آمریکاییِ مدنظر ایران برای مذاکرات انتخاب شد؛ جی دی ونس رهبر مذاکرات آمریکا با ایران است؟!
هاآرتص نوشت: حدود یک سال از زمانی میگذرد که مقامات ارشد آمریکایی در یک گروه گفتگوی اپلیکیشن سیگنال دربارهٔ حمله به یمن گفتوگو میکردند. جفری گلدبرگ، روزنامهنگار، که به طور تصادفی به گروه دعوت شده بود، متوجه شد – و بعداً افشا کرد – که پیت هگزت، وزیر دفاع، اطلاعات طبقهبندیشده دربارهٔ عملیات را در کانال ارتباطی غیررسمی به اشتراک گذاشته است.
در ادامه این مطلب آمده است:، اما فراتر از اشتباه هگزت، مکالمهٔ افشاشده همچنین نشان داد که جیدی ونس، معاون اول رئیسجمهور، در پشت درهای بسته دربارهٔ شرکا و متحدان آمریکا چه میگوید.
محتویات این مکالمه که به طور کامل در نشریهٔ «آتلانتیک» منتشر شد، مشخص کرد که ونس با حمله به حوثیها در یمن مخالف بوده است از ترس اینکه آنها به خواستهشان یعنی کشاندن آمریکا به جنگ در خاورمیانه برسند. ونس همچنین نگرانی خود را دربارهٔ افزایش قیمت نفت ابراز کرد – موضوعی که میتواند روسای جمهور را فلج کند (و جاهطلبیهای معاونان اول را نقش بر آب کند).
سایر شرکتکنندگان در این بحث مارکو روبیو، وزیر امور خارجه؛ تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی؛ و استیون میلر، دستراست دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بودند. اما ونس به دلیل مخالفتش با هرگونه اقدام نظامی که صرفاً تدافعی نبود، برجسته بود.
اسرائیل عاقل خواهد بود اگر یک دلیل خاص را که باعث شد ونس با آن حمله مخالفت کند، به خاطر بسپارد. صرف این ایده که کاری به خاطر متحدان سنتی آمریکا انجام دهد، او را آزرده میکرد و او بیوقفه از آنها انتقاد میکرد.
او وقتی بحث در ۱۱ مارس ۲۰۲۵ آغاز شد، نوشت: «مطمئن نیستم رئیسجمهور آگاه باشد که این اقدام چقدر با پیام او دربارهٔ اروپا در حال حاضر ناسازگار است» و استدلال کرد که این حمله بیشتر به اروپا کمک میکند تا آمریکا. چهار روز بعد، وقتی فهمید در اقلیت است، گفت: «اگر فکر میکنید باید انجامش دهیم، پس انجامش بدهیم. فقط از اینکه دوباره اروپا را نجات میدهیم متنفرم.»
در جلسهٔ کابینه روز پنجشنبه گذشته، ترامپ به وزیران و دستیارانش اطلاع داد که ونس رهبری مذاکرات آتشبس با ایران را بر عهده دارد. شبکهٔ خبری آمریکایی اکسیوس گزارش داد که ونس قبلاً آمادهسازی برای این کار را آغاز کرده و هفتهٔ گذشته دو بار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفتوگو کرده است. به گزارش اکسیوس، در یکی از این گفتوگوهای پرتنش، ونس به شدت از نتانیاهو انتقاد کرد که با ارائهٔ پیشبینیهای بیش از حد خوشبینانه به منظور کشاندن ترامپ به جنگ، او را فریب داده است.
منبع نزدیک به ونس به اکسیوس گفت: «پیش از جنگ، بیبی [نتانیاهو]واقعاً این را به رئیسجمهور فروخت که کار آسانی است و تغییر رژیم بسیار محتملتر از چیزی است که بعداً مشخص شد؛ و معاون اول در مورد برخی از این ادعاها دیدگاه واقعبینانهای داشت.»
ونس که در تفنگداران دریایی خدمت کرده و به عنوان خبرنگار نظامی در عراق حضور داشته، از نزدیک دیده است که جایگزین کردن یک رژیم در خاورمیانه چقدر «آسان» است. در نتیجه، وقتی نتانیاهو تصویری خوشبینانه از واقعیت پس از جنگ در ایران برای ترامپ ترسیم کرد، او باور نکرد. حتی برخی از مقامات کاخ سفید، «اعضای نامشخص دولت اسرائیل» را متهم به بدنام کردن ونس کردند.
سیانان در روزهای اول جنگ گزارش داد که در هفتههای منتهی به حمله، ونس پشت صحنه تلاش میکرد تا از همکاری ایالات متحده با اسرائیل در جنگ علیه ایران جلوگیری کند. وقتی فهمید نتانیاهو در متقاعد کردن ترامپ موفق شده و تخیل رئیسجمهور را با کتابهای تاریخی پر از کارنامهٔ خود برانگیخته است، ونس سعی کرد دیدگاه متفاوتی ارائه دهد.
به گزارش سیانان، ونس در جلسات حضور داشت و برجستهترین طرفدار یک عملیات نظامی محدود مانند عملیات ونزوئلا بود. از آن زمان، ونس و برخی از دستیاران ترامپ به دنبال هر راهی برای پایان دادن به جنگ بودهاند، از ترس تشدید درگیری که میتواند هرگونه کمپین آیندهٔ ونس را خراب کند.
