روزشماری برای یک جنگ بزرگ در شاخ آفریقا؟
زیسان: احتمال وقوع یک جنگ بزرگ در شاخ آفریقا وجود دارد! ارتش اتیوپی در حال بسیج نیروهای زیادی به سمت مرز اریتره و فراخواندن نیروهای ذخیره است. رئیس جمهور اتیوپی اعلام کرد که صبر این کشور به پایان رسیده و خواهان دسترسی به دریا است. رئیس سازمان اطلاعات مصر نسبت به عبور از خطوط قرمز مصر هشدار داد. رئیس جمهور ترکیه سفر برنامه ریزی شده خود به امارات و اتیوپی را لغو کرد. ما با جنگ جدیدی بین محور ترکیه-مصر و محور اسرائیل-امارات متحده عربی روبرو هستیم. اگر این جنگ آغاز شود، امنیت ملی مصر و منافع ترکیه را در معرض خطر قرار خواهد داد!
به گزارش زیسان؛ در حالی که هیچ منبع معتبر خبری یا گزارش رسمی بینالمللی تا امروز وقوع «جنگ بزرگ» در شاخ آفریقا را تأیید نکرده، تحلیلهای متعدد رسانههای خارجی، سازمانهای پژوهشی و دیپلماتها نشان میدهد که منطقه شاخ آفریقا و کریدور دریای سرخ در سالهای اخیر به یکی از حساسترین و پیچیدهترین نقاط ژئوپولتیک جهان تبدیل شده است. این وضعیت اگر بدتر شود، میتواند در آینده به درگیریهای مستقیم یا جنگهای نیابتی و فراملی منجر شود—هرچند هنوز در سطح سناریو است نه واقعیت عملی.
منطقه رقابت مصر، امارات و ترکیه در شاخ آفریقا

رقابت بازیگران بزرگ در کریدور استراتژیک شاخ آفریقا
منطقه شاخ آفریقا (Eritrea, Ethiopia, Djibouti, Somalia) در دهه گذشته به صحنهی یک رقابت راهبردی شدید بین قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شده است. این رقابت دیگر صرفاً بین دولتهای آفریقایی نیست، بلکه کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، مصر، ترکیه، قطر و حتی اسرائیل نقشآفرینی میکنند و از طریق ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی در این منطقه نفوذ میجویند.
امارات متحده عربی با سرمایهگذاریهای گسترده، پشتیبانی دیپلماتیک و روابط امنیتی، نفوذ قابل توجهی در بندرها و دولتهای ساحلی شاخ آفریقا بهویژه سودان، اتیوپی، اریتره و سومالی بهدست آورده است.
عربستان سعودی که اهدافش تا چند سال پیش بیشتر معطوف به یمن بود، اکنون با تشکیل ائتلافی شامل مصر، ترکیه و قطر در تلاش است تا نقش تاثیرگذاری در غرب خلیج (Red Sea) ایفا کند و امتیازات ژئوپولتیک را بازتقسیم کند.
ترکیه نیز از طریق روابط امنیتی و آموزشی با سومالی و مواضع بیشتر ضد اسرائیل، وارد رقابت منطقهای شده است.
این رقابتها باعث شده بازیگران کوچکتر و دولتهای محلی بهطور فزایندهای در انتخاب ائتلافها یا پذیرش حمایتهای خارجی تحت فشار قرار گیرند، که این خود باعث پیچیدگی بیشتر میشود.
تنش اتیوپی و همسایگان: در مرز بحران
یکی از مهمترین خطوط تنش منطقهای، تلاش اتیوپی برای یافتن دسترسی به دریا است که آنرا به هدفی حیاتی برای توسعه اقتصادی و امنیت ملی تبدیل کرده است. اتیوپی در سالهای اخیر مذاکرات و توافقاتی مانند مذاکره با دولت سومالیلند برای دسترسی به بندر داشته است، که این کار باعث بروز مخالفتهای شدید در سومالی، مصر و اریتره شده است.
مصر با این موضع که کنترل و ثبات دریای سرخ باید در اختیار دولتهای ساحلی باشد، به شدت مخالف حضور نظامی یا اقتصادی اتیوپی در سواحل است و از روابط امنیتی با دولتهای ساحلی برای مقابله با تلاشهای اتیوپی بهره برده است.
اریتره بارها نسبت به «ریسک اقدام نظامی» در صورت تهدید به حاکمیتش هشدار داده و خط قرمزهایی را تعیین کرده است، زیرا داراییهای استراتژیک مانند بندر «آساب» را در معرض تهدید میبیند.
تنشها در داخل اتیوپی نیز فراتر از یک موضوع خارجی است؛ نارضایتی و گروههای مسلح داخلی در مناطق تیگرای و آمهرا تهدید بالقوه برای ثبات دولت محسوب میشوند که در صورت تشدید میتوانند به بسط درگیری به مرزهای خارجی منجر شوند.

سناریوهای آتی: از رقابت تا درگیری
تحلیل آیندهپژوهانه از وضعیت موجود چند خط متقاطع احتمالی را نشان میدهد:
۱. ادامه رقابت ژئوپولیتیک بدون جنگ مستقیم
این سناریو محتملترین احتمال در کوتاهمدت است. رقابت بین قدرتهای منطقهای در کریدور دریایی ادامه دارد—با افزایش نفوذ اقتصادی و امنیتی در کشورها و گروههای منطقهای، هر سوی رقابت تلاش میکند تا نفوذ خود را تثبیت کند بدون آنکه درگیر جنگ تمامعیار شود، مانند اکنون که بسیاری از بازیگران از پیامدهای مستقیم اجتناب میکنند.
۲. افزایش تنشهای محلی به درگیریهای محدودهای
چنانچه فشارهای داخلی، ائتلافهای خارجی و تهدیدات امنیتی به هم بیایند، ممکن است درگیریهای محلی بین ارتشهای اتیوپی و اریتره، یا میان نیروهای محلی و دولتها در سومالی و مناطق همجوار شعلهور شود. این روند، اگرچه به جنگ کشوری ختم نشود، میتواند به بحرانهای گسترده انسانی و نظامی بدل شود.
۳. ورود بازیگران فرامنطقهای بزرگ به شکل مستقیم
اگر رقابت موجود به نقطهای برسد که یکی از بازیگران منطقهای مانند مصر، ترکیه یا امارات منافع حیاتی خود را در خطر ببیند و مداخلات رقبا را قابل تحمل نبیند، ممکن است مواضع مستقیمتری اتخاذ شود. این میتواند شامل افزایش حضور نظامی خارجی، تامین مالی گروههای نیابتی، یا ایجاد ائتلافهای رسمی نظامی باشد—چیزی که تاکنون تنها در سطح دیپلماتیک و حمایت از گروههای محلی مشاهده شده است.
۴. فشار بینالمللی برای مذاکره و آشتی
در مقابل سناریوهای فوق، جامعه جهانی که از اختلال در تجارت جهانی از طریق بابالمندب و دریای سرخ نگران است، میتواند فشار دیپلماتیک و اقتصادی را افزایش دهد تا بازیگران را به میز مذاکره بازگرداند، همانطور که در توافق بین اتیوپی و سومالی (Ankara Declaration) دیده شد—اگرچه این توافق هنوز شکافهای قابل توجهی باقی گذاشته است.
در مجموع، منطقه شاخ آفریقا و کریدور دریای سرخ در سال ۲۰۲۶ یکی از محورهای جدی رقابت ژئوپولیتیکی است و تنشهای فعلی بیش از آن که به جنگ قطعی منجر شود، نشانهی رقابت شدید و پیچیدهای میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای و بازیگران محلی است. در صورت تشدید فشارها و بدتر شدن رقابتها، سناریوهای درگیری محدودهای یا حتی مشارکت مستقیم کشورها در درگیریهای فرامرزی وجود دارد، اما اینها هنوز – در سطح تحلیل و پیشبینی – باقی ماندهاند و تا کنون به عنوان جنگ رسمی تأیید نشدهاند.