بیوگرافی «کتایون ریاحی» بازیگر سابق سینما و تلویزیون
زیسان: کتایون ریاحی در ۱۰ دی ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد. او دارای یک فرزند به نام پوریاست که موسیقیدان و دارای تحصیلات آکادمیک در زمینه موسیقی است. برادر او علیرضا ریاحی از دیگر بازیگران سینما در ایران است.
به گزارش زیسان، کتایون ریاحی یکی از بازیگران شناخته شده سینمای ایران محسوب میشود که در آثار شاخصی فیلم بازی کرده و به چهرهای نامآشنا برای علاقهمندان به سینما تبدیل شده است. اگرچه حدود ۲۰ سال است که دیگر در سینما فعالیتی ندارد، اما مردم همچنان او را با آثاری، چون شام آخر و یوسف پیامبر به خاطر میآورند.

کارنامه هنری کتایون ریاحی
به گزارش زیسان، ریاحی با نویسندگی برای کودکان آغاز و با فیلم خبرچین به سینما آمد. اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او برای بازی در فیلم پاییزان انتخاب شد. در آن زمان در سینما چندان موفق نبود، اما با بازی در مجموعه پدرسالار توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعههای تلویزیونی پس از باران (۱۳۷۹) و شب دهم (۱۳۸۰) از او چهرهای شناختهشده ساخت.
او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در «شام آخر» مهمترین بازی دوران بازیگری خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم نامزد جایزه بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد. این زن حرف نمیزند دیگر فیلمی بود که ریاحی در آن ایفای نقش کرد. او برای بازی در این فیلم هم نامزد جایزه از هفتمین جشن خانه سینما شد.

آخرین بازی او در سریال یوسف پیامبر در نقش زلیخا بود. ریاحی در خرداد ۱۳۸۸ طی یادداشتی به سایت سیمافیلم، کنارهگیری خود از دنیای بازیگری را اعلام کرد. فرجالله سلحشور کارگردان یوسف پیامبر در گفتگویی در این مورد گفت که او گفته: «دیگر نمیتوانم فضاهای موجود سینما را تحمل کنم و از حرفه بازیگری کنارهگیری کرد. چون در فیلم یوسف پیامبر مسائل معنوی، آرامش، احترام، حیا و حجاب مطرح بود و وی نمیتوانست صحنههای دیگر را تحمل کند، گفت: دیگر نمیخواهم کار کنم و میخواهم شیرینی سریال یوسف پیامبر در ذائقه من بماند».
در فروردین ۱۳۹۲ تصاویری از کنسرت ابی در لسآنجلس منتشر شد که نشان دهنده حضور بدون حجاب زنی در کنار ابی بود که شباهت زیادی با ریاحی داشت. انتشار این تصاویر با حاشیههایی از سوی سایتهای خبری، معاون اجتماعی پلیس و فرجالله سلحشور همراه بود. سلحشور پیش از تکذیب یا تأیید ریاحی، در مصاحبه با رسانهها گفت: «این اتفاق مطلب ما را تأیید میکند که در شرایط فعلی و با این جریان، عوامل سینمای ما نمیتوانند درست رفتار کنند و این سینماست که معمولاً سینماگرانش را در آلودگی و فساد خودش غرق میکند. حال فرقی ندارد که آن بازیگر «یوسف» باشد یا فرد دیگری».

معاون اجتماعی نیروی انتظامی از برخورد با مسئله پوشش بازیگران سینما در خارج از کشور از طریق اینترپل گفت. در واکنش به این بحثها ریاحی انتساب این عکسها به خود را تکذیب کرد و گفت «متأسفم از اینکه در جامعه مترقی ایران، برخی از مردم از روی بیخبری و بیاطلاعی در صدد تخریب چهرههای شناخته شده هستند». همچنین برخی رسانهها مدعی شدند که این تصاویر متعلق به مهشید برومند، همسر دوم ابی است. ریاحی در ۱۵ تیر ۱۳۹۵، با حضور مهمان برنامه خندوانه به تلویزیون برگشت.
فعالیتهای سیاسی کتایون ریاحی
به گزارش زیسان، ریاحی یکی از امضاکنندگان بیانیه زنان سینماگر در فروردین ۱۴۰۱ برای پایاندادن به مناسبات خشونت جنسیتی در سینمای ایران بود.
ریاحی یکی از نخستین بازیگرانی بود که در شهریور ۱۴۰۱ در حمایت از مهسا امینی، دختر فوت شده در بازداشتگاه گشت ارشاد، کشف حجاب کرد. او در جواب به محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد، که گفته بود کسانی که «حجابشان را برداشتهاند به فکر فعالیت دیگری باشند»، گفت «پیشنهاد میکنم شما فکر یه کار آبرومند برای خودت باش».

مأموران امنیتی قصد داشتند او را بازداشت کنند، اما با ورود به خانهاش، ریاحی گریخته بود. برخی از وسایل شخصی او مانند لپ تاپش توسط مأموران ضبط شد. پس از آن خبری از ریاحی نبود و مدیر پیج اینستاگرام او گفت که جانش در خطر است. او در ۲۹ آبان در قزوین بازداشت شد. ریاحی در آذر ۱۴۰۱ با قرار وثیقه آزاد شد.

کتابهای کتایون ریاحی
به گزارش زیسان، ریاحی طی سال ۱۳۹۳، دو کتاب منتشر کرد. اولی با عنوان یک پنجره برای من با طرح جلدی از عباس کیارستمی و شامل هشت نمایشنامه است. به علاوه، در مقدمه این کتاب، بخشهای مختلف زندگی ریاحی شرح داده شده است. کتاب دوم او نیز یک داستان کودکانه باعنوان ماهی قرمز کوچولو است.

ادعای تعرض جنسی
به گزارش زیسان، ریاحی در خرداد ۱۴۰۱ اعلام کرد که ۲۵ سال پیش از سوی سعید پورصمیمی مورد تعرض قرار گرفته است. او در حساب اینستاگرام خود نوشت:
من توسط همکاران خودم و در خانه سینما به اتهامات واهی بازجویی و مؤاخذه شدم. آقای پورصمیمی که در نقش بازجو وارد شده بود با سوءاستفاده از موقعیت خود به من تعرض کرد. روزگار سختی بود و من هیچ نگفتم. هنوز پس از ۲۵ سال روح و روانم از این حادثه تلخ التیام نیافته و آزرده است.
