۲۰/اسفند/۱۴۰۴ | ۱۳:۱۱
۱۱:۱۴
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

فرزند پزشکیان: «آقا مجتبی» سلامت هستند و مشکلی نیست

فرزند و مشاور رئیس جمهور در یادداشتی نوشت: خبری از مصدوم شدن آقا مجتبی شنیدم. از دوستانی که ارتباط داشتند سوال کردم. گفتند به لطف خدا سلامت هستند و مشکلی نیست.
کد خبر: ۵۶۰۰۷

یوسف پزشکیان در یادداشتی تلگرامی «روز یازدهم جنگ» را این گونه توصیف کرد:

سه شنبه ۱۹ اسفند روز یازدهم جنگ یوسف پزشکیان

بعد از سحری حدود ساعت ۷ خوابیدم و قبل از ۱۱ بیدار شدم. جلسه‌ای با جمعی از افراد رسانه‌ای دولت داشتیم. آدرس را بلد نبودم. نقشه‌ها کار نمی‌کنند. پیدا کردن آدرس خیلی سخت شده است.

بیشتر جلسات به این می‌گذرد که آدم‌ها پیشنهاد‌ها و نظراتی دارند که می‌خواهند به دست رئیس‌جمهور برسد.

۱- همه فکر می‌کنند که فقط رئیس‌جمهور است که می‌تواند کاری کند و نقشی برای خود قائل نیستند. با شگفتی تمام تقریبا در هیچ جلسه‌ای ندیده‌ام که در آن موضوع صحبت این باشد که «ما، جمع حاضر، چه کاری باید بکنیم؟»؛ و بعد برای این کار، یک تقسیم کار مشخص صورت گیرد و یک جدول زمانی تعیین شود.

 ۲- تمام یا عمده کنش‌گری‌شان به تولید توصیه برای رئیس‌جمهور (یا رهبر) خلاصه می‌شود. این هم ناشی از این است که همه فکر می‌کنند بیشتر از رئیس‌جمهور (و رهبر) می‌فهمند یا می‌دانند و باید او را راهنمایی کنند.

۳- اغلب توصیه‌هایی که تولید می‌شود در واقع فهرستی از آرزوهاست. یعنی آدم‌ها آرزو‌هایی دارند و از رئیس‌جمهور (یا رهبر) می‌خواهند خواسته‌هایشان را برآورده کند. درک درستی از محدودیت‌ها و معذوریت‌ها وجود ندارد. نشانی از توجه به توازن قوا در کشور، انتظارات و توقعات مردم، موقعیت ایران در جامعه بین‌المللی و سایر ذینفعان در توصیه‌ها دیده نمی‌شود.

۴- وقتی مجموعه توصیه‌ها به رئیس‌جمهور را یک‌جا جمع‌آوری کنیم با شگفتی تمام می‌بینیم که بعضی از توصیه‌ها کاملا متناقض و ضد هم هستند. ما یک بار با کمک دوستان اداره کل اسناد و پژوهش‌های ریاست‌جمهوری نظرات را جمع‌آوری کردیم و این را دیده‌ایم. یک تحول عمیق‌لازم است که به جای توجه به بیرون و دیگران، توجه‌مان را به درون و به خودمان برگردانیم. تغییر در جهان‌بینی لازم است. شاید انتظار چنین چیزی از نسل حاضر، منطقی نباشد.

ظهر با چند تا از دوستانم قرار گذاشتیم. خانواده‌ها را برده بودند بیرون تهران و خودشان مانده بودند. یکی‌شان که مسافر بود روزه نبود. یک لیوان چای ریخته بودند. تا آخرین لحظه‌ای که پیش‌شان بودم ندیدم چیزی بخورد. بعد هم رفتم برادرم مهدی و خواهرم زهرا را دیدم. چند روز بود ندیده بودم‌شان. به این فکر می‌کردیم که آیا ممکن است این دو سال از دوره ریاست‌جمهوری پدر به سلامت به انتها برسد و ما برگردیم به زندگی خودمان پیش از همه این اتفاقات؟

آقای دکتر حاجی‌میرزایی را دیدم، چند تا کار اداری را پیگیری کردم و درباره اوضاع روز صحبت کردیم.

 خبری از مصدوم شدن آقا مجتبی شنیدم. از دوستانی که ارتباط داشتند سوال کردم. گفتند به لطف خدا سلامت هستند و مشکلی نیست.

درباره احتمال حمله اتمی آمریکا یا اسرائیل حرف‌هایی مطرح می‌شود. اغلب تحلیل‌گران فکر می‌کنند که این اتفاق نمی‌افتد استدلال‌هایی هم مطرح می‌کردند از جمله اینکه راه را برای استفاده روسیه از سلاح اتمی بر علیه اکراین باز می‌کند یا رقابت برای دستیابی به سلاح اتمی را وارد فاز جدیدی می‌کند.

در جلسه‌ای درباره پیام تبریک افراد و گروه‌ها برای انتخاب آقا مجتبی برای رهبری صحبت شد. می‌گفتند از نهادی با بعضی از افراد تماس گرفته‌اند که شما چرا پیام تبریک نداده‌اید؟ به نظرم آمد که اگر آقا مجتبی مطلع شود حتما از این کار ناراحت می‌شوند. این کار‌ها ضد تبلیغ است.

خدایا ما را ببخش

نیازمندیها
جدیدترین خبرها و تصاویر از بازیگران سینمای ایران و جهان
جدیدترین خبرها و تصاویر از حیات‌وحش ایران و جهان