند که شاید سالها در ذهن فوتبال باقی بماند؛ تصویر مردی که همه چیز را فتح کرد، جز بزرگترین جام دنیا