بلا تار خالق فیلم «اسب تورین» و «تانگوی شیطان» درگذشت
بِلا تار Tarr Béla کارگردان مجارستانی و برندهٔ جایزه کشوت است. عمدهٔ فیلمهای او شامل مضامین هنری و فلسفی هستند. از همکاران پرتکرار که بلا تار با آنها کار کرده است میتوان به لاسلو کراسناهورکایی (رماننویس)، میهای ویگ (آهنگساز فیلم)، فرد کلمن (فیلمبردار)، اریکا بوک (بازیگر)، و همسرش اگنش هرانیتسکی که گاهی در کارهای آخر او به عنوان کارگردان مشترک نامش برده شده است، اشاره کرد.
پس از انتشار آخرین فیلمش اسب تورین که در فهرست «بهترین» فیلمهای آخر سال بسیاری از منتقدان قرار گرفت، اعلام بازنشستگی قطعی خود را از ساختن فیلم بلند اعلام کرد. در فوریهٔ ۲۰۱۳ او مدرسهٔ فیلمی در سارایوو با نام film.factory تأسیس کرد، و در سال ۲۰۱۶ آن جا را ترک کرد. او از آن زمان برای اولین بار دو فیلم کوتاه را در نمایشگاهی در آمستردام در سال ۲۰۱۷ به نمایش گذاشته است.
زندگی بلاتار
بلا تار در شهر پچ به دنیا آمد و در بوداپست بزرگ شد. پدر و مادر او هر دو در تئاتر و صنعت فیلمسازی بودند. پدر او طراح صحنه بود و مادرش بیش از ۵۰ سال به عنوان سوفلور در یک تئاتر کار میکرد. تار در ۱۰ سالگی توسط مادرش به یک آزمون پذیرش نقش که توسط تلویزیون ملی مجارستان برگزار شده بود، معرفی شد و در آنجا موفق به کسب نقش پسر قهرمان داستان در یک اقتباس تلویزیونی از داستان مرگ ایوان ایلیچ اثر تولستوی شد.
پس از این نقش، تار به جز ایفای یک نقش کوچک در فیلم فصل هیولاها (۱۹۸۶) به کارگردانی میکلوش یانچو، نقشی را برای بازی به عهده نگرفت. به گفته خودش، در ابتدا او در پی تبدیل شدن به یک فیلسوف بود و فیلمسازی را به عنوان یک سرگرمی در نظر گرفته بود. اما پس از ساخت فیلم کوتاه ۸ میلیمتریاش، دولت مجارستان اجازه ورود به دانشگاه را به تار نداد و او به جای آن تصمیم گرفت که به فیلمسازی بپردازد.

کارهای نخستین
شروع کار تار در فیلمسازی، ساختن فیلمهای آماتور در ۱۶ سالگی بود. سپس به عنوان سرایدار به کار در خانه ملی فرهنگ و سرگرمی پرداخت.
بیشتر کارهای آماتور او مستندهایی بودند دربارهٔ زندگی کارگران و مردم فقیر در مناطق شهری مجارستان. کارهای آماتور بلا تار مورد توجه استودیو بلا بالاژ، نظریهپرداز سینما قرار گرفت. این مؤسسه به تار کمک کرد تا نخستین اثر بلند خود با نام آشیانه خانوادگی را در ۲۲ سالگی جلوی دوربین ببرد.
تار این فیلم را بدون هیچ بودجهای و با بازیگران غیرحرفهای طی ۶ روز در لوکیشنهای اصلی جلوی دوربین برد. بازیگران بی هیچ دستمزدی و تنها به خاطر دوستی با تار در این فیلم بازی کردند. فیلم به مدرسه بوداپست و مستندساز سبکهای رایج آن زمان در استودیو بلا بالاژ وفادار بود. سبکی که مبتنی بر حفظ رئالیسم اجتماعی مطلق بر روی صفحه نمایش بود. به عقیده منتقدان نیز این فیلم یک اثر واقعگرایی سوسیالیستی بود که از آثار جان کاساوتیس تأثیر گرفته بود.
هر چند که تار هرگونه آشنایی با فیلمهای جان کاساویتس پیش از فیلمبرداری آشیانه خانوادگی را تکذیب کرد. این فیلم در سال ۱۹۷۹ انتشار یافت و در همین سال جایزه بزرگ جشنواره فیلم مانهایم را از آن خود کرد.
پس از اتمام آشیانه خانوادگی تار تحصیلات خود را در مدرسه هنرهای نمایشی و سینمایی مجارستان آغاز کرد. در سال ۱۹۸۱ بیگانه و در سال بعد از آن مردم پیشساخته را کارگردانی کرد که در ادامه کار پیشین او به همراه تغییرات کوچکی در سبک بود. در فیلم آخر، تار برای نخستین بار از بازیگران حرفهای در نقشهای اصلی استفاده کرد.
فیلمهای نخستین بلا تار تا اواسط دهه ۱۹۸۰ به ژانر مستند داستانی تعلق دارند و او با دو فیلم بیگانه (۱۹۸۱) و مردم از پیش ساخته (۱۹۸۲) در پایهریزی این ژانر نقش درخوری داشت. قواعد اصلی سبک مستند داستانی شامل استفاده از بازیگران غیرحرفهای، عدم استفاده از فیلمنامه کامل و بداههپردازی در بیان دیالوگها، و استفاده از دوربین روی دست میشد. هدف اصلی فیلمسازان این ژانر در وهله نخست هدفی سیاسی در به تصویر کشیدن واقعیت زیر نقاب داستان بود.
تغییر چشمگیر کارهای بلا تار از سال ۱۹۸۲ و از اقتباس تلویزیونی مکبث آغاز شد. این فیلم تنها از دو شات تشکیل شده بود. شات اول (پیش از عنوان اصلی) به مدت پنج دقیقه، و شات دوم به مدت ۶۷ دقیقه.
نه تنها حساسیتهای بصری بلا تار از کلوز-آپهای خام به سوی مدیومهای انتزاعی و لانگ شاتها حرکت کرد، بلکه نگرش فلسفیاش نیز از رئالیسم ترسناک به سوی چشمانداز متافیزیکی بیشتر شبیه به آنچه در آثار تارکوفسکی بود، متمایل شد. تار خود را تحت تأثیر راینر ورنر فاسبیندر دانسته است.