معاون اول رئیسجمهور که تابستان گذشته ۴۰ ساله شد، نه تنها جوان است بلکه تجربهٔ چندانی هم ندارد. او اولین بار در سال ۲۰۲۱ وارد عرصهٔ سیاست شد که با شعار «آمریکا اولویت اول» برای کرسی سنای ایالت اوهایو نامزد شد، از جمله با وعدهٔ صریح جلوگیری از جنگها. او به این ترتیب به مصاحبهشوندهای همیشگی در برنامهٔ تاکر کارلسون در شبکهٔ فاکس نیوز تبدیل شد، که او را از یک نامزد بیشانس به سناتور تبدیل کرد و بعداً ترامپ را متقاعد کرد ونس را به جای روبیو به عنوان معاون اول خود انتخاب کند.
پس از مراسم تحلیف به عنوان سناتور در ژانویهٔ ۲۰۲۳، ونس با مقالهای در والاستریت ژورنال که در آن ترامپ را به خاطر نکشاندن آمریکا به جنگها تحسین کرد، کمپینی نه چندان پنهان برای تبدیل شدن به نامزد معاونت اول ترامپ را آغاز کرد. پس از کسب نامزدی معاونت اول، او ترامپ را در هر تجمع انتخاباتی «نامزد صلح» توصیف میکرد و در عوض متهم میکرد که کامالا هریس پسران و دختران آمریکا را به جنگ در «جنگهای احمقانه» خواهد فرستاد و میگفت آمریکاییها «پلیس جهان» نیستند.
در طول آن کارزار انتخاباتی و پس از ورود به کاخ سفید، ونس هویتی جدید برای خود به عنوان سگ نگهبان ترامپ در استودیوهای تلویزیونی دست و پا کرد. ترامپ مکرراً او را برای دفاع از رئیسجمهور در رسانهها و درگیری با روزنامهنگاران میفرستد. پس از حمله به ونزوئلا و ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور آن کشور، ونس بلافاصله در ایکس پست گذاشت و ظرف چند ساعت مشغول مصاحبههای تلویزیونی بود.
اما وقتی جنگ ایران آغاز شد، ونس ناپدید شد. حتی توییتی هم نزند. وقتی چند روز بعد برای اولین بار در فاکس نیوز مصاحبه کرد، گفت که این عملیات کوتاهی خواهد بود، نه جنگی طولانی و خونین.
ترامپ ونس را تا حد زیادی به عنوان معاون اول خود انتخاب کرد، زیرا او ثابت کرده بود که سگ حملهای ارزشمندی است که میتواند بر سر روزنامهنگاران بیفتد. ونس همچنین به طور دورهای حملات خود را در مورد موضوعاتی که برایش اهمیت شخصی دارند آغاز میکند؛ و البته، او برای افرادی مانند ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، جز تحسین چیزی ندارد.
اما او به سختی میتواند تحقیر خود را نسبت به متحدان آمریکا پنهان کند که به نظر او از ایالات متحده سوءاستفاده میکنند. رویارویی او در سال گذشته در دفتر بیضی با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، شواهد شگفتآوری از این موضوع ارائه داد. او با عصبانیت به زلنسکی گفت: «حتی یک بار هم گفتید متشکرم؟»
یک سوال که اکنون واشنگتن را به خود مشغول کرده و باید برای اسرائیلیها نیز نگرانکننده باشد، این است که «چرا ونس». چرا از میان همه افراد، او برای رهبری مذاکرات حساس با ایران انتخاب شد، نه فرستادگان همیشگی ترامپ یعنی جرد کوشنر و استیو ویتکاف، و یا دیپلماتهای وزارت امور خارجه؟
یک نظریه این است که ایران کسی است که ونس را خواسته و آنچه خواسته را دریافت کرده است. در کاخ سفید، تصور فردی که بیش از او از اینکه اسرائیل بار سنگینی به گردنش انداخته، خوشحال باشد، واقعاً دشوار است. نظریهٔ دیگر، که با شخصیت ترامپ همخوانی دارد، این است که این یک «هدیه» به ونس بوده تا او را مجبور کند با جنگی که سعی در فاصله گرفتن از آن دارد، همقدم شود.
اما فارغ از اینکه دلیل ترامپ برای انتخاب ونس چه بوده، اگر معاون اول رئیسجمهور واقعاً به میز مذاکره راه یابد، انتظار میرود ناامید و مستأصل وارد شود. تنها راهی که میتواند از پوست سیاسی خود نجات پیدا کند این است که به جنبش MAGA یک توافق ارائه دهد، فارغ از محتوای آن، و بدین ترتیب خود را به عنوان فردی که مردم آمریکا را از جنگی غیرضروری نجات داد، تاجگذاری کند.
ونس مانند ترامپ، تنها وفاداری اش به منافع سیاسی محدود خودش است؛ و وقتی ترامپ نیز به دنبال راه فراری است، به نظر میرسد کاخ سفید اکنون برای امتیازات گسترده آماده است. ونس قطعاً بیش از بسیاری از کارمندان حرفهای وزارت خارجهٔ روبیو، یا حتی ویتکاف و کوشنر، برای این کار آماده است، زیرا کسبوکار شخصی هر دوی آنها به سرمایهٔ عربها وابسته است.
نتیجهگیری دیگر این است که، واشنگتن حداقل به دنبال پایان هرچه سریعتر مذاکرات خواهد بود. ونس میخواهد ایران را در آینهٔ دید عقب خود رها کند و واقعاً برایش مهم نیست که این امر اسرائیل را در چه وضعیتی رها میکند؛ و این به ویژه با توجه به این موضوع صادق است که بیشتر آمریکاییها نیز میخواهند به این جنگ پایان دهند؛ آنها نیز واقعاً برایشان مهم نیست عربستان سعودی، قطر یا ترکیه چه بهایی را پرداخت خواهند کرد؛ و اگر ونس فرصتی پیدا کند که اسرائیل را سرگردان و بیپناه رها کند، آن برایش یک امتیاز اضافی محسوب میشود.