رابرت دووال؛ از مشاور خانواده کورلئونه تا افسر پرهیاهوی ارتش آمریکا در «اینک آخرالزمان» و چهار بار ازدواج!
رابرت دووال بازیگر برجسته و پرکار سینما بود که با جدیت و وقار خاص خود به هفت دهه فیلمسازی آمریکایی اعتبار بخشید.
او که هفت بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده بود، برای بازی در نقش یک خواننده موسیقی کانتری که با مشکلات دستوپنج نرم میکرد در فیلم «بخششهای محبتآمیز» (۱۹۸۳)، برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شد.
از سایر نقشهای برجسته رابرت دووال میتوان به یک مشاور مافیا در «پدرخوانده»، یک افسر پرهیاهوی ارتش در «اینک آخرالزمان»، و یک کلانتر تگزاسی که به گلهداری روی آورده بود در «لونسام داو» اشاره کرد.

دووال بیشتر بازیگری شخصیتپرداز بود تا یک ستاره نقش اول، و برای روحیه جسور و سرسخت و ستیزهجو در تجاریترین آثار هالیوود شناخته میشد.
دووال با نام کامل «رابرت سلدن دووال» در ژانویه ۱۹۳۱ در سندیگو کالیفرنیا متولد شد و به دلیل یک عمر فعالیت پدرش در نیروی دریایی آمریکا، خودش را فرزند نیروی دریایی مینامید.
پدرش انتظار داشت که او راهش را در آکادمی نیروی دریایی در آناپولیس مریلند ادامه دهد، اما رابرت پس از فارغالتحصیلی از کالج در سال ۱۹۵۳، تنها دو سال در ارتش خدمت کرد.
آقای دووال سپس برای تحصیل در رشته بازیگری راهی نیویورک شد و برای تامین مخارج زندگی به عنوان کارمند پست مشغول به کار شد. همکلاسیهای او در این دوران، داستین هافمن و جین هکمن بودند که هر دو دوستان مادامالعمر او شدند.
رابرت دووال بعدا گفت: «دوست کسی است که سالها پیش، وقتی لگنت شکسته بود، آخرین ۳۰۰ دلارش را به تو پیشنهاد داد. دوست یعنی جین هکمن.»
دووال بازیگری حرفهای را در گیتوی پلیهاوس، یک تئاتر تابستانی در لانگ آیلند آغاز کرد، جایی که در نمایشنامههایی از آرتور میلر و تنسی ویلیامز و دیگران ایفای نقش میکرد.
بازی او در نمایش تکپردهای «پیامآور نیمهشب» نوشته هورتون فوت باعث شد این نمایشنامهنویس او را برای نقش «بو رادلی» در نسخه سینمایی «کشتن مرغ مقلد» (۱۹۶۲) پیشنهاد دهد. تا آن زمان، رابرت دووال در برنامههای تلویزیونی نظیر «شهر عریان، آلفرد هیچکاک تقدیم میکند» و تئاتر «آرمسترانگ سیرکل» ظاهر شده بود.
فیلم «کشتن مرغ مقلد» که آقای فوت آن را از رمان هارپر لی اقتباس کرده بود، نخستین نقش سینمایی این بازیگر بود و منجر به حضور او در فیلمهایی مانند «تعقیب» و «بولیت» و «شهامت واقعی» شد.

توضیح تصویر، رابرت دووال نقش بو رادلی را در کشتن مرغ مقلد بازی کرد
فیلم «مردان باران» که در سال ۱۹۶۹ اکران شد، نخستین همکاری او با فرانسیس فورد کوپولا بود؛ کارگردانی که دووال بعدها در دو قسمت نخست فیلمهای «پدرخوانده» نیز با او همکاری کرد.
دیگر نقشهای مهم او در این دوره شامل سرگرد برنز در فیلم «مش» ساخته رابرت آلتمن بود و نیز در «تیاچاکس ۱۱۳۸»، شخصیت اصلی اولین فیلم علمیتخیلی و پادآرمانشهری جرج لوکاس در سال ۱۹۷۱ بود.
بازی دووال در نقش تام هیگان در «پدرخوانده»، مشاور هوشمند ویتو کورلئونه سالخورده با بازی مارلون براندو، نخستین نامزدی اسکار را در سال ۱۹۷۳ برایش به ارمغان آورد؛ او این نقش را در قسمت دوم «پدرخوانده» (۱۹۷۴) نیز تکرار کرد.
رابرت دووال احتمالا ماندگارترین بازی خود را در نقش سرهنگ دوم کیلگور در «اینک آخرالزمان»، فیلم کاپولا در مورد جنگ ویتنام، ارائه داد. شخصیت او پس از هدایت یک حمله هلیکوپتری مرگبار به یک روستای ویتنامی، جمله مشهور خود را بیان کرد: «عاشق بوی ناپالم دم صبحم.»

