دردسر پرداخت مهریه؛ پایان زورگیری مسلحانه قهرمان کشتی و پیانیست!
ساعت ۶ صبح سه شنبه، زوج جوان با دو ماشین ۲۰۷ خود راهی وردیج شدند و سرگرم عکاسی از طلوع خوشید بودند که ناگهان دو سارق موتور سوار به سمتشان هجوم بردند. یکی از آنها اقدام به تیراندازی کرده و نفر دیگر با قمه، زوج جوان را زخمی کرد. آنها دو گوشی آیفون زوج جوان و سوئیچ ماشینش هایشان را به سرقت بردند. هرچند متهمان پس از انجام سرقت بی رحمانه، سوار بر موتور خود شدند و فرار کردند، اما ماموران کلانتری چیتگر که صدای تیراندازی را شنیده و در حال گشت زنی در آن محدوده بودند، تنها ۷ دقیقه پس از این زورگیری مسلحانه موفق شدند هردو متهم را دستگیر کنند.
مجرمان سابقه دار
صبح روز گذشته متهمان و شاکیان پرونده به مجتمع سرکلانتری دوم منتقل شدند. سرهنگ محمد افشار سرکلانتر دوم پلیس پیشگیری تهران درباره این پرونده به همشهری گفت: وقتی ماموران کلانتری چیتگر در انتهای بلوار اردستانی به زورگیران موتور سوار دستور ایست دادند و آنها توجهی نکردند، اقدام به شلیک هوایی کردند که هردو متهم دستگیر شدند. در بازرسی از متهمان، اموال مسروقه به همراه یک قبضه کلت کمری، دو قبضه شمشیر و قمه به همراه چند فقره چک کشف کردند. بررسیها نشان میداد که متهمان علاوه بر زورگیری، اقدام به شرارت و شرخری نیز میکنند و برای نقد کردن چک ها، دستمزدهای آنچنانی میگیرند.
به خاطر پرداخت مهریه
یکی از متهمان قهرمان کشتی و پیانیست است. او با همدستی دوستش نقشه زورگیری مسلحانه کشیدند و میگویند، انگیزه هردویشان، پرداخت مهریه است. گفتوگو با قهرمان کشتی را در ادامه میخوانید.
چند وقت است که نقشه سرقت کشیدهاید؟
یک هفتهای میشود. چون تازه از زندان آزاد شده بودیم و باید مهریه پرداخت میکردیم. به همین دلیل با تهیه اسلحه، قمه و شمشیر نقشه سرقت کشیدیم، اما در اولین سرقت گیر افتادیم. درواقع از روزی که تصمیم گرفتیم هربار به بن بست خوردیم.
روز اول بنزین تمام کردیم، روز دوم بچهها مهمانی دعوتمان کردند و بیخیال شدیم، روز سوم موتور نداشتیم تا اینکه روز ششم نقشه سرقت را عملی کردیم، اما ۷ دقیقه بعد از سرقت هم گیر افتادیم.
از روز حادثه بگو؟
سوار بر موتور بودیم و به سمت وردیج رفتیم. چون ۶ صبح، خیلی آنجا خلوت بود. با دیدن زن و شوهر تنها وسوسه شدیم که از آنها سرقت کنیم. ظاهر آنها به پولدارها میخورد و مشخص بود که وضع مالی خوبی دارند.
چرا اقدام به تیراندازی کردید؟
برای ایجاد رعب و وحشت.
نترسیدی، گلوله به آنها برخورد کند و مرتکب جنایت شوی؟
نه به صورت هوایی شلیک کردیم.
اما با قمه، مجروحشان کردید؟
چون مقاومت کردند و میخواستیم بترسند و هرچه دارند به ما بدهند.
زیر گردنت سه مثلث داخل هم خالکوبی شده معنای خاصی دارد؟
نماد تولد، مرگ و زندگیست. یعنی دنیا ارزشی ندارد. یک روز متولد میشویم و معلوم نیست کی از این دنیا میرویم.
سابقه داری؟
۷ یا ۸ باری به خاطرشرارت، سرقت، خفتگیری، شرخری و حالا هم به جرم سرقت، بازداشت شدهام.
اولین بار به چه جرمی بازداشت شدی؟
شرارت. در درگیری خیابانی قمه در دست داشتم و درگیر شدم.
شرخری هم میکنی؟
بله. مبالغ بالای ۱۰۰ میلیون را به صورت درصدی ۵ تا ۱۰ درصد انجام میدهم. از آنجایی هم که مالباختهها خودشان مقصر هستند شکایتی نمیکنند
ورزش کاری؟
کشتی گیرم. دوستم هم بدنسازی کار میکند. من مدال طلای استانی در رشته کشتی و فایتر دارم.
با همدستت چطور آشنا شدی؟
اینطوری ما را نگاه نکنید من موسیقی دانم و پیانو میزنم و به همراه دوستم در در سوپرمارکت کار میکردیم. از زمانی که همسرهایمان درخواست طلاق دادند و مهریه هایشان را به اجرا گذاشتند، دچار مشکلات شدید مالی شدیم.
تصورش را میکردید به این زودی دستگیر شوید؟
ما خیلی بدشانسیم و باید از ما در گینس به عنوان بدبیارترین آدمها نام ببرند. تصور کنید در اولین سرقت، بعد از حدود ۷ دقیقه دستگیر شدیم. این بدبیاری و بدشانسی نیست؟
حرف آخر؟
پشیمانم. اگر آزاد شوم دور خلاف را خط خواهم کشید و رویاهایم را که ستاره شدن در موسیقی است، دنبال خواهم کرد.
منبع: همشهری