دو قتل «خانوادهکشی» در تهران و کرمان در سه روز
اردیبهشت ماه جاری، در فاصله سه روز دو قتل با موضوع «خانوادهکشی» در تهران و کرمان رخ میدهد که در هر دو مورد متهمان پس از کشتن اعضای خانواده اقدام به خودکشی کردهاند. یک روانشناس اجتماعی در مورد وقوع چنین قتلهایی به «اعتماد» میگوید: «در کشور ما معمولا این نوع قتلها اینگونه است که یکی از اعضای خانواده به بقیه فشار سنگینی وارد میکند؛ پسری از کودکی شاهد آزار دادن مادر توسط پدر بوده است. این پسر وقتی بزرگ میشود و توان این را پیدا میکند که انتقام بگیرد دست به چنین کشتارهایی میزند. اگر بتواند همه اعضای خانواده و اگر هم نتواند تعدادی از اعضای خانواده را از بین میبرد.»
به گزارش اعتماد، یازدهم اردیبهشت ماه جاری، گزارش یک قتل عام خانوادگی در خیابان تهرانپارس، پروندهای را پیش روی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت قرار میدهد. طبق گزارش پلیس؛ پسر خانواده، همه اعضای خانوادهاش را به قتل میرساند. این گزارش به ماموران کلانتری ۱۳۶ اعلام و نیروها به محل حادثه اعزام میشوند. ماموران پلیس در صحنه جرم با اجساد خونین یک خانواده سه نفره روبهرو شده که به گفته عوامل اورژانس حاضر در محل، هر سه نفر شامل پدر، مادر و دختر خانواده به دلیل شدت جراحات وارده با چاقو جان خود را از دست میدهند. پس از گزارش این جنایت هولناک به تیم جنایی پلیس آگاهی، کارشناسان تشخیص هویت به همراه بازپرس کشیک قتل در محل حادثه حاضر و تحقیقات ابتدایی درباره این قتلعام خانوادگی آغاز میشود. در بررسیهای اولیه مشخص میشود که پسر جوان خانواده، ساعتی پیش از وقوع جنایت به دلایل نامعلومی با پدر، مادر و خواهر خود درگیر شده و سپس هر سه نفر را با ضربات چاقو به قتل رسانده و پس از ارتکاب این جنایت، اقدام به خودزنی کرده و به دلیل شدت جراحات و خونریزی شدید، توسط تیم اورژانس به بیمارستان منتقل شده است. طبق شواهد موجود و با دستور بازپرس کشیک قتل، اجساد پدر، مادر و دختر برای انجام معاینات دقیقتر به پزشکی قانونی منتقل میشود. پرونده این قتلعام خانوادگی برای روشن شدن زوایای پنهان و کشف علت اصلی حادثه، در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار میگیرد.
همچنین هشتم اردیبهشت ماه جاری «احمدرضا عظیمنسب» رییس حوزه قضایی ساردوئیه کرمان با اشاره به وقوع جنایت خانوادگی که منجر به قتل چهار نفر شده و ضارب نیز خودکشی ناموفق داشته، اعلام میکند: «حوالی ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه صبح روز هشتم اردیبهشت ماه، گزارشهایی مبنی بر قتل چهار نفر در دو خانه جداگانه در دلفارد واصل میشود که نشان میدهد سه نفر شامل دو مرد و یک زن در یک خانه و یک خانم دیگر در خانهای مجزا به قتل رسیدهاند.
پس از بررسی صحنه و پیگیری موضوع مشخص میشود که این قتلها به هم مرتبط هستند و احتمال دارد که عامل یا عاملان آن مشترک باشند. پس از دریافت خبر، دستورات قضایی لازم برای شناسایی و دستگیری عامل یا عاملان این جنایت صادر و متعاقب ورود نیروهای فرماندهی انتظامی به صحنه جرم، فرد ضارب شناسایی میشود. ضارب با مشاهده ماموران اقدام به خودکشی کرده که تلاش او ناموفق مانده و فرد مجروح تحت درمان در یکی از مراکز درمانی منطقه قرار میگیرد. تحقیقات اولیه حاکی از آن است که متهم مردی ۲۷ ساله بوده و ابزار قتل، سلاح سرد از نوع چاقو بوده و اختلافات خانوادگی علت اصلی وقوع قتلها بوده است. سه نفر از مقتولان با متهم نسبت خانوادگی نزدیک داشته، اما یک نفر دیگر ارتباط فامیلی با او نداشته است.»
قتلهای خانوادگی یک پدیده تک عاملی نیست
«علیرضا شریفییزدی» در مورد قتلهای خانوادگی به «اعتماد» میگوید: «از نظر روانشناسی اجتماعی و جامعهشناسی این جنس قتلها یک پدیده تک عاملی نیست بلکه حاصل عوامل اجتماعی، روانی، اقتصادی و فرهنگی است. یکی از این عوامل فشارهای روانی شدید و فروپاشی کنترل هیجانی است. به هر حال ما کشوری هستیم که ظرف یک سال دو جنگ بیرونی و یک جنگ داخلی را تجربه کردهایم، بنابراین فشارهای روانی و فروپاشی کنترلهای هیجانی دارای اهمیت است.
