سرنوشت تلخ وزیر دربار محبوب؛ چگونه انگلیسیها رضا شاه را مجبور به کشتن تیمورتاش کردند؟!
زیسان: عبدالحسین تیمور تاش به عنوان وزیر دبار و یکی از موثرترین افراد در بنیانگذاری سلسله پهلوی، مهمترین شخص مورد اعتماد رضا شاه بود. این وزیر مخوف و پرنفوذ به اندازهای مورد اعتماد شاه بود که حتی قدرت سیاسی در داخل و خارج کشور را در اختیار داشت. اما ماجرای طلب افزایش حق نفت ایران موجب شد که این وزیر پر قدرت توسط رضا شاه از صحنه روزگار محو شد.
به گزارش «زیسان»، از ابتدای به قدرت رسیدن رضا شاه، او از سهم ایران از درآمد نفت راضی بود. در سالهای ابتدای جرات طرح این مساله را خطاب به دولت انگلستان نداشت، اما به تدریج با تدابیر ویژه تیمور داشت، باب مذاکره میان شرکت نفت ایران و انگلیس باز شد. تلاشهای رضا شاه به هیچ عنوان کارساز نبود؛ زیرا نمایندگان شرکت انگلیسی و دولت لندن به هیچ عنوان حاضر به دادن کوچکترین امتیازی نبودند.
در چنین شرایطی رضا شاه، تیمور تاش یعنی دست راست خود در حکمرانی را مامور سفر به بریتانیا برای حل این مساله کرد. به درخواست پادشاه، عبدالحسین تیمور تاش در ۱۵ شهریور ۱۳۱۰ برای آخرین بار عازم اروپا شد، اما نه تنها کاری پیش نبرد، بلکه سر خود را نیز بر باد داد.
تیمور تاش ماموریت داشت به هر نحوی موجبات افزایش سهم ایران از درآمدن نفت را ایجاد کند و به پنج سال مذاکره بی هدف با دولت انگلستان در این زمینه پایان دهد. تیمور تاش به مدت یک ماه با مدیران شرکت در لندن مذاکره کرد، اما نتیجهای حاصل نشد. او حتی ناچار شد با وزیر امور خارجه انگلیس (سر جان سیمون) ملاقات و مذاکره کند که این هم نتیجه نداد.

تیمورتاش با نتیجه نگرفتن از مذاکرات در لندن عازم پاریس شد و با دو تن از بزرگترین متخصصین فرانسوی و سوئیسی به مشورت پرداخت. طرح این دو متخصص امکان بهرهبرداری از نفت در ایران را تدارک دید. طرح آنها دائر بر امکان لولهکشی سرتاسری، استخراج گاز طبیعی، پرداخت مالیات و احیانا تصور ملی کردن نفت بود.
زمانی که انگلیسیها پی بردند که تیمورتاش میخواهد از راههای دیگری وارد گود شود، به سرعت به چارهاندیشی اقدام کردند. آنها میدانستند وزیر دربار فردی سمج و مورد عنایت شاه است. آنها در همین لحظه تصمیم گرفتند که تیمورتاش از میان برداشته شود که تا دیگر کسی از دولتمردان جرات مقابله با بریتانیا را به ذهن خود راه ندهد. از همان روز تیمورتاش از قدرت، بلافاصله طرح در دستور اجرا قرار گرفت.
دستگاههای اطلاعاتی انگلستان نخست در صدد ایجاد اختلاف بین شاه و تیمورتاش برآمدند. آنها باید تدابیری میاندیشیدند که شاه نسبت به او بدگمان و ظنین شود. نخستین برنامه دستگاه اطلاعاتی انگلستان بطور ناگهانی این بود که به مطبوعات انگلستان دستور داده شد که از این تاریخ به بعد عنوان تیمورتاش در مطبوعات انگلستان والا حضرت اقدس باشد و مطالبی در تأیید، دانائی قدرت کار و لیاقت او در انجام امور نوشته شود.

جراید انگلستان به مدح و ستایش تیمورتاش پرداختند و از پیشرفتهای ایران در چند سال اخیر تجلیل نموده و همه را مدیون راهنمائی و تدابیر تیمورتاش دانستند و بالاخره روزنامه تایمز مقاله معروف خود را درباره تیمورتاش انتشار داد.
در قسمتی از این مقاله مفصل تیمورتاش بهعنوان طراح سیاستهای ایران و اعمال، پهلوی به خواننده میشناساند؛ و در این ضمن زمینه را برای وارد کردن ضربه نهانی آماده میسازد آنگاه مسئله کناره گیری رضاشاه از سلطنت، حتی احتمال مرگ او را پیش میکشد و با اشاره به امکان تشکیل شورای نیابت چنین مینویسد: ناظران سیاسی مدتها است پی به این نکته بردهاند که اداره کننده حقیقی مملکت و روح تشکیلات کشور همانا عبد الحسین خان تیمورتاش است.
در موارد بسیار نادری که خود شاه در ملاء ظاهر میشود آشکارا میتوان دید که از آن سرباز تندرست و قوی بنیه پیش چیزی جز نمای ظاهری باقی نمانده است. این در شرایطی است که تیمورتاش جاهطلب با ۵۱ سال سن راه نیل به مقصود از انهدام هیچ قانونی یا انسانی باک ندارد در آن صورت باید دید یک بچه خردسال ۱۳ ساله چه شانسی برای جانشینی پدر دارد. تاثیر چنین مقالهای طبعاً در ذهن ظنین و خرافی رضاشاه بسیار بسیار زیاد بود.

این تنها مقاله روزنامه تایمز نبود که تیمورتاش را رسماً جانشین رضاشاه معرفی کرد بلکه غالب روزنامههای اروپانی که با دستگاه اطلاعاتی انگلستان همکاری داشتند مطالب مختلفی درباره آینده ایران و نقش تیمورتاش در آن به رشته تحریر در میآوردند.
این مقالات مدح شبیه ذم آنقدر زیاد بود که برای هر کسی این باور را ایجاد میکرد، بعضی از روزنامهها شاه را مترسک معرفی میکردند همه تحولات را در ایران ناشی از قدرت فکری تیمورتاش میدانستند. هیچگونه سهمی برای شاه مقتدر قائل نبودند این اخبار واطلاعات تدریجاً توسط افراد مختلف به گوش شاه میرسید و شاه هم کم کم مطالب روزنامههای خارجی را زمینه سازی برای آینده تیمورتاش تصور مینمود.

رضا شاه بالاتر از ۶۰ سال سن داشت. ظاهرا او از مرگ احتمالی خود به دلیل بالار فتن عمر نگران بود. این در شرایطی بود که تیمورتاش تنها ۵۱ سال عمر داشت و جاه طلب نیز بود؛ لذا دولت انگلستان بتدریج این ایده را در فکر و ذهن شاه جا انداخت که او قصد پادشاهی یا حتی کودتا دارد.
در ادامه موضوع جاسوسی تیمورتاش برای شوروی نیز از طریق چند افسر اطلاعاتی روس که به انگلستان فرار کرده بودند، به عرض شاه رسید. سرانجام این ماجرا صدور دستور دستگیری تیمورتاش در ۳ دی ۱۳۱۱ از سوی رضا شاه و قتل فجیع او در ۹ مهر ۱۳۱۲، در زندان قصر بود.