این بازیگر در فیلم «سانتینی کبیر» نیز با همان ابهت ظاهر شد و نقش یک خلبان مستاصل نیروی دریایی را بازی کرد که فرزندان نوجوانش را آزار میداد و تحقیر میکرد. مایک مایرز در نقش دکتر ایول در دومین فیلم آستین پاورز با صحنهای که او با کوبیدن توپ بسکتبال به سر پسرش او را آزار میداد، شوخی کرد.
بازی آقای دووال در «اینک آخرالزمان» و «سانتینی کبیر»، او را دو سال پیاپی نامزد جایزه اسکار کرد. فیلم اول همچنین یک جایزه بفتا و اولین جایزه از چهار جایزه گلدن گلوب را برای او به همراه آورد. با این حال، نقش او به عنوان مک اسلج، خواننده الکلی در فیلم «بخششهای محبتآمیز»، بود که در نهایت اسکار را در دستانش قرار داد.
رابرت دووال برای بازی در فیلمهای «حواری» (۱۹۹۷)، درام حقوقی «یک اقدام/فعالیت مدنی» (۱۹۹۸)، و «قاضی» (۲۰۱۴) نیز نامزد دریافت جایزه اسکار شد.
در فیلم «حواری» که نویسندگی و کارگردانی آن را نیز بر عهده داشت، این بازیگر نقش یک مبلغ مذهبی پروتستان را بازی کرد که پس از ارتکاب جنایت، زندگی جدیدی را در لوئیزیانا آغاز میکند.
در زندگی واقعی، رابرت دووال در کودکی مرتب به کلیسا میرفت ولی تمایلی به بحث درباره اعتقاداتش نداشت و به این بسنده میکرد که بگوید: «همیشه یک مومن بوده است.»
این جمهوریخواه سرسخت درباره گرایشهای سیاسیاش البته چندان کمسخن نبود و در سال ۲۰۰۱ به عنوان مهمان در مراسم تحلیف رئیسجمهور جورج دبلیو بوش حضور داشت.
از دیگر نقشهای آقای دووال بر پرده سینما میتوان به یک افسر پلیس لسآنجلس در «رنگها»، یک فضانورد در «برخورد عمیق»، و مدیر تیم ناسکار در «روزهای تندر» در کنار تام کروز اشاره کرد. او در فیلم «جک ریچر» محصول ۲۰۱۲ بار دیگر با تام کروز همبازی شد و در آن نقش یک سرباز سابق را بازی کرد که صاحب اسلحه فروشی شده بود.

با این حال، رابرت دووال اغلب زمانی که سوار بر اسب بود خوشحالتر به نظر میرسید، خواه در مینیسریال تحسینشده «لونسام داو» باشد یا در فیلم وسترن کوین کاستنر با نام «چراگاه آزاد». این بازیگر سال ۲۰۱۶ گفت: «فکر میکنم ژانر وسترن به نوعی ما را تعریف میکند. انگلیسیها شکسپیر را دارند، فرانسویها مولیر را و روسها چخوف را دارند، ولی وسترن متعلق به ماست.»
از دیگر علایق رابرت دوال میتوان به فوتبال، تانگو و بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، اشاره کرد؛ شهری که میگفت، «بیشتر از هر جای دیگری» دوستش دارد. او یک بار گفت: «بازیگر جوانی از من پرسید 'بین پروژههای کاری چه میکنی؟ ' گفتم 'سرگرمی، سرگرمی و باز هم سرگرمی'. این کار تو را از مواد مخدر دور نگه میدارد.»
آقای دووال سه بار ازدواج کرد و طلاق گرفت؛ اکنون همسر چهارمش، لوسیانا پدرازا، بازیگر آرژانتینی، تنها بازمانده اوست. او هیچ فرزندی نداشت و سال ۲۰۰۳ در این باره گفت که این امر «هرگز میسر نشد.»
منبع: بی بی سی