این جنس قتلها نشان میدهد که فرد در یک استرس شدید و در بنبست قرار گرفته است. این بحران یا مالی یا شکست عشقی یا شکست شغلی است. همچنین مشکلات درون خانواده و احساس تحقیر میتواند باعث شود فرد احساس کند که کنترل زندگی از دستش خارج شده و دچار تفکر فاجعه محور میشود. یعنی تصور میکند که تنها راه پایان دادن به بحران نابود کردن خود و اطرافیانش است. عامل دوم؛ خشونت خانگی و الگوهای کنترل گرایانه است؛ بسیاری از این قتلها ادامه و تشکیل خشونت خانگی هستند که در کشور ما در بعضی موارد دیده میشود. گاهی فردی که سالها رفتار سلطهگرانه و کنترلگرانه نسبت به خانواده داشته وقتی احساس میکند که این کنترل بنا به هر دلیلی در حال از بین رفتن است، امکان دارد واکنش شدید منفی و خشن درونش ایجاد شود. در این حالت ممکن است قتل رخ دهد که تلاشی افراطی برای حفظ قدرت و انتقام از اعضای خانواده محسوب میشود.
عامل سوم؛ اختلالات روحی و روانی است؛ برخی که اقدام به خانوادهکشی میکنند افرادی هستند که افسردگی شدید، انواع اختلالات شخصی، روانپریشی و سوءمصرف مواد و الکل دارند. مصرف مواد و الکل در ایران در این جنس اقدامات بسیار اثرگذار است. اکثر افراد دارای اختلالات روحی و روانی با مصرف مواد و الکل دچار خشم میشوند. عامل چهارم؛ احساس مالکیت افراطی نسبت به خانواده است؛ در جامعه ما در بعضی فرهنگها یا ساختارهای سنتی ممکن است نوعی نگاه مالکانه به همسر و فرزندان وجود داشته باشد که براساس این دیدگاه فرد خانواده را بخشی از دارایی خود میداند و این تصور وقتی با بحرانهای زندگی ترکیب میشود، امکان دارد فرد اینگونه تصور کند که میتواند برای خانواده خود حتی برای مرگ و زندگیشان تصمیم بگیرد. عامل پنجم؛ انزوای اجتماعی و نبود شبکه حمایتی است؛ تنهایی و قطع ارتباط با شبکههای اجتماعی یا عدم ارتباط با خانواده، دوستان، همکاران، همشهریها و... میتواند این خطرات را افزایش بدهد.»
قتل اعضای خانواده نتیجه یک لحظه خشم ساده نیست
شریفی یزدی همچنین میگوید: «افرادی که در بحران به سر میبرند و هیچ کانال حمایتی یا گفتوگویی را ندارند بیشتر در معرض تصمیمهای افراطی قرار میگیرند که خانواده کشی میتواند یکی از این موارد باشد. در مواردی هم فرد اعضای خانواده خود را میکشد و سپس اقدام به خودکشی میکند؛ این مورد، پدیده خودکشی قتل خانوادگی نامیده است؛ از نظر علمی در این حالت فرد گمان میکند که بدون او خانواده نمیتواند زندگی کند و به نوعی میخواهد آنها را از رنج نجات بدهد. این تفکر نوعی منطق تحریف شده و ناامیدکننده است که در بحرانهای شدید خود را نشان میدهد. عامل آخر نقش عوامل اقتصادی یا اجتماعی است؛ پژوهشهای اجتماعی در ایران و دنیا نشان میدهد که بیکاریهای طولانی مدت، فقر و فشار اقتصادی، تورم، مهاجرت، از هم گسیختگی شبکههای اجتماعی و احساس بیعدالتی اجتماعی میتواند زمینه استرس و تنش را در خانواده افزایش بدهد و در شرایط خاص تبدیل به خشونتهای افراطی مثل خانواده کشی شود. قتل اعضای خانواده معمولا نتیجه یک لحظه خشم ساده نیست و این محصول ترکیب بحرانهای روانی فردی، فشارهای اقتصادی، فشارهای اجتماعی، الگوهای خشونت در خانواده و بیرون، احساس بن بست در زندگی و امثال اینهاست. راههای پیشگیری آن نیازمند تقویت خدمات سلامت روان و حتی حمایت اجتماعی از خانوادههایی که در معرض ریسک هستند، است. همچنین آموزش مدیریت تعارض و مداخله موثر حرفهای به موقع در زمینه خشونتهای خانگی است که در ایران معمولا اورژانس اجتماعی این کار را برعهده دارد. در ایران آمار دقیقی از این نوع قتلها منتشر نمیشود، اما در دنیا در این نوع قتلها ۴۷ درصد قربانیان، زنها و ۶ درصد مردها هستند. آمارها نشان میدهد بهطور متوسط در دنیا سالانه ۸۰ هزار زن در نتیجه قتلهای خانوادگی جان شان را از دست میدهند و در قتلهای خانوادگی جمعی، اکثریت کسانی که مرتکب قتل میشوند، مردان هستند؛ حدود ۶۰ درصد این مردان بین ۳۰ تا ۵۰ ساله هستند. ۷۰ درصد موارد افرادی که مرتکب قتل و سپس خودکشی میشوند اشخاصی هستند که فشار اقتصادی و اجتماعی سنگینی را تحمل میکنند؛ آنها مشکلات مالی، ترس از طلاق و از دست دادن فرزند، افسردگی شدید و احساس شکست را تجربه میکنند. در مناطق آسیایی مثل هند، پاکستان، ترکیه، ایران، چین و کشورهای عربی یکی از عوامل مهم قتلهای خانوادگی مسائل فرهنگی است؛ حفظ آبرو و ناموس که زمینه وابستگی اقتصادی هم در آن دخیل است. طبق آمار WHO حدود ۲ درصد از کل مرگهای خشونتآمیز جهان مربوط به قتلهای خانوادگی